سوزمحتشم کاشانی
يکي از مهمترين و معروفترين شعراي دوره صفوي، محتشم کاشاني، شاعر دربار شاه طهماسب بود. گر چه اين شاعر به روزگار جواني شعر مي گفت، غزل سرايي مي نمود و حتي به مديحه گفتن نيز اهتمام کرد، ولي بعد به ملاحضه تمايل ديني و احساسات شيعي دربار صفوي، موضوع تازه اي پيش آورد و اشعاري در رثاي امامان شيعه سرود و در اين سبک شهرت يافت، به طوري که مي توان او را معروفترين شاعر مرثيه گوي ايران دانست، گر چه شعراي معدودي قبل از او و تعداد زيادي هم بعد از او در اين سبک سخن سرايي کرده اند.
مرثيه دوازده بندي مولانا محتشم کاشاني، تا به امروز لطف خود را که ناشي از صفا و صداقت حقيقي آن است از دست نداده است. مرثيه هاي وي درباره کربلا بسيار شورانگيز است. از اين اشعار مکرر تقليد شده ولي هيچکس نتوانسته برتر از آن بسرايد... شکواييه يازده بندي وي در رثاي برادرش عبدالغني هم که رابط ميان او و دربار هند بود معروف است.
وفات او را به سال 996 هجري قمري به سن 91 سالگي اتفاق افتاد.

بند اول
باز این چه شورش است كه در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است كز زمین
بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از كجا كزو
كار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع مىكند از مغرب آفتاب
كاشوب در تمامى ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام كه نامش محرم است
در بارگاه قدس كه جاى ملال نیست
سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است
جن و ملك بر آدمیان نوحه مىكنند
گویا عزاى اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده كنار رسول خدا حسین
"محتشم كاشانى"
بنام خدا