ولادت امام زمان (عج)

به بهانه نیمه شعبـان سالروز ولادت منجی عالم بشریت

مرحوم فشندی تهرانی می گوید:«در مسجد جمکران اعمال را به جا آورده ،به همراه همسرم بر می گشتم .در راه ،آقایی نورانی را دیدم که داخل صحن شده ،قصد دارند به طرف مسجد بروند. با خود گفتم :این سید در این هوای گرم تابستان تازه از راه رسیده و [حتماً]تشنه است.به طرف سید رفتم و ظرف آبی را به ایشان تعارف کردم . [سید ظرف آب را گرفت و نوشید] و ظرف آن را برگرداند در این حال عرضه داشتم :آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر فرج ایشان نزدیک شود!

آقا فرمودند :«شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ،ما را نمی خواهند. اگر بخواهند ،دعا می کنند و فرج ما می رسد».

این سخن را فرمود و تا نگاه کردم کسی را ندیدم. فهمیدم که وجود اقدس امام زمان را زیارت کرده ام و حضرتش ،امر به دعا کرده است»   [شیفتگان حضرت مهدی (عجل الله)  :احمد قاضی زاهدی  جلد ۱    صفحه ۱۵۵]

 واقعا شنیدن این مطلب از مولایمان بسیار دردناک است که ایشان فرمودند که ما ایشان را حتی به اندازه ی آب خوردن هم نمی خواهیم.. درست است ؛ می دانیم که ما منتظر واقعی نبودیم ؛ اما  این را می دانم که هر صبح جمعه در دعای ندبه با چشمان گریان میگوییم:

مَـتــــی نَنـــتَـــفعُ مِـن عَــذبِ مــآئِــکَ فَـــقَد طـــالَ الصَّــــدی

آری  مولای مهربانم ، کی از چشمه ی آب زلال تو بهره مند می شویم که تشنگی به درازا کشید

تعجیل درفرجش و سلامتی وجود نازنینش صلوات

اثر خواندن دعای فرج در قنوت


اثر خواندن دعای فرج در قنوت

1- برای تعجیل فرج حضرت ولی عصر(عج) بسیار دعا کنید که فرج شما در آن است
2- این دعا سبب زیاد شدن نعمت هاست
3-اظهار محبت قلبی است
4- نشانه ی انتظار است
5- زنده کردن امر ائمه اطهار(ع) است
6- مایه ناراحتی شیطان لعین است
7-نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است
8- اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است که اداء حق هر صاحب حقی ؛ واجب ترین امور است
9- تعظیم خداوند و دین خداوند است
10- حضرت صاحب الزمان (عج) در حق او دعا می کند
11- شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود
12- شفاعت پیغمبر (ص) ان شالله شامل حالش می شود
13- این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت او است
14- مایه ی استجابت دعا می شود
15- اداء اجر رسالت است
16- مایه دفع بلاست
17- سبب وسعت روزی است انشالله
18- باعث آمرزش گناهان است
19- سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا در خواب می شود انشالله
20-سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود انشالله
21- از برادران پیغمبر (ص) خواهد بود
22- فرج مولای ما صاحب الزمان (عج) زودتر واقع می شود
23- پیروی از پیغمبر و امامان خواهد بود
24- وفای به عهد و پیمان خداوندی است
25- آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می گردد
26-فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود
27- زیاد شدن اشراف نور امام(عج) در دل اوست
28- سبب طولانی شدن عمر است
29- تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی است
30- رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است
31- سبب هدایت به نور قرآن مجید است
32- نزد اصحاب اعراف معروف می گردد
33- به ثواب طلب علم نائل می شود انشالله
34- از عقوبت های اخروی در امان می ماند
35- هنگام مرگ به او مژده می رسدو با او به نرمی رفتار می شود
36-این دعا اجابت دعوت خدا و رسول(ص) است

38- محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود
39 – عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خداوند خواهد بود
40- از اهل بهشت خواهد شد
41- دعای پیغمبر (ص) شاملش می شود
42- کردارهای بد او به کردارهای نیک مبدل می شود
43- خداوند متعال در عبادت او را تایید می فرمایند
44- ان شاالله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود
45- ثواب کمک به مظلوم را دارد
46- ثواب احترام به بزرگتر و واضح تر نسبت به او دارد
47- پاداش خونخواهی حضرت حسین(ع) را دارد
48- شایستگی دریافت احدایث ائمع(ع) را دارد
49- نور او برای دیگران نیز روز قیامت درخشان می گردد
50- هفتاد هزار نفر گناهکار را شفاعت می کند
51- دعای امیرالمومنین(ع) در روز قیامت شاملش می شود
52- بی حساب داخل بهشت می شود
53- از تشنگی روز قیامت در امان می ماند
54- در بهشت جاودان است
55- مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست
56- روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می کند
57- خداوند عزوجل از خدمتگزاران بهشت تصیبش می فرماید
58- در سایه گسترده ی خداوند قرار گرفته است و رحمت بر او نازل می شود مادامی که مشغول آن دعا باشد
59- پاداش نصیحت مومن دارد
60- مجلسی که در آن برای حضرت قائم(عج) دعا شود محل حضور فرشتگان می گردد
61- دعا کننده مورد مباهات خداوند می شود
62- فرشتگان برای او آمرزش می کنند
63- از نیکان مردم پس از ائمه(ع) می شود
64- این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند در بهشت به او حکومت می دهد
65- مایه ی خرسندی خداوند عزوجل است
66- مایه ی خوشنودی پیامبر(ص) است
67- این دعا خوشایند ترین اعمال نزد خداوند است
68- از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت می دهد
69- حساب او آسان می شود
70- این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود
71- این عمل بهترین اعمال است
72- باعث دوری غصه هاست
73-دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور است
74-فرشتگانش درباره اش دعا می کنند
75- دعای حضرت سجاد(ع) که نکات و فوائد زیادی دارد شامل حالش می گردد
76- این دعا تمسک به ثقلین است
77- چنگ زدن به ریسمان الهی است
78- سبب کامل شدن ایمان است
79- مانند ثواب همه بندگان به او می رسد
80- تعظیم شعائر خداوند است
81- این دعا ثواب کسی است که با پیامبر(ص) شهید شده را دارد
82- ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم(عج) شهید شده را دارد
83- ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان (عج) را دارد
84- در این دعا ثواب گرامی داشتن عالم هست
85 – پاداش گرامی داشتن شخض کریم را دارد
86- در میان گروه ائمه(ع) محشور می شود
87- درجات او در بهشت بالا می رود
88- به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نائل می شود
89- از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماد
90- و رستگاری به سبب شفاعت حضرت فاطمه زهرا (س) را در پی دارد


گپ خودمونی

سخنی با آقا (عجّل الله تغالی فرجه الشریف) 

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن،

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن.

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم،

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم.

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم،

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم.

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن،

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن.

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن،

گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن.

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن،

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن.

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه،

گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه.

گفتم رخت را از من واله مگردان،

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان.

گفتم به جان مادرت من را دعا کن،

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن.

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم،

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم.

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن،

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن.

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان،

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان.

گفتم که شام تا دلها را سحر کن،

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن.

گفتم که از هجران رویت بی قرارم،

گفتا که روز وصل را در انتظارم.

فساد فراگیر از علائم ظهور است ؟

مگر نمیگویند تا جهان پراز ظلم و جور نشود آقا نمی آید وفساد فراگیر از علائم ظهور است ؟

پس گناه کنیم تا آقا زودتر بیاید؟

برداشت قشرى از مردم، از مهدويّت و قيام و انقلاب مهدى موعود اين است كه صرفاً ماهيت انفجارى دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعيضها و اختناقها و حق كشى‏ها و تباهيها ناشى مى‏شود؛ نوعى سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است. آنگاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقيقت هيچ طرفدارى نداشته باشد، باطل يكه‏تاز ميدان گردد، جز نيروى باطل نيرويى حكومت نكند، فرد صالحى در جهان يافت نشود، اين انفجار رخ مى‏دهد و دست غيب براى نجات حقيقت- نه اهل حقيقت، زيرا حقيقت طرفدارى ندارد- از آستين بيرون مى‏آيد. عليهذا هر اصلاحى محكوم است، زيرا هر اصلاح يك نقطه روشن است؛ تا در صحنه اجتماع نقطه روشنى هست دست غيب ظاهر نمى‏شود. بر عكس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعيض و هر حق كشى، هر پليدى‏اى به حكم اينكه مقدمه صلاح كلى است و انفجار را قريب‏الوقوع مى‏كند رواست، زيرا «الْغاياتُ تُبَرِّرُالْمَبادى» (هدفها وسيله‏هاى نامشروع را مشروع مى‏كنند). پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار، ترويج و اشاعه فساد است.اينجاست كه گناه، هم فال است و هم تماشا، هم لذت و كامجويى است و هم كمك به انقلاب مقدس نهايى. اينجاست كه اين شعر مصداق واقعى خود را مى‏يابد:

در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد طاعت از دست نيايد گنهى بايد كرد

اين گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهيان از منكر با نوعى بغض و عداوت مى‏نگرند، زيرا آنان را از تأخير اندازان ظهور و قيام مهدى موعود (عجّل اللَّه تعالى فرجه) مى‏شمارند. برعكس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمير و انديشه با نوعى رضايت به گناهكاران و عاملان فساد مى‏نگرند، زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مى‏نمايند.اين نوع برداشت از ظهور و قيام مهدى موعود و اين نوع انتظار فرج كه منجر به نوعى تعطيل در حدود و مقررات اسلامى مى‏شود و نوعى «اباحيگرى» بايد شمرده شود، به هيچ وجه با موازين اسلامى و قرآنى وفق نمى‏دهد. انتظار سازنده‏(جواب اول)آن عده از آيات قرآن كريم- كه همچنان‏كه گفتيم ريشه اين انديشه است و در روايات اسلامى بدانها استناد شده است- در جهت عكس برداشت بالاست. از اين آيات استفاده مى‏شود كه ظهور مهدى موعود حلقه‏اى است از حلقات مبارزه اهل‏ حق و اهل باطل كه به پيروزى نهايى اهل حق منتهى مى‏شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه آن فرد عملًا در گروه اهل حق باشد. آياتى كه بدانها در روايات استناد شده است نشان مى‏دهد كه مهدى موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مظهر نويدى است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است، مظهر پيروزى نهايى اهل ايمان است:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ امَنوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْارْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِى ارْتَضى‏ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ امْناً يَعْبُدونَنى لايُشْرِكونَ بى شَيْئاً ...(55نور) خداوند به مؤمنان و شايسته كاران شما وعده داده است كه آنان را جانشينان زمين قرار دهد [همچنان‏كه پيشينيان را قرار داد]، دينى كه براى آنها آن را پسنديده است مستقر سازد، دوران خوف آنان را تبديل به دوران امنيت نمايد (دشمنان آنان را نابود سازد)، بدون ترس و واهمه خداى خويش را بپرستند و اطاعت غير خدا را گردن ننهند و چيزى را در عبادت يا طاعت شريك حق نسازند. ظهور مهدى موعود، تحقق بخش وعده‏اى است كه خداوند متعال از قديم‏ترين زمانها در كتب آسمانى به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آنِ آنان است و پايان تنها به متقيان تعلق دارد:وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ انَّ الْارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحونَ(105انبیا)انَّ الْارْضَ لِلّهِ يورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَن(128اعراف) حديث معروف كه مى‏فرمايد: "يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْارْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً" نيز شاهد مدعاى ماست نه بر مدعاى آن گروه. در اين حديث نيز تكيه بر روى ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى‏رساند كه قيام مهدى براى حمايت مظلومانى است كه استحقاق حمايت دارند.ظهور مهدى موعود منّتى است بر مستضعفان و خوارشمرده‏شدگان، و وسيله‏اى است براى پيشوا و مقتدا شدن آنان، و مقدمه‏اى است براى وراثت آنها خلافت الهى را در روى زمين:وَ نُريدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفوا فِى الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين(5قصص).

بديهى است كه اگر گفته شده بود: «يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْارْضَ ايماناً وَ تَوْحيداً وَ صَلاحاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ كُفْراً وَ شِرْكاً وَ فَساداً » مستلزم اين نبود كه لزوماً گروهى مستحق حمايت وجود داشته باشد. در آن صورت استنباط مى‏شد كه قيام مهدى موعود براى نجات حقِ از دست رفته و به صفر رسيده است نه براى گروه اهل حق ولو به صورت يك اقليت.

شيخ صدوق روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند مبنى بر اينكه "اين امر تحقق نمى‏پذيرد مگر اينكه هر يك از شقى و سعيد به نهايت كار خود برسد".(کافی ج 1 ص 399.کمال الدین ج 2 ص 346.کشف الغمه ج2 ص 461.غیبت نعمانی ص 208).پس سخن در اين است كه گروه سعداء و گروه اشقياء هر كدام به نهايت كار خود برسند؛ سخن در اين نيست كه سعيدى در كار نباشد و فقط اشقياء به منتهى‏ درجه شقاوت برسند. در روايات اسلامى "سخن از گروهى زبده است كه به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مى‏شوند". بديهى است كه اين گروه ابتدا به ساكن خلق نمى‏شوند و به قول معروف از پاى بوته هيزم سبز نمى‏شوند.معلوم مى‏شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمينه‏هايى عالى وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مى‏دهد.اين خود مى‏رساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است، بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كمّيت قابل توجه نباشند از نظر كيفيت ارزنده‏ترين اهل ايمان‏اند و در رديف ياران سيدالشهداء.(قیام وانقلاب مهدی علیه السلام،ج24،ص437تا439،بااندکی جابجایی عبارات)

نکته:منظور از مظلومان مستحق حمایت(،که حضرت برای حمایت آنها، قیام میکند)، همان اهل حق میباشد.

انتظار سازنده‏(جواب دوم)توجه:این جواب دوم که از کتاب دیگر شهید(رضی الله عنه) آورده شده، مکمل جواب اول است گرچه آن جواب به تنهایی ثابت کرد که انتظار ظهور،به معنی جواز اشاعه فساد و ترک تکالیف فردی(مثل نماز و روزه و...) واجتماعی(مثل جهاد و امربه معروف ونهی از منکر و...) نیست؛لکن در این جواب به طور دقیق تری تبیین می شود که انتظار ظهور،مسئولیت انجام تکالیف اجتماعی را دوچندان می کند.

اما جواب: هميشه در دنيا پريشانى پيدا مى‏شود، پشت سر پريشانى سامان پيدا مى‏شود، بعد اين سامان تبديل به پريشانى مى‏شود اما پريشانىِ در يك سطح عاليتر، نه در سطح پايين. بعد آن پريشانى تبديل به يك سامان مى‏شود، باز در يك سطح عاليتر از سامان اول. بعد آن سامان تبديل به يك پريشانى مى‏شود، باز پريشانى در يك سطح عاليتر. يعنى اين پريشانىِ بعد از آن سامان، حتى بر خود آن سامان برترى دارد.لهذا مى‏گويند حركت اجتماع بشر حركت حلزونى است، يعنى حركت دورى ارتفاعى است، در عين اينكه اجتماع بشر دور مى‏زند، در يك سطح افقى دور نمى‏زند، رو به بالا دور مى‏زند. بله، مرتب سامانها به پريشانيها مى‏گرايد اما پريشانى‏اى كه در عين اينكه پريشانى است در سطح بالاتر است.

بدون شك امروز دنياى ما يك دنياى پريشان و از هم گسيخته‏اى است، يك دنيايى است كه الآن اختيار از دست زمامداران بزرگ درجه اول آن هم بيرون است، اما اين يك پريشانى است در سطح جهان، با پريشانىِ در دِه از زمين تا آسمان فرق مى‏كند، با سامان يك روستا هم از زمين تا آسمان فرق مى‏كند، با سامان يك شهر هم از زمين تا آسمان فرق مى‏كند.

بنابراين ما، هم رو به پريشانى مى‏رويم و هم رو به سامان، در آنِ واحد. ما كه رو به ظهور حضرت حجت مى‏رويم، در آنِ واحد، هم رو به پريشانى مى‏رويم، (مراد پریشانی جهانی که نتیجه پر شدن دنیا از ظلم وجور است)، و هم رو به سامان مى‏رويم، (مراد سامانی جهانی که نتیجه پر شدن دنیا از عدل و داد است). كِى در صد سال پيش- تا چه رسد به پانصد سال پيش- اين افكارى كه‏ امروز در ميان افراد بشر پيدا شده، پيدا شده بود؟! امروز ديگر روشنفكران جهان مى‏گويند: يگانه راه چاره بدبختيهاى امروز بشر تشكيل يك حكومت واحد جهانى است. اصلا در گذشته چنين فكرى به مخيله بشر نمى‏توانست خطور كند.

پس چون ما در عين اينكه رو به پريشانى مى‏رويم رو به سامان هم مى‏رويم، لهذا اسلام هرگز دستور نمى‏دهد [كه تكاليف را انجام ندهيد.] اگر غير از اين بود دستور مى‏داد كه محرمات را ارتكاب كنيد، واجبات را ترك كنيد، امر به معروف و نهى از منكر نكنيد، بچه هايتان را تربيت نكنيد، بگذاريد فساد بيشتر شود؛ شما كه مى‏رويد دنبال نماز خواندن، روزه گرفتن، امر به معروف، تأليف كتاب، سخنرانى، تبليغ، و مى‏خواهيد سطح تبليغات را بالا ببريد، شما كه مى‏خواهيد اصلاح كنيد، ظهور حضرت حجت را تأخير مى‏اندازيد. خير، همين اصلاحات هم ظهور حضرت حجت را نزديك مى‏كند همان‏طور كه آن پريشانيها نيز ظهور حضرت حجت را نزديك مى‏كند. ابداً مسأله انتظار ظهور حضرت حجت نبايد اين خيال را درخاطر ما بياورد كه ما كه منتظر ظهور هستيم پس فلان تكليف- كوچك يا بزرگ- از ما ساقط است؛ هيچ تكليفى از ما ساقط نمى‏شود.(سیری در سیره ائمه اطهارعلیهم السلام،ج18،ص179و180،بااندکی تصرف) نکته:بنابراین جواب،ما وظیفه داریم در راستای مقدمه سازی آن سامان جهانی، مخصوصا تکالیف اجتماعی خود را به خوبی انجام دهیم چرا که در جواب اول گذشت که قیام حضرت، ماهیت انفجاری ندارد بلکه همچون رسیدن یک میوه است، احتیاج به مقدماتی دارد ویکی از مقدمات آن، انجام یک تکلیف اجتماعی است که ما در دعای معروف سلامتی حضرت می خوانیم:"اللهم کن لولیک...حتی تسکنه ارضک طوعا و..." در این دعا ابتدا از خدا می خواهیم نسبت به حضرت حجت(عج)، شش حاجت ما را(1-ولیا 2-حافظا ...6-عینا) بر آورده کند که قدر جامع آن حاجات این است که خدایا خیلی هوای امام زمان مرا داشته باش، خب که چی بشه؟در ادامه دعا مشخص میشه که فلسفه این دعای ویژه برای سلامتی حضرت چیست،بله حتی تسکنه ارضک طوعا.

یکی از بهترین ترجمه های مفاتیح در این قسمت ترجمه مرحوم الهی قمشه ای(ره) است که چنین آورده"تا او را در زمینت بنشانی به رغبت مردم"یعنی تا همه مردم،نه فقط مردم ایران، نه فقط مردم خاور میانه، نه فقط مردم قاره آسیا بلکه تمامی مردم دنیا آنهم نه فقط مردم شیعه دنیا یا مسلمان دنیا لذا یکی از شرایط ظهور حضرت، تولید این میل ورغبت جهانی، عطش جهانی به استقرار حکومت جهانی حضرت، می باشد.از همین رهگذر پی به آن تکلیف اجتماعی می بریم.توضیح:طبیعی است که هسته مرکزی تولید این میل و رغبت جهانی، مسلمانها علی الخصوص شیعیان هستند وقدم اول در این راه مقابله با طواغیت جهان و دزدان افکار عمومی جهان است، قدم اول تولید این عطش جهانی آشنا کردن افکار عمومی با مسئله مهدویت شیعی است تا بعد از این آشنایی افکار آزاده دنیا تشنه حکومت جهانی مهدوی گردند،بیدار شوند که تنها راه برون رفت از پریشانی جهانی، حرکت به سوی سامان جهانی مهدوی است،اینجاست که در زمانه ما -که با تشکیل حکومت اسلامی ایران توسط امام خمینی(ره)،این بیدار باش جهانی سرعت یافته است- جهاد فرهنگی واجبتر از واجب می باشد.

اساسا اگر ما وظیفه ای در ایجاد سامان جهانی حضرت حجت(عج) نمی داشتیم معنی نداشت که گفته شود حتی تسکنه ارضک طوعا بلکه کافی بود گفته شود حتی تسکنه ارضک. نتیجه اینکه انتظار ظهور،مسئولیت تکالیف اجتماعی را دو چندان می کند، واجبتر از واجب می گرداند.

  

دانلود کتاب آفتاب در سایه (دیدگاه های رهبری درباره حضرت مهدی)  

 آشنایی باکتابی درمورد امام زمان عجل اله تعالی فرجه الشریف

كتاب امام زمان نام کتاب : آفتاب در سایه

مروری بر دیدگاه های رهبری درباره

حضرت مهدی (عج) و فلسفه انتظار

حجم کتاب :  ۸۰۰  کیلو بایت

فرمت کتاب :pdf

 


دانلود کتاب آفتاب در سایه (دیدگاه های رهبری درباره حضرت مهدی)

 


رهبر معظم ، آیت الله خامنه ای : بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی ، و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مومنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان ، خود را آماده کنند .

درد دل با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

 


رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم: «ماه شعبان، ماه من است خداوند بيامرزد كسي كه مرا در ماه من ياري كند»

درد دل با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف 
.
اي كشتي نجات! اينك گرفتاران امواج پر تلاطم درياي فساد و ظلم و طغيان در انتظار ظهورت لحظه شماري مي كنند.
اي روزنه اميد! اينك اسيران زنجير استعمار و گرفتاران استبداد، با انتظار روز رهايي از قيد اسارت ظلم، دل خوش كرده و شب هاي ظلماني و تاريك بيداد را به اميد نور عدالت تو، سپري مي كنند...
اي چشمه سار جوشان فضيلت! اينك تشنه كامان علم و دانش در انتظار جرعه اي از اقيانوس بيكران علم توصف كشيده اند.
اي بهار آزادي! اينك مظلومان و بيچارگان و ستمديدگان، چشم خسته خود را به قطرات بارش ابر عدالت تو دوخته اند.
اي مايه اميد! اي آرزوي دل اوليا، اي آنكه شب هاي تار انبيا به اميد ظهورت رقم خورده!
اي آنكه خشم پرخروش ملكوتيان به ياد انتقامت فرو كش!
اي آنكه پهلُوان شكسته زهراي اطهر عليها السلام را تو مرحم!
اي آنكه قلب شكسته حسن عليه السلام  را تو درمان!
اي آنكه خون پاك شهيدان را تو منتقم!
اي آنكه بازوان به زنجير كشيده اسيران را تو نوازش!
بيا! تا شكوفه هاي بهاري به روي زيباي تو لبخند زند!
بيا تا كه بلبلان به ياد تو نغمه سر دهند!
بيا كه كاخ بيدادگران به دست تو ويران شود.
بيا! كه شيفتگانت پروانه وار به اطراف شمع مجودت چرخش كنند.
بيا كه با آمدنت قلب رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم خوشحال و دل علي مرتضي عليه السلام شاد و چشم زهرا سلام الله عليها روشن شود.
«اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا صلواتك عليه و آله و غيبة امامنا و كثرة عدونا و قله عددنا و شدة الفتن بنا»

سلامي به عمق تنهايي دل هاي منتظران

 
اي مهربان ! نمي دانم عكس نورانيت را در كدامين فصل غم انگيز و بي ترانه ي دلم به تماشا نشسته ام كه اين گونه مست ديدار تو شدم....

سلامي به عمق تنهايي دل هاي منتظران

اي مهربان ! نمي دانم عكس نورانيت را در كدامين فصل غم انگيز و بي ترانه ي دلم به تماشا نشسته ام كه اين گونه مست ديدار تو شدم . نمي دانم پاي درددل كدامين دلشكسته تر از خود نشستم كه اين چنين , دل بي تابم را بي قرار تو ساخت , خبر ندارم , قطره قطره اشكم را در كدامين گلدان تنهايي ريختم كه گل مهر تو روييد و شعرهاي غمگينم براي رسيدن تو به پرواز درآمد،  راستي من بر سنگفرش كدامين دل نوراني به دنبال ردپاي تو گشته ام.

من از غصه پرغم روزهاي خاكستري دلم , از جمعه هاي دلگيري كه بي رخ ماه تو گذشته , نوشته ام و آن قدر در اين چين خوردگي سكوت به دنبال آوايي از تو گشته ام تا سهمم شفقي سوخته از آه آرزومندانت شد و حسرتي بي نهايت كه سر به آسمان كشيد .

مولاي مهر ! در پس كوچه غبار گرفته ي وجودم , غرق رويا , در گوشه اي از سجاده ي انتظار , ماتم زده به يادت قلم به روي كاغذ مي كشم و تو را مي خوانم  , اي پر صلابت ترين رهگذر زمان , با رايحه ي دل انگيز وجودت , وجودم را از هر غباري , غباررويي مي كنم , كمكم كن ! كه نيازم را كه سرچشمه دلبستگي به دنياست به حراج بگذارم و جسم خاكيم را به آن سوي حصار غرور و خودخواهي پرواز دهم.

آري اين تولدي نو است براي من , آن هم در بهار جواني , زيباترين سهم من از تقدير .

حال مرا مي شناسي من همانم , گداي سمج , كه ره خانه ات را در كودكي به خاطر سپردم و در نوجواني سفره نيازم را وقت زمزمه عهد گستردم و در جواني در هر صبح و آدينه , هنگام هق هق خيس ندبه بست نشستم كه در برويم بگشايي .......

رحمي كن اي سراسر مهر و رحمت ! چند صباحي بيشتر باقي نيست , لحظاتم را به رايحه ي دعا و تسبيح معطر خواهم ساخت , با هق هق خيس ديده ام , دل انتظار را حكاكي خواهم كرد و با لبخند شوق ديدارت  , جاده ي انتظار را چراغاني  خواهم كرد تا ابتداي جاده ظهور , روزهايم را كه پر بغض و حسرت ظهورت شده در جاده انتظار پرپر خواهم كرد كه ميزبان قدم هاي مباركت باشد .

مي خواهم از عمق وجودم فرياد بزنم و بگويم : اي سبز ترين غزل من , اگربيايي خاك پايت را سرمه چشمانم مي كنم پس: طلوع كن 

عصر يك جمعه ي دلگير...!


عصر يك جمعه ي دلگير...

دلم گفت بگويم بنويسم كه چرا عشق به انسان نرسيده است؟ چرا آب به گلدان نرسيده است؟ چرا لحظه ي باران نرسيده است؟

و هر كس كه در اين خشكي دوران به لبش جان نرسيده است، به ايمان نرسيده است و غم عشق به پايان نرسيده است.

بگو حافظ دلخسته ز شيراز بيايد، بنويسد: كه هنوزم كه هنوز است، چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيده است؟ چرا كلبه ي احزان به گلستان نرسيده است؟

دل عشق ترك خورد، گل زخم نمك خورد، زمين مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد، فقط برد، زمين مرد، زمين مرد.

خداوند گواه است، دلم چشم براه است،  و در حسرت يك پلك نگاه است. ولي حيف نصيبم فقط آه است و همين آه خدايا برسد كاش به جايي، برسد كاش صدايم به صدايي...

عصر يك جمعه ي دلگير وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس، تو كجايي گل نرگس؟

به خدا آه نفس هاي غريب تو كه آغشته به حزني است، زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم.

اي عشق مجسم كه به جاي نم شبنم بچكد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت، نكند باز شده ماه محرم كه چنين مي زند آتش به دل فاطمه، آهت! به فداي نخ آن شال سياهت، به فدايرخت اي ماه بيا! صاحب اين بيرق و اين پرچم و اين مجلس و اين روضه و اين بزم تويي.

آجرك الله! عزير دو جهان يوسف درچاه، دلم سوخته از آه نفس هاي غريبت، دل من بال كبوتر شده، خاكستر پرپر شده، همراه نسيم سحري، روي پر فطرس معراج نفس، گشته هوايي و سپس رفته به اقليم رهايي، به همان صحن و صحرايي كه شما زائر آني و خلاصه شود آيا كه مرا نيز به همراه خودت زير ركابت ببري تا بشوم كرب و بلايي!

به خدا در هوس ديدن شش گوشه، دلم تاب ندارد. نگهم خواب ندارد،  قلمم گوشه ي دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد. همه گويند به انگشت اشاره، مگر اين عاشق بيچاره ي دلداده ي دلسوخته ارباب ندارد؟...

تو كجايي؟ تو كجايي؟ شده ام باز هوايي، شده ام باز هوايي... تو كجايي .... تو كجايي... گل نرگس...

تعجیل در فرج آقا صلوات

در

شباهت هاي حضرت زهرا و حضرت مهدي سلام الله عليهما

برخي شباهت هاي حضرت زهرا و حضرت مهدي سلام الله عليهما با يكديگر

 

1- حضرت زهرا سلام الله عليها  نور اهل آسمان و حضرت مهدى (عج) نور اهل زمین است

الف) حضرت زهرا سلام الله عليها  نور اهل آسمان است

در بخشى از یک حدیث طولانى و زیبا، پیامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم  فرمود:

ثم أظلمت المشارق و المغارب، فشکت الملائکة إلى الله تعالى أنْ یکشف عنهم تلک الظلمة. فتکلم الله جلّ جلالُه کلمةً فخلق منها روحا ثُمّ تکلَّم بکلمةٍ فخلق من تلک الکلمة نورا، فأضاءت النور إلى تلک الروح و أقامها مقامَ العرش فزهرت المشارق و المغارب فهی فاطمة الزهراء و لذالک سمیت الزهراء لأنَّ نورها زهرت به السماوات.(1)

چون به واسطه نور او، آسمان ها روشن شد.

ب) حضرت مهدى (عج) نور اهل زمین است

مفضل بن عمر مى گوید:

از امام صادق عليه السلام  شنیدم که فرمود: «ربّ الأرض» در آیه «وأشرقت الأرض بنور ربّها»(2) یعنى امام الارض «مراد امام زمین است.» پرسیدم: «وقتى حضرت خروج کند چه مى شود؟».

فرمود: «در آن روز، مردم، از نور خورشید و ماه، بى نیاز مى شوند و به نور امام عليه السلام  اکتفا مى کنند.(3)

خورشید و ماه بى نیاز مى شوند.(4)

دلیل این مطلب، روایتى است که باز خود مفضل بن عمر از امام صادق عليه السلام  نقل مى کند که فرمود:

إذا قائمنا قام، أشرقت الأرض بنور ربّها و استغنى العباد عن ضوء الشمس و ذهبت الظلمة....(5)

خورشید بى نیاز مى شوند و ظلمت به طور کلى از بین مى رود.

2- حضرت زهرا سلام الله عليها  خیرة الأحرار و سیدة النساء، مادر حضرت مهدى (عج) خیرة الإماء و

جابر جعفى مى گوید:

از امام باقر عليه السلام  شنیدم که فرمود: عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین عليه السلام  عرض کرد: «اسم مهدى عليه السلام  چیست؟». حضرت فرمود: «رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم  از من تعهّد گرفتند که نام او را بیان نکنم تا خداوند، به او، اجازه قیام بدهد».

عمر گفت: «پس اوصاف او را بگو». حضرت فرمود: «او، جوانى است میانه، صورتش بسیار زیبا، با موهاى زیبایى که بر شانه هایش مى رسد و نور صورتش بر سیاهى محاسن و موهاى سرش غلبه دارد».

آن گاه حضرت فرمود: «پدرم فداى فرزند بهترین کنیزان(6)».

عبدالرحیم قیصر مى گوید: به امام باقر عليه السلام  عرض کردم: «این جمله امیرمؤمنان عليه السلام : "بأبی ابن خیرة الإماء" آیا منظور، فاطمه است»؟ حضرت فرمود: «همانا فاطمه بهترین و برگزیده زنان آزاده است(7)».

یخفى على الناس ولادته...(8)؛ آن، فرزند سرور کنیزان است که تولدش بر مردم مخفى مى ماند».

امام صادق عليه السلام  با معرفى حضرت مهدى (عج) مى فرماید:

هو الخامس من ولد ابنی موسى ذالک ابن سیدة الإماء....(9)

او، پنجمین امام پس از پسرم موسى کاظم است. او، فرزند سرور کنیزان است.

بنابرآن چه گفتیم، حضرت زهراسلام الله عليها  خیرة الأحرار و حضرت نرجس خاتونسلام الله عليها  خیرة الإماء و سیدة الإماء است.

3-  سخن گفتن حضرت زهراسلام الله عليها  و حضرت مهدى(عج) در شکم مادر

الف) حضرت زهراسلام الله عليها  با مادر سخن مى گوید:

امام صادق عليه السلام  مى فرماید:

«وقتى حضرت خدیجه سلام الله عليها  با پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم  ازدواج کرد، زنان مکه از او کناره گیرى کردند، (و او تنها شد) تا این که به حضرت زهرا سلام الله عليها  باردار شد. در آن زمان بود که فاطمه، با او سخن مى گفت و از او مى خواست که صبر کند.(10)

ب) سخن گفتن حضرت مهدى(عج) در شکم مادر:

حضرت حکیمه خاتون، وقتى قضیّه شب تولّد را نقل مى کند، مى گوید:

امام عسکرى عليه السلام  فرمود: «سوره قدر را بر نرجس خاتون بخوان.». شروع کردم به خواندن سوره قدر. پس آن طفل، در شکم نرجس خاتون، با من همراهى مى کرد و مى خواند آن چه من مى خواندم و بر من سلامى کرد. من ترسیدم.

امام، صدا زد: «اى عمه! از قدرت الهى تعجب نکن، که حق تعالى کودکان ما را به حکمت گویا مى گرداند و ما را در بزرگى، در زمین، حجت خود مى گرداند(11)».

4-  حضرت زهرا سلام الله عليها  و حضرت مهدى (عج) شفیع مؤمنان در قیامتند.

الف) حضرت زهراسلام الله عليها  شفیع روز قیامت است:

روایات دلالت کننده بر مقام شفاعت زهراسلام الله عليها  متعدد هستند(12). در این جا، به برخى از آن ها اشاره مى شود.

پیامبر اکرمصلي الله عليه وآله وسلم  فرمود:

اى فاطمه! بشارت باد بر تو! نزد خداوند مقام محمودى دارى. در آن مقام، براى دوستداران و شیعیان خودت، شفاعت مى کنى و شفاعت تو پذیرفته مى شود.(13)

بلال بن حمامة مى گوید:

یک روز پیامبر اکرمصلي الله عليه وآله وسلم  بر ما وارد شد در حالى که نور صورتش مثل ماه درخشان بود و خوش حال بود. عبدالرحمان بن عوف عرض کرد: «اى رسول خدا! این نور چیست»!؟ فرمود: «از طرف خداوند، بشارتى در مورد برادرم و پسر عمویم (على «ع») و دخترم آمد که به واسطه آن دو، مردان و زنان امّتم از آتش جهنم نجات پیدا مى کنند».(14)

شفاعت براى مادر شماست».(15)

ب) حضرت مهدى (عج) هم شفیع روز قیامت است:

در حدیثى، امیر مومنان على عليه السلام  و جابر بن عبدالله انصارى از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم  نقل مى کنند که پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم  مقامات ائمه عليه السلام  را در روز قیامت بیان فرمود. مقام حضرت مهدى (عج) را این گونه بیان مى فرماید: امام مهدى (عج)، شفیع مؤمنان در روز قیامت است؛ چرا که اذن شفاعت، از طرف خداوند داده نمى شود مگر به کسى که خداوند بخواهد و به آن راضى باشد.(16)

5-  مظلومیت حضرت زهراسلام الله عليها  و حضرت مهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف)

الف) ستم دیدگى حضرت زهراسلام الله عليها :

در زیارت آن حضرت مى خوانیم: «السلام علیک أیتها المعصومة المظلومة(17)؛ سلام بر تو اى پاک ستمدیده».

و «اللهم صل... و صلّ على البتول....المظلومة المقهورة»(18).

امیر مؤمنان على عليه السلام  در ترسیم مظلومیّت همسرش مى فرماید:

إنَّ فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم  لم تزل مظلومة، من حقها ممنوعة....(19)

فاطمه، دختر پیامبر خدا صلي الله عليه وآله وسلم ، همواره ستم دیده بوده و از حق خود محروم شد.

ب) او (عج) ستمدیده است:

امیر مؤمنان على عليه السلام  در ترسیم مظلومیت و غربت فرزندش مهدى (عج) مى فرماید: «صاحب هذا الأمر الشریدُ الطریدُ الفریدُ الوحید(20)؛ صاحب این امر، همان رانده شده دور شده یگانه و تنها است».

در حدیث دیگرى حضرت على عليه السلام  تصریح مى کند به این که او غریب است:

سیأتى الله بقوم یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَهُ و یَملِکُ مَن هو بینهم غریب....(21)

کسى که در میان آنان غریب است، بر آنان حکومت مى کند.

امام کاظم عليه السلام  مى فرماید: «هو الطرید الوحید الغریب(22)؛ او، همان رانده شده یکه و تنهاى غریب است».

حضرت، به حدّى مظلوم است که امام باقر عليه السلام  مى فرماید: «اگر او را مى شناختند، او را تکه تکه مى کردند»(23).

همانند اذیت و آزارهایى که بر پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم  پیش آمد، بر ایشان نیز وارد مى آید و بلکه بیش تر.(24)

مى گردند.(25)

فرزندش را مظلوم معرفى مى کند.

مرحوم میرجهانى مى گفت:

در عالم رؤیا، مادر مظلومم حضرت فاطمه صدیقه سلام الله عليها  را دیدم و ایشان سه بیت شعر فارسى خواند، وقتى بیدار شدم فقط یک بیت را به یاد داشتم و آن بیت این گونه است:

دلى شکسته تر از من در آن زمانه نبود

در این زمان دل فرزند من شکسته تر است(26)

و بالأخره خود حضرت مهدى (عج) خود را مظلوم ترین فرد عالم معرفى مى کند.

حجة الاسلام حاج سیّد اسماعیل شرفى مى گوید:

به عتبات مقدّسه مشرف شده بودم و در حرم مطهر حضرت سید الشهداء عليه السلام  مشغول زیارت بودم. چون دعاى زائرین در قسمت بالا سر حرم مطهر امام حسین عليه السلام  مستجاب است، در آن جا از خداوند خواستم مرا به محضر مبارک مولایم حضرت مهدى،ارواحنافداه، مشرف گرداند و دیدگانم را به جمال بى مثال آن بزرگوار روشن کند.

مشغول زیارت بودم که ناگهان خورشید جهان تاب جمالش ظاهر شد. گرچه در آن هنگام، حضرتش را نشناختم، ولى شدیدا مجذوب آن بزرگوار شدم. پس از سلام، از ایشان پرسیدم: «شما کیستید؟». آقا فرمود: «من، مظلوم ترین فرد عالم هستم.»! من، متوجّه نشدم و با خود گفتم: «شاید ایشان از علماى بزرگ نجف هستند و چون مردم به ایشان گرایش پیدا نکرده اند، خود را مظلوم ترین فرد عالم مى داند». در این هنگام، ناگهان متوجّه شدم که کسى در کنارم نیست. این جا بود که فهمیدم، مظلوم ترین فرد عالم، کسى جز امام زمان، أرواحنا فداه، نیست و من نعمت حضور آن بزرگوار را زود از دست دادم.(27)

بیایید با هم، این دو مظلوم را از مظلومیت بیرون بیاوریم.

6ـ علاقه پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم  به حضرت زهرا سلام الله عليها  و حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف)

علاقه و محبّت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم  به حضرت زهرا سلام الله عليها  را در این نوشتار نمى توان بیان کرد و فقط به ذکر چند روایت بسنده مى کنیم:

حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم  در حدیثى، خطاب به امیرمؤمنان عليه السلام  فرمود:

سفارش هایى به دخترم فاطمه کردم و به او گفتم آن ها را به شما بگوید. آن ها را حتمى بدان؛ چرا که او شدیدا راستگو هست.

سپس پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم  او را به نزدیک خود خواند و سر او را بوسید و فرمود: «اى فاطمه! پدرت، فداى تو باد»!(28)

در حدیث دیگر فرمود: «پدر و مادرم فداى تو باد»!(29)

صمیم قلبه و فلذة کبده...و حبیبة المصطفى.(30)

محبوبه مصطفى.

علاقه پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم  به حضرت مهدى (عج)

پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم  با معرفى حضرت مهدى (عج) مى فرماید:

بأَبی و أُمّی سَمِیِّی و شبیهی و شبیهِ موسى بن عمران، علیه جُیُوبُ النُّورِ یَتَوقَّدُ من شُعاعِ القُدسِ.(31)

از نور گرداگرد او را فرا گرفته. اشعه انوار قدسى از او ساطع است».

اى گل محبوب خاتم، با خدا همراه و محرم

با دلى سوزان ماتم، بهر مادر گشته پرغم

سوزد از هجر تو عالم، اى گل زهرا کجایى؟

بیا اى زاده زهرا، تویى نور دل طه(32)

پیامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم  در حدیثى دیگر مى فرماید:

طوبى لمَنْ لقیه و طوبى لمَنْ أحبّه و طوبى لمَنْ قال به.(33)

خوشا به حال کسى که به او معتقد باشد!

آن قدر او محبوب پیامبر صلي الله عليه وآله وسلم  است که در دعاى عهد بعد از دعاهاى متعدد براى وجود مقدس او و براى فرجش، مى خوانیم: «اللّهُمَّ و سُرَّ نبیَّکَ محمّداً بِرُؤیَتِه(34)؛ خدایا! خوش حال کن پیامبرت محمد را به واسطه دیدار وجود مقدس حضرت مهدى».

عبدالله بن عمر نقل مى کند: پیامبرصلي الله عليه وآله وسلم  فرمود:

خداوند در شب معراج، به من فرمود: «چه کسى را در زمین بر امّت ات جانشین کرده اى؟» عرض کردم: «برادرم را». فرمود: «على ابن ابى طالبعليه السلام  را؟» عرض کردم:«بلى». فرمود: «نظرى بر زمین کردم، پس تو را انتخاب کردم....نظر دیگرى کردم و على عليه السلام  را انتخاب کردم و او را وصى تو قرار دادم...».

اى محمد!، على و فاطمه و حسن و حسین و ائمه را از یک نور خلق کردم. سپس ولایت آنان را بر ملائکه عرضه داشتم. هر کس آن را پذیرفت، از مقرّبان شد و هر کس آن را رد کرد، به کافران پیوست.

اى محمد! اگر بنده اى، مرا چندان پرستش کند تا رشته حیاتش از هم بگسلد، ولى در حالى که منکر ولایت آنان است، با من رو به رو شود، او را در آتش دوزخ خواهم افکند.

اى محمد! آیا مایلى آنان را ببینى؟». عرض کردم: «بلى». فرمود: «قدمى پیش گذار!» من، قدمى جلو نهادم، ناگاه دیدم، على ابن ابى طالب و حسن و حسین و على بن الحسین و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و علىَّ بن محمّد و حسن بن على و حجت قائم را که در میان آنان، همانند ستاره اى درخشان (کوکب درى) بود. گفتم: «اینان چه کسانى اند»؟ گفت: «اینان، امامان هستند و این ایستاده (قائم)، کسى است که حلال مرا حلال مى کند و حرام مرا حرام و از دشمنان من انتقام خواهد گرفت. اى محمّد! او را دوست بدار؛ چرا که من او را دوست مى دارم و هر کس او را دوست بدارد نیز دوست دارم.(35)

7ـ عنایت حضرت زهرا و حضرت مهدي عليهما السلام  به زائران حسین عليه السلام

الف) عنایت حضرت زهرا سلام الله عليها  به زائران حسین عليه السلام :

یکى از ویژگى هاى حضرت زهراسلام الله عليها  این است که به زائران فرزند شهیدش امام حسین عليه السلام  عنایت ویژه اى دارد. هنگامى که آنان به زیارت امام حسین عليه السلام  مى روند، حضرت زهرا سلام الله عليها  حاضر مى شود و براى آنان طلب آمرزش و دعا مى کند.

روایات متعددى بر این مطلب دلالت مى کند. برخى از آن ها را به شرح زیر است:

1. امام صادق عليه السلام  مى فرماید:

إنُّ فاطمة بنت محمد، تحضر لزوّار قبر ابنها الحسین فَتَستغفُر لَهُم ذُنُوبَهُم.(36)

حضرت حسین عليه السلام  حاضر مى شود، سپس براى گناهان آنان طلب آمرزش مى کند.

2. امام صادق عليه السلام  به معاویه بن وَهَب فرمودند:

زیارت حسین عليه السلام  را ترک مکن! آیا دوست دارى که خدا، تو را در زمره کسانى ببیند که حضرت رسول و على و فاطمه و ائمه عليهم السلام  در حقشان دعا مى کنند؟(37)

3. سلیمان اعمش مى گوید:

در کوفه، شب جمعه اى نزد شیخى بودم. به او گفتم: درباره زیارت امام حسین عليه السلام  چه مى گویى؟» گفت: «بدعت است و هر بدعتى، گمراهى است و هر صاحب گمراهى در آتش است». ناراحت شدم و رفتم.

نیمه هاى شب آمدم، درِ خانه او را زدم. همسرش گفت: «او به زیارت امام حسین عليه السلام  رفته است».

سلیمان مى گوید: من هم به طرف حرم امام حسین عليه السلام  رفتم. وقتى داخل حرم شریف شدم، دیدم شیخ در حالى که به سجده افتاده، گریه و ناله مى کند و از خداوند طلب مغفرت و توبه مى کند. بعد از مدّتى طولانى سرش را بلند کرد. گفتم: «اى شیخ! دیروز آن جمله را گفتى، پس الان چه گونه به زیارتش آمدى؟» گفت: اى سلیمان! مرا سرزنش نکن! دیشب، در خواب...، شترى از نور دیدم که کجاوه اى از نور، بر روى آن شتر بود و داخل آن دو خانم بودند. گفتم: «این دو خانم بزرگوار کى اند؟» گفت: «یکى، حضرت خدیجه سلام الله عليها  و دیگرى حضرت سیدة النساء فاطمة زهرا سلام الله عليها  است.». گفتم: «این جمع به کجا مى روند؟» گفت: «به زیارت حسین که در کربلا از روى ظلم شهید شد، مى روند».

به آن هودج نگاه کردم. دیدم اوراقى از آن به پایین مى ریزد. پرسیدم: «این اوراق مکتوب چیست؟» گفت: «در این ورق ها نوشته شده هر کس در شب جمعه، به زیارت قبر حسین عليه السلام  بیاید، از آتش جهنم ایمن خواهد بود»(38).

منبرى ها جریان سلیمان اعمش را مى گویند. آیا این حدیث صحیح است»؟ فرمود: «آرى، راست و صحیح است». گفتم: «سیدنا! صحیح است که مى گویند: هر کس زیارت کند حسین عليه السلام  را در شب جمعه، براى او امان است»؟ فرمود: «آرى، والله!» و اشک از چشمان مبارکش جارى شد و گریست.(39)

ب) عنایت حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به زائران حسین عليه السلام :

قضایاى زیادى بر این مطلب دلالت دارد. یکى از آن ها، قضیّه معروف جعفر نعل بند است که مرحوم نهاوندى آورده است.(40)

8. بیعت کسى بر آن دو بزرگوار نیست و از کسى تقیّه نمى کنند(41)

بودند، امّا بعضى از معصومان چنین بیعتى بر گردن نداشتند.

الف) بیعت و تقیه نکردن حضرت زهراسلام الله عليها :

دشمنان، پس از غصب خلافت، سعى کردند از همه مردم، به ویژه صحابه خاصّ پیامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم  خاصّه خاندان رسالت (حضرت على و حضرت زهراعليه السلام ) براى خود بیعت بگیرند تا افکار عمومى را به خود جلب کنند، ولى حضرت زهرا سلام الله عليها ، همه مصیبت ها را تحمل کرد و تا زنده بود، با غاصبان حکومت بیعت نکرد، بلکه براى بازگرداندن خلافت به مسیر اصلى اش، مبارزه نمود و حتى مانع بیعت حضرت على عليه السلام  شد.(42)

ب) نبودن بیعت احدى از ستمگران بر گردن حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و تقیّه نکردن آن حضرت:

پیشوایان معصوم ما، اگر با کسى پیمان مى بستند، (گر چه از روى مصلحت و تقیه)، به آن پاى بند بودند. بهترین گواه، این است که امام حسین عليه السلام  تا زمانى که معاویه زنده بود، به خاطر احترام به صلح برادرش قیام نکرد. حضرت مهدى ( عجل الله تعالي فرجه الشريف) به دلیل این که براى ریشه کن کردن ستم و ستمگران آفریده شده است و اگر ظاهر و آشکار بود، سکوتش به معناى رضا به ستمگرى ستمگران و ترک نبرد با آنان بود (گرچه از روى تقیّه) در پس پرده غیبت به سر مى برد تا بیعت کسى بر گردنش نباشد. همین، یکى از علل غیبت آن حضرت شمرده شده است.

حضرت على عليه السلام  مى فرماید:

....إنَّ القائم منّا إذا قام لم یکن لأحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفى ولادته و تغیب شخصه.(43)

مخفى مى شود و از دیده ها پنهان مى شود.

حضرت مهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود:

إنّه لم یکن لأحد من آبائی عليه السلام  إلاّ و قد وقعت فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه و إنّى أخرج حین أخرج و لابیعة لأحد من الطواغیت فی عنقی.(44)

سرکشى بر گردنم نیست. در زمان آن حضرت تقیه اى در کار نیست:

حضرت على عليه السلام  در تفسیر آیه شریفه «وعد الله الذین ءامنوا منکم وعملوا الصالحات لیستخلفنّهم(45)...» فرمود:

در امن و امان مرا بپرستند، بدون هیچ ترس و واهمه اى، و نیاز به تقیّه احساس نکنند. این آیه، در حق قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نازل شده است. منظور از «کسانى که ایمان آورده اند»، در این آیه، پیشوایان معصوم عليه السلام  هستند.(46)

9-  دورى هر دو از مردم و ستمگران

الف) دورى حضرت زهرا سلام الله عليها  از مردم:

بعد از آن تلاشى که حضرت زهراسلام الله عليها  براى هدایت مردم و برگرداندن ولایت به حضرت على عليه السلام  کرد، و مورد بى مهرى و ستم قرار گرفت، از مردم فاصله گرفت و در خانه مشغول عزادارى و گریه بر فقدان پدر شد، امّا این بار هم مورد بى لطفى قرار گرفت و جمعى از بزرگان به حضور امیرالمؤمنین علىعليه السلام  آمدند و عرض کردند:

فاطمه سلام الله عليها  شب و روز گریه مى کند. شب از گریه آن حضرت خواب نداریم و روز براى ما آرامش نیست تا بتوانیم به امور معاش خود بپردازیم. ما از تو تقاضا مى کنیم که به آن حضرت بگویى، یا شب گریه کند و روز آرام باشد و یا روز گریه کند و شب آرام باشد.

حضرت على عليه السلام  نزد فاطمه سلام الله عليها  رفت و او را هم چنان گریان دید. کمى که آرام گرفت، به او فرمود: «از من تقاضا کردند که شما، یا شب گریه کنى یا روز». فاطمه سلام الله عليها  گفت: «من به زودى از میان آنان مى روم. دست از گریه ام برنمى دارم تا به پدرم ملحق شوم».

سپس حضرت على عليه السلام  براى فاطمه سلام الله عليها  سرپناهى به نام «بیت الأحزان» دورتر از خانه هاى مردم در قبرستان بقیع ساخت.

فاطمه سلام الله عليها  هر روز صبح حسن و حسین عليه السلام  را در پیش روى خود به سوى بقیع روانه مى کرد و گریان به بیت الأحزان مى رفت. وقتى که شب فرا مى رسید، حضرت على عليه السلام  نزد او مى آمد و همراه آن حضرت به خانه مراجعت مى کرد.(47)

امام صادق عليه السلام  مى فرماید: «هر روز از مدینه خارج مى شد و کنار قبرهاى شهیدان مشغول گریه بود»(48).

و بر مردانتان خشمناکم»(49).

رفت.(50)

ب) دورى حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از مردم و ستمگران:

حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از هنگام ولادت، از مردم و به ویژه ستمگران، مخفى بود. در آغاز ولادت، بعضى به صورت محدود مى توانستند خدمت آن حضرت برسند. این محدودیت، در زمان غیبت صغرى بیش تر شد و در زمان غیبت کبرى به اوج خود رسید و از مردم دورى مى فرمود.

امام باقرعليه السلام  مى فرماید:

«إذا غضب الله تبارک و تعالى على خلقه، نحّانا عن جوارهم.

هنگامى که خداى تبارک و تعالى بر مردمان خشمگین شود، ما را از مجاورت آنان دور مى سازد(51).

(52)(53)

نمى بینند، او در موسم حج حاضر مى شود و مردم را مى بیند اما مردم او را نمى بینند.(54)

خود حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در توقیع شریف به شیخ مفید مى فرماید:

اگر چه ما در مکان دور دستى زندگى مى کنیم، مکانى که از خانه هاى ستمگران به دور است، به جهت مصلحتى که خداوند براى ما و شیعیان ما دیده در این دورى، امّا ما از خبرهاى شما آگاه هستیم(55)....

حضرت به على بن ابراهیم بن مهزیار فرمود:

پدرم امام عسکرى عليه السلام  با من پیمان بسته که در کنار گروهى که مورد غضب و نفرین خداوند قرار گرفتند، زندگى نکنم و به من دستور داده که تنها در کوه هایى که عبور از آن دشوار است و زمین هاى ویران، مسکن گزینم(56)....

10. آزادى از تعلّقات دنیایى

دختر اشرف مخلوقات عالم، همسر برترین مردمان و سرور زنان دو عالم، در نهایت زهد و دورى از دنیا و حتّى ابتدایى ترین نیازهاى یک زندگى ساده و عادى مى زیست.

در زیارت آن حضرت مى خوانیم: «حلیفة الورع و الزهد(57)؛ بریده از دنیا و فانى در ذات احدیت بود».

(58)

از زهراسلام الله عليها  نبود».

حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نیز با اقتدا به مقتداى خویش، در نهایت زهد و سادگى زندگى مى کند.

حضرت صادق عليه السلام  مى فرماید:

فوالله! ما لباسه إلا الغلیظ و لا طعامه إلا الجشب.(59)

نیست.

11-  بندگى خداوند

حضرت زهرا سلام الله عليها  به حدّى خالصانه خداوند را عبادت مى کرد که خداوند با او بر ملائکه مباهات مى کرد و مى فرمود:

بنگرید به بهترین بنده من فاطمه! او در مقابل من ایستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلب، به عبادت من روى آورده است(60).

امام حسن عليه السلام  مى فرماید:

مادرم، در شب هاى جمعه، در محراب به عبادت مى ایستاد و مدام رکوع و سجده مى کرد تا صبح طلوع مى کرد.(61)

حضرت، به قدرى عبادت مى کرد که قدم هایش ورم کرد.(62)

حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف) هم به قدرى عبادت خداوند را مى کند که رنگ رخسار مبارکش متمایل به زرد است.

امام کاظم عليه السلام  مى فرماید: «مهدى، بر اثر تهجّد و شب زنده دارى، رنگش به زردى متمایل مى شود».(63)

12- مبارزه با انحراف ها و بدعت ها

زهرا سلام الله عليها  فداى رسالت و ولایت شد تا دین بماند، بدعت ها و انحرافات از بین برود و تلاش هاى پدرش به ثمر برسد. درباره مبارزات آن بزرگوار با انحرافات، سخن فراوان است. خطبه فدکیه و خطبه هاى دیگر آن بانوى پهلو شکسته و مصیبت دیده، گویاى مبارزه حضرت است.(64)

کرد.

امام صادق عليه السلام  مى فرماید: «بدعتى نمى ماند جز آن که از بین مى برد و سنّتى نمى ماند جز آن که بر پامى دارد».(65)

حضرت على عليه السلام  مى فرماید: «هر چه از کتاب و سنّت، متروک مانده، زنده خواهد کرد».(66)

در دعاى شریف ندبه مى خوانیم:

أین المؤمل لإحیاء الکتاب و حدوده؟ أین محیی معالم الدین و أهله؟ أین المدّخر لتجدید فرائض و السنن؟(67)

دین و اهل دین؟ کجا است آن ذخیره الهى براى تجدید واجبات و سنت هاى اسلام؟

13-  غم خوارى و توجه به امور مسلمانان، به ویژه شیعیان

یکى از علت هایى که فاطمه سلام الله عليها  را به میدان آورد و آن همه مصایب و آزارها را تحمّل کرد، همّ و غمّ آن حضرت نسبت به امّت پدرش و شیعیان شوهرش و مصایبى که دامن گیرشان خواهد شد بود.

حضرت، همراه اشک ها و ناله هایش، در فراق محبوبش به پدر بزرگوارش عرضه مى دارد:

یا أبتاه! مَن للأرامل و المساکین؟ و مَنْ للأمّة إلى یوم الدین؟(68)

امّت، چه کسى پس از تو، تا قیامت خواهد بود؟

حضرت، تا بدان جا نسبت به امور امّت پدرش اهتمام مى ورزد که شب تا صبح را پیوسته در رکوع و سجود و قیام و دعا مى گذراند و همواره، مؤمنان را دعا مى کند و از براى خود دعایى نمى کند. وقتى فرزند دل بندش حسن عليه السلام  علّت را جویا مى شود؟، مى فرماید: «الجار ثم الدار»(69).

ملاقات هاى فراوان، بر این مطلب دلالت مى کند.

حضرت، در توقیعى مى فرماید:

... به من رسیده است که گروهى از شما، در دین، به تردید افتاده اید و در دل، نسبت به اولیاى امر خود، دچار شک و حیرت شده اید! این، مایه غم و اندوه ما شد. به خاطر شما و نه به خاطر خودمان و درباره شما ناراحت شدم نه درباره ى خودمان.... ما بر احوال شما آگاهیم و اوضاع شما بر ما پوشیده نیست. ما در رسیدگى و توجّه به شما، کوتاهى نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم. اگر جز این بود، مشکلات و گرفتارى ها بر شما روى مى آورد و دشمنان شما را نابود مى کردند.(70)

----------------------------------------------------------------------------------------------

1 بحار الانوار، ج 40، ص 44؛ فاطمة الزهراء سلام الله عليها  بهجة قلب المصطفى صلي الله عليه وآله وسلم ، ص 177.

2 زمر: 69. (زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن مى شود)

3. تفسیر نورالثقلین، ذیل آیه، ح 121. (محدث نورى (ره) چند روایت از تفسیر على بن ابراهیم و ارشاد مفید و غیبت طوسى و کمال الدین صدوق و کفایة الاثر شیخ خرّاز و غیبت فضل بن شاذان نقل مى کند و مى گوید به قرینه حدیث اول، معلوم مى شود مراد، نور ظاهرى است وگرنه ممکن است گفته شود مراد نور معنوى است که نور علم و حکمت و عدل باشد؛ نجم الثاقب، جمکران، خصلت بیست و نهم، ص 168.)

4. البته ممکن است این روایت، یک تفسیر باطنى هم داشته باشد که تمام ظلمت ها مى رود حتّى ظلمت هاى نورانى یا پیشرفت هاى علمى مى شود که به نور خورشید و ماه نیاز نباشد. (باید تأمل کرد).

5. شیخ طوسى، الغیبة، ح 484، ص 467؛ المحجة فیما نزل فی القائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، ذیل آیه، ص 748؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ذیل آیه، ح 122.

6. همان، موسسه معارف اسلامى، ح 487، ص 470؛ کشف الغمة، ج 3، ص 263؛ عزیز آل یاسینعليه السلام ، ص 48 (به نقل از مهدى منتظر در نهج البلاغه، ص 114).

7. نعمانى، الغیبة، عربى، ص 151، و نشر صدوق، ص 323.

8. منتخب الاثر، باب، أنّه ابن سیّد الإماء، (به نقل از کفایة الاثر و کمال الدین).

9. همان، باب أنّه ابن سید الإماء، (به نقل از کمال الدین) ر.ک: معجم احادیث إلامام المهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، ج 3، ح 691، ص 165.

10. امالى صدوق، مجلس 87، ح 947/1. بحارالانوار، ج 43، ص 25. فاطمة الزهراء سلام الله عليها  بهجة قلب المصطفى صلي الله عليه وآله وسلم ، ص 129 به نقل از عامه و خاصه.

11. کمال الدین، ب 42، ح 2؛ نجم الثاقب، ط جمکران، باب اول، ص 39؛ اثبات الوصیه، ص 249؛ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ذیل سوره قدر، ح 19، ص 616.

12. ر.ک: به بحارالانوار، ج 43، صص 62، 64 و 225 و ج 8، ص 53.

13. فاطمة الزهراء سلام الله عليها  بهجة قلب المصطفى صلي الله عليه وآله وسلم ، ص 743 (به نقل از کنزالفوائد، ح 1، ص 150).

14. مقتل خوارزمى، چاپ انوارالهدى، ج 1، ح 25، ص 101.

15. فاطمه الزهراء سلام الله عليها  بهجة قلب المصطفى صلي الله عليه وآله وسلم ، ص 10 (به نقل از کشف الغمة، ج 1، ص 506).

16. مناقب ابن شهر آشوب، چاپ دارالاضواء، ج 1، ص 355.

17. سید بن طاووس، اقبال، عمل روز بیستم جمادى الاخرة؛ در مفاتیح الجنان: «السلام علیک أیتها المظلومة المغصوبة».

18. همان، عمل روز بیستم جمادى الاخرة؛ مفاتیح الجنان، زیارت دوم حضرت زهراسلام الله عليها .

19. شیخ طوسى، امالى، ص 156، ضمن ح 258.

20. معجم احادیث الامام المهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، ج 3، ح 595، ص 43.

21. روزگار رهایى، ج 2، ص 608 (به نقل از ینابیع المودة، ج 3، ص 131).

22. کمال الدین، باب 34.

23. معجم أحادیث الإمام المهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، ج 3، ح 752، ص 229.

24. همان، ج 3، ح 833، ص 297، و ح 1072، ص 500.

25. همان، ج 4، ح 1098، ص 20؛ و کمال الدین، باب 58، ح 25.

26. عنایات حضرت مهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به علما و طلاب، ص 176، (پاورقى).

27. همان (به نقل از: شیفتگان حضرت مهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، ج 3، ص 160).

28. فاطمة الزهراء سلام الله عليها  بهجة قلب المصطفى صلي الله عليه وآله وسلم ، ص 198، (به نقل از بحارالانوار، ج 22، ص 491).

29. همان، ح 6، ص 109 (به نقل از احقاق الحق، ح 10، ص 185) و ر.ک: بحارالانوار، ج 36، ح 110، ص 288.

30. مفاتیح الجنان، زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها ، مقتل خوارزمى، ج 1، ح 21، ص 99.

31. چهل حدیث پیرامون نور یزدان، ص 14 (به نقل از: کفایة الأثر، ص 159).

32. نغمه هاى فاطمیهسلام الله عليها ، ص 24.

33. با دعاى ندبه در پگاه جمعه، ص 16 (به نقل از عیون أخبار الرضاعليه السلام ، ج 1، ص 47؛ کمال الدین، ج 1، ص 268).

34. مفاتیح الجنان، دعاى عهد.

35. مکیال المکارم (فارسى) ج 2، ص 218 و (عربى) ج 2، ص 160 (به نقل از کتاب غایة المرام، سید محدث بحرانى(ره) ص 189 باب 23 ح 105؛ به نقل از غیبت نعمانى، نشر صدوق، ح 24، ص 133).

36. کامل الزیارات، پیام حق، 1377، باب 40، ح 4، ص 386.

37. همان، پیام حق، 1377، باب 40، ح 4، ص 386؛ مفاتیح الجنان، فصل هفتم، مقصد اول (به نقل از ابن قولویه و کلینى و سید بن طاووس و دیگران).

38. بحار الأنوار، ج 45، ح 12، ص 401؛ النجم الثاقب، مسجد مقدس جمکران، 1380، چاپ چهارم، ص 495.

39. النجم الثاقب، مسجد مقدس جمکران، 1380، چاپ چهارم، ص 489؛ مفاتیح الجنان، تشّرف حاج على بغدادى.

40. ر. ک: خلاصة العبقرى الحسان، ص 34؛ العبقرى الحسان، ج 2، ص 80.

41. در مجله انتظار، شماره 7 گفتیم، به بیست و پنج مورد از شباهت هاى این دو بزرگوار اشاره مى کنیم، ولى به موارد دیگرى برخورد کردیم. مواردى هم برادر ارجمند آقاى لطیف زاده تحقیق کردند، از این روى برخى از آن ها را ذکر مى کنیم.

42. ر.ک: صحیح بخارى، دارالکتاب العلمیة، ج 3، باب 40، باب غزوة خیبر، ح 4240 و 4241، ص 80.

43. کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، باب 26، ح 14؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 109.

44. همان، ج 2، باب 45، توقیع 4.

45. نور: 55.

46. روزگار رهایى، ج 2 ص 607.

47. ر.ک: چشمه در بستر، ص 255؛ فرهنگ فاطمیه، ص 140 (به نقل از بحار الانوار، ج 43، ص 177).

48. بحار الأنوار، ج 43، ص 35.

49. ر.ک: چشمه دربستر، ص 434، و بحارالانوار، ج 43، ص 158؛ عوالم العلوم، ج 11، قسمت دوم، ص 814؛ أعلام النساء، ج 4، ص 128.

50. صحیح بخارى، دارالکتب العلمیة، باب غزوة خیبر، ح 4240 و 4241، ص 80.

51. روزگار رهایى، ج 1، ص 191، (به نقل از کافى، ج 1، بابٌ فی الغیبة، ح 31 و به نقل از بحارالأنوار، ج 52، ص 90).

52. کافى، ج 1، بابٌ فى الغیبة، ح 25.

53. همان، ح 13 و 30.

54. همان، ح 12؛ الغیبة نعمانى، ح 13، 14، 15 و 16، ص 251.

55. احتجاج، دارالاسوه، ج 2، ص 597.

56. طوسى، الغیبة، معارف اسلامى، ص 266.

57. مفاتیح الجنان، زیارت حضرت زهرا.

58. خوارزمى، مناقب، ج 3، ص 141.

59. الغیبة، نعمانى، ص 222؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 354.

60. بحار الأنوار، ج 43، ص 172.

61. همان، ص 81 و 82.

62. همان، ج 43، صص 76 و 84.

63. همان، ج 86، ص 81.

64. ر.ک: چشمه در بستر، صص 355 و 434.

65. ینابیع المودة، ج 3، ص 62؛ الزام الناصب، ص 223.

66. نهج البلاغة، فیض الاسلام، خطبه 138.

67. مفاتیح الجنان، دعاى شریف ندبه.

68. بحار الأنوار، ج 43، ص 176.

69. همان، ج 43، ص 81.

70. احتجاج، ج 2، ص 497؛ ر.ک: امام زمان(عج) و سید بن طاووس، ص 175، دعاى حضرت مهدى (عج) براى شیعیان

 

نشانه های ظهور

دعوت به فهم نشانه های ظهور 



پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر کس بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
این حدیث از جمله احادیث صحیح و متواتر و حتمی به شمار می‌رود که تمامی فرقه‌های اسلامی، صحت آن‌را پذیرفته‌اند.

در دعایی که از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، آمده است:
خداوندا خودت را به من بشناسان، زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، رسول و فرستاده‌ات را نمی‌شناسم. خداوندا، فرستاده‌ات را به من بشناسان چه اگر فرستاده‌ات را به من نشناسانی، حجتت تو را نخواهم شناخت، خداوندا حجت را به من بشناسان و اگر حجتت را به من نشناسانی، بی‌شک در دین خود گمراه خواهم شد.

ما از این دعا، ضرورت شناخت امام زمان(علیه السلام) را درک می‌کنیم. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان اطهار(علیهم السلام)، همگی ما را تشویق به ضرورت شناسایی امام زمان(علیه السلام) در هر وقت و زمانی می‌کنند. در این جا این سؤال پیش‌می‌آید که آیا تنها دانستن نام و نسبت ایشان کفایت می‌کند؟ آیا دانستن تاریخ ولادت و مکان رشد ایشان و ... برای ما کافی است؟
از این‌جا اهمیت فرهنگ مهدویت و تمام زیرمجموعه‌ها، فصل‌ها، اسباب، انگیزه‌ها، مقتضیات، تاریخ، شاخه‌ها و نشانه‌های آن را، در تمامی ابعاد، چه از نظر عقیدتی و اصولی و چه فکری و فرهنگی، یا سیاسی و اجتماعی حس می‌کنیم. از همین رو برداشتن نقاب و حجاب نشانه‌های ظهور و چشم‌داشت به آن روز موعود، ضرورت دارد تا بدین وسیله مؤمنان در کوران رویدادهای بزرگ و فتنه‌های کشنده، دقت، احتیاط و دوراندیشی داشته باشند. با گذر روزها و شدت یافتن حوادث، نشانه‌های ظهور جایگاه مهمی در فرهنگ اسلامی پیدا کرده‌اند و به همین جهت است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
بی‌شک پیش از (ظهور) نشانه‌هایی از جانب خداوند بلند مرتبه و بزرگ برای مؤمنان خواهد بود.

با تأمل در نشانه‌های ظهور متوجه می‌شویم که آن‌ها در جهت دو هدف و امر مهم بیان شده است:

1. هشدار و آگاهی مؤمنان، دربارة رویدادها و فتنه‌های کشنده و پرچم‌های گمراهی و کج‌روی در تمامی عرصه‌ها در آینده و بر حذر داشتن از پیروی از این جریان‌ها؛

2. نوید دادن به مؤمنان به این که پیش از ظهور پرچم‌هایی قیام خواهند کرد که به حق دعوت و در این راه تلاش می‌کنند، و تآکید بر واجب بودن گردآمدن به دور آن‌ پرچم‌ها و یاری دادن آن‌ها.
در چارچوب این دو مسئله، اثرات تربیتی فرهنگ مهدویت و نشانه‌های ظهور امتداد یافته، و این خود راز توجه فراوان اهل بیت(علیهم السلام) را به این مسئله و کثرت روایاتی را که از ایشان در این مورد نقل شده، روشن می‌سازد، زیرا آنان در مقام معلمان فکری مردم، برای حفاظت آن‌ها در مقابل عوامل گمراهی و کج‌روی، و هدایت آن‌ها به سوی راه حق و هدایت می‌باشند. این‌جا یک نمونه را ذکر می‌کنیم:
امام صادق(علیه السلام) به هشام بن سالم در مورد «ندای آسمانی» در ماه رمضان (یکی از نشانه‌های حتمی) فرمودند:

«دو صیحه (ندا) خواهد بود، یک صیحه در اول شب و یک دیگری در آخر شب. پس عرض کردم: این چگونه خواهد بود؟ ایشان فرمودند: یک صیحه از آسمان خواهد بود (جبرئیل) و دیگری از جانب ابلیس. عرض کردم: چطور می‌شود این دو صیحه را از هم باز شناخت ؟ فرمودند: کسی که پیش از آن که اتفاق بیفتد، در مورد آن شنیده باشد، آن را می‌شناسد.

به همین جهت باید بر ضرورت گشودن درها به روی فرهنگ مهدویت و ضرورت فهم نشانه‌های ظهور پیش از وقوع آن‌ها به خاطر اهمیت تربیتی آن و نگهداری مردم از عوامل کج‌روی و تشخیص حق از باطل و هدایت از گمراهی در زمان غیبت، تأکید داشت.

منبع: www.hawzah.net