امتیاز بعدی

دکتر فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با اعلام اینکه به نتیجه مذاکرات خوش بین نیست افزود: آن چیزی که ته دل غربی ها است این است که ما در دانش و فناوری هسته ای هیچ چیزی نداشته باشیم. ممکن است در زمینه فعالیت های محدود محیط زیست و پزشکی که در مواد و تجهیزات به آن ها وابسته باشیم به ما اجازه فعالیت بدهند اما در زمینه تامین انرژی آن هم بصورت بومی که باعث توانمندی صنعتی کشور میشود با ما همکاری نخواهند کرد زیرا این ها با اصل نظام ما مشکل دارند.

* در گام بعدی مذاکرات چیزی نداریم که بدهیم و امتیاز بگیریم / آینده روشنی در این توافقنامه نمی بینم

آقای دکتر با توجه به توافق صورت گرفته بین ایران و گروه 1+5 در ژنو، به نظر شما گام بعدی توافقات خواهد بود؟

عباسی: این موضوع گام به گام نیست که بگویم گام بعدی چیست؛ ما دیگر چیزی نداریم که بدهیم و امتیازی بگیریم زیرا رآکتور اراک را تعطیل کرده ایم، غنی سازی 20 درصد هم متوقف شده و سطح غنی سازی زیر پنج در صد نیز کاهش یافته وآسیب پذیر شده است. تعداد ماشین های سانتریفیوژ را نباید افزایش دهیم و ماشین های نسل جدید نباید نصب وتولید شوند؛ با این اوصاف گام بعدی ما باید تعطیلی غنی سازی پنج در صد باشد.

ممکن است اگر اجازه دادند رآکتور دیگری جایگزین رآکتور اراک بشود که از نوع آب سنگین نباشد. وقتی رآکتور آب سنگین تعطیل شد، تولید آب سنگین هم دیگر به درد ما نمی خورد و من آینده روشنی در این توافقنامه برای دانش و فناوری هسته ای کشور و امور وابسته به آن  نمی بینم.تفکری که در دولت فعلی ما حاکم است میگوید مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم است. آیا واقعا تمام مشکلات اقتصادی ما ناشی از تحریم ها است؟ آیا ما قبل از تحریم ها مشکلات اقتصادی نداشته ایم؟ نرخ ارزمان واقعی بود؟ بیکاری وجود نداشت؟ به فرض ما در هسته ای کوتاه بیاییم مگر تحریم ها به این زودی ها قابل رفع خواهند بود؟ تحریم ها را هم بردارند ما چگونه می خواهیم نفت را بفروشیم و چگونه جایگاه فروش نفتمان را به جایگاه قبل برگردانیم. رقبایی که الان بازار را گرفته اند میتوان در کوتاه مدت از سر راه کنار زد؟ نباید عجله کرد. باید دوستان شتاب زده را به پیروی از مشی اعتدال و تدبیر توصیه کرد.

قبلا هم گفته بودم بهتر است قهرمان سازی نکنیم؛ آن هم بعد از دادن این همه امتیاز به طرف مقابل، که ثمره این خوش خیالی و عجله را در مواضع برنامه ریزی شده طرف مقابل دیدیم. قهرمان کسی است که امتیاز ندهد و از حریف قدرتمند امتیازبگیرد.

آیا دولت از توانمندی های شما استفاده می کند یا خیر؟

عباسی: ظرفیت های دولت فعلی با توانمندی های امثال اینجانب تطبیق ندارد.

* دولت با افراد تحریم شده کاری ندارد / گزارشی از فعالیت هسته ای تحویل داده ام

چرا از شما و برخی دوستان شما استفاده نکردند؟

عباسی: دولت با افرادی که طرف های مذاکره قبلا نام آن ها را در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل ذکر کرده اند و نامشان در فهرست ترور دشمنان است و یا ترور شده اند نباید هم کاری داشته باشد!

فرصت صحبتی هم برای آشنائی کامل با دیدگاه های افراد موثر در دولت جدید فراهم نشد تا از برنامه آن ها برای آینده صنعت هسته ای مطلع شوم. لذا تمایلی به ادامه مسولیت نداشتم؛ نبودنم در مسئولیت را از الطاف خدا میدانم و باید اضافه کنم در جهت کمک به دولت جدید از آنجا که این اشتیاق در آن ها دیده شد که از اطرافیان اینجانب اطلاعاتی را بدون هماهنگی و شیوه توافق شده می گیرند، گزارشی از توانمندی هسته ای کشور تا اول مرداد 92 درنوزده صفحه تهیه و تحویل شد.

شما چند بار از افرادی گفتید که در پیشرفت کار هسته ای خلل وارد کردند، چه افرادی معمولا در کار انرژی هسته ای دخالت می کردند و در کار شما اختلال ایجاد کردند؟

عباسی: بعضی از روی علاقه‌مندی شخصی خودشان دخالت می کردند. زنگ میزدند به سایت های ما و به دلیل آشنائی که با همکاران  داشتند اطلاعات می خواستند که با خبرنگاران صحبت کنند. این کار پسندیده نبود.

زندگینامه آیت الله سید محمدباقر مصطفوی(ره)

سید محمدباقر مصطفوی حسینی از علمای برجسته کاشان اول اسفند سال 1310 در خانواده ای مومن و سرشناس در محله سر پله کاشان متولد شد.

پدر ایشان «آیت الله سید احمد مصطفوی» از علمای بزرگ شهر و داماد «سید مصطفی کاشانی» پدر «آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی« بود.

سید محمدباقر از کودکی هوشی سرشار داشت و پس از تحصیل در بهترین مدرسه شهر درصدد کسب علوم دینی برآمد.

او هفت ساله بود که از نعمت حضور پدر محروم شد و در دامان پاک مادر و دایی خود تحصیلات ابتدایی و علوم مقدماتی حوزه های علمیه را در کاشان و زیر نظر آیت الله العظمی میرسید علی یثربی گذراند.

پس از سه سال مطالعه علوم حوزوی در کاشان، عطش بی انتهای این جوان باهوش و مستعد او را به سمت افق های والاتری سوق می داد، بطوری که با شوقی تمام راهی حوزه علمیه قم شد.

شهر مقدس قم نیز با همه وسعت و علمش او را راضی نمی کرد و دستی او را با تقدیر نجف گره می زد لذا پس از گذشت حدود دو سال رهسپار نجف شد تا 23 سال از سالهای جوانی خود را وقف کسب علوم دینی در آن دیار کند.

سید باقر جوان، خود را در نجف میان دریای مواج فقاهت و اصول، شناور یافت و 23 سال از محضر آیات عظام سیدابوالقاسم موسوی خویی، مجتبی لنکرانی، جمال بلاغی، سید عبدالاعلی سبزواری، میرحسین یزدی، عباس قوچانی، علامه عبدالحسین امینی و دیگر بزرگان حوزه علمیه نجف در فقه، اصول، تفسیر و اخلاق بهره ها برد.

در عظمت استادان این عالم وارسته همین بس که علم کلام را نزد صاحب کتاب الغدیر، علامه امینی و فلسفه را نزد جانشین آیت الله سیدعلی قاضی طباطبایی، شیخ عباس قوچانی فرا گرفت.

سید باقر در ابتدای ورودش به نجف وارد مدرسه سید کاظم یزدی و در حجره نوه ایشان ساکن شد اما پس از مدت کوتاهی با کمبود جا برای نوه سید کاظم یزدی راضی به مشقت او نشد و آنجا را به قصد مدرسه بخارایی ترک کرد.

وی در شرایط سخت و مشقت بار دوری از شهر و دیارش به کسب علم پرداخت اما اوضاع نامساعد اقتصادی هیچگاه مانعی بر سر راه عاشقان علم اهل بیت نبود و عالمان نجف نیز از این مساله مستثنا نبودند.

آیت الله مصطفوی در خاطرات خود از سیدرضا تبتی طلبه هندی الاصل ساکن نجف یاد می کند که سالها به دور از هیچگونه کمک مالی خانواده در مجاورت امیرالمومنین(ع) و با عنایات ویژه آن حضرت به تحصیل علوم دینی مشغول بود.

وی در این باره می گوید: در آن روزگار وضع اقتصادی طلاب نجف بسیار نامناسب بود و افزون بر این، خانواده سیدرضا هم که درگیر جنگ چین و تبت و محاصره بودند، امکان ارسال هزینه های تحصیلی به نجف را نداشتند.

آیت الله مصطفوی در حجره ای محقر اما گرم و صمیمی در کنار مراجع عظام همچون آیت الله سید علی سیستانی، ناصر مکارم شیرازی، وحید خراسانی، جعفر سبحانی و دیگر نوادر علمی روزگار پله های فقاهت و بینش را طی کرد.

وی در این سالها با تدریس و تحصیل علم، اخلاق و درک محضر استادان بزرگ عالم تشیع همراه بود که این امر ذوق و شوق این عالم عاشق حقیقت را دوچندان می کرد.

روح والا و جان جویای حقیقت آیت الله مصطفوی سبب شد که پس از برطرف کردن حکم تحریم از خواندن فلسفه،به آموختن این علم روی آورد، چرا که سالها به فتوای نخستین مرجع شیعه یعنی آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی مطالعه فلسفه در حوزه های علوم دینی تحریم شده بود.

علت تحریم فلسفه، نبود ظرفیت و درک لازم در همه افراد و امکان گمراه شدن آنها اعلام و با گذشت زمان و شرایط روزگار، این حکم ملغی شد و آیت الله سید باقر مصطفوی نزد حاج شیخ عباس قوچانی فلسفه آموخت.

آنچنان درس، بحث و مطالعه، سید باقر 40 ساله را در دریای عمیق علم فرو برده بود که وضعیت نامناسب جسمانی را مانعی بر سر راه تحصیل و تعلیم نمی دید و همواره بدنبال شناخت حقیقت، پله های کمال را می پیمود.

وضعیت نامناسب جسمانی او را به جایی رساند که استاد بزرگوارش آیت الله العظمی سید ابوالقاسم موسوی خویی بر او خرده گرفت، بازگشت او را تکلیفی دینی دانست و این عالم حقیقت جو را راهی شهر و دیار زادگاهش کرد، بازگشتی که برای او نه، اما برای مردم کاشان، شادی و برکت به همراه داشت و هر روز سیل مردم مشتاق، در آرزوی آموختن کلمه ای و دیدار با عالمی فرزانه به سوی او می شتافتند.

بازگشت ناخواسته آیت الله سید باقر مصطفوی به ایران و حضورش در کاشان، منشا خیرات و برکات زیادی برای شهر بود.

آیت الله مصطفوی از سال 1351 با حضور در کاشان، به اقامه جماعت، تفسیر و خطابه پرداخت که حاصل فعالیت های علمی ایشان در این سالها مجموعه های دست نویسی در زمینه تفسیر، طهارات ثلاث و کتاب صلوه است.

این عالم وارسته درششم صفر هجدهم آذر 1392 درسن۸۱سالگی دعوت حق رالبیک گفت به رحمت ایزدی پیوست.   روحش شاد