دهه فجرگرامی باد



 


وقایع ایام‌الله دهه فجر انقلاب اسلامی:


وقایع ۱۲بهمن از ایام‌الله دهه فجر

۱۲بهمن روز ورود روح‌الله خمینی به ایران-در این روز بزرگترین استقبال تاریخ در تهران برگزار شد؛ بطوری که طول جمعیت استقبال کننده از آیت‌الله خمینی به ۳۳ کیلومتر رسیده بود. در ساعت ۹:۵۰ دقیقه بامداد روز دوازدهم بهمن هواپیمای حامل خمینی در میان تدابیر شدید امنیتی در فرودگاه مهرآباد برزمین نشست. خمینی پس از ورود به فرودگاه و ایراد سخنرانی طبق برنامه‌ای که از قبل تنظیم شده بود عازم گورستان بهشت زهرا شد…

خمینی در میان استقبال گسترده مردم تهران در ساعت یک بعد از ظهر وارد قطعه ۱۷ که مدفن شهدای انقلاب بود شد و سخنرانی خود را ایراد نمود.

وقایع ۱۴ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز شنبه ۱۴ بهمن از ایام‌الله دهه فجر در محل مدرسه شماره ۲ علوی یک مصاحبه مطبوعاتی با حضور قریب به سیصد خبرنگار ایرانی و خارجی برگزار شد که در آن ابتدا خلاصه‌ای از نظریات آیت‌الله خمینی خوانده شد؛ سپس سوالات خبرنگاران آغاز گردید که خلاصه‌ای از پاسخ خمینی به این شرح بود:

«کاری نکنند که مردم را به جهاد دعوت کنم، اگر موقع جهاد شد می‌توانیم اسلحه تهیه کنیم. دولت را بزودی معرفی خواهیم کرد. اعضای شورای انقلاب تعیین شده‌اند. از ارتش می‌خواهم هرچه زودتر به ما متصل شود. ارتشیان فرزندان ما هستند، ما به آنها محبت داریم باید به دامان ملت بیایند. قانون اساسی که تدوین شده به آراء عمومی گذاشته می‌شود تمام اتباع خارجی بطور آزاد در ایران زندگی خواهند کرد.     »

 

وقایع روز ۱۶ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز ۱۶ بهمن و تعیین دولت موقت-خمینی در روز ۱۶ بهمن طی فرمانی مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر موقت تعیین و معرفی کرد. عصر همان روز در سالن سخنرانی مدرسه علوی یک مصاحبه مطبوعاتی بین‌المللی ترتیب داده شد، در این جلسه بازرگان برنامه و وظایف دولت موقت را تشریح کرد و افزود برگزاری همه پرسی درباره تغییر رژیم، برگزاری انتخابات مجلس موسسان و انجام انتخابات مجلس از وظایف این دولت است.

وقایع روز ۱۹ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

 

روز نوزدهم بهمن ماه بزرگ‌ترین راه پیمایی انقلاب صورت گرفت. در قطعنامه پایانی راه پیمایی نخست وزیری مهدی بازرگان توسط تظاهرکنندگان تایید شد.

 

وقایع ۲۰ بهمن از ایام‌الله دهه فجر


در روز ۲۰ بهمن ماه که مصادف با روز جمعه بود، مردم در دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند تا سخنرانی رییس دولت موقت را استماع نمایند. در همین هنگام در غرب تهران درگیری شدیدی صورت گرفت؛ عده زیادی از افراد گارد شاهنشاهی به پادگان همافران نیروی هوایی حمله بردند و به محض آغاز درگیری آنان عده زیادی از جوانان وابسته به جناح‌های مختلف به نفع همافران وارد صحنه درگیری شدند. این درگیری خونین ده‌ها نفر کشته و مجروح بر جای گذاشت ولی در نهایت همافران توانستند حلقه محاصره نیروهای گارد را بشکنند.

وقایع ۲۱ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

روز بیست و یکم بهمن ماه روز نبرد مسلحانه همه جانبه مردم و نیروهای دولتی بود. درگیری خونین مردم و لشگر گارد در این روز به اوج خود رسید؛ و جنگ تانک‌ها با مردم مسلح باعث کشته و زخمی شدن صدها نفر شد. آیت‌الله خمینی تهدید کرد در صورت عدم جلوگیری از کشتار لشگر گارد حکم جهاد خواهد داد.در اینروز چندین کلانتری توسط گروههای مسلح مردمی تسخیر شدند که در نتیجه آن مقادیر زیادی اسلحه به دست مردم افتاد. در همین روز فرمانداری نظامی تهران اعلامیه شماره ۴۰ را انتشار داد؛ بموجب این اعلامیه رفت و آمد مردم از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۵ بامداد ممنوع اعلام شد. در پی اعلامیه مزبور اعلامیه دیگری صادر و منع عبور و مرور تا ساعت ۱۲ بامداد تمدید شد. مردم عملاً مقررات حکومت نظامی را باطل ساختند و تا صبح در خیابان‌ها با ایجاد حریق و راه بندان‌های متعدد مانع حرکت قوای نظامی می‌شدند.

وقایع ۲۲ بهمن از ایام‌الله دهه فجر

۲۲ بهمن از ایام‌الله دهه فجر ،در این روز به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.

 

تصمیم شورای عالی ارتش(مقاله دهه فجر)

ساعت ۱۰ بامداد روز ۲۲ بهمن شورای فرماندهان نیروهای مسلح در ستاد مشترک تشکیل گردید. نظامیان حاضر در جلسه عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، عبدالعلی نجیمی، احمدعلی محققی، عبدالعلی بدره‌ای، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی، عبدالمجید معصومی، جعفر صانعی، اسدالله محسن زاده، حسین جهانبانی، محمد کاظمی، خلیل بخشی آذر، علی محمد خواجه نوری، پرویز امینی افشار، امیر فرهنگ خلعتبری، محمد فرزام، جلال پژمان، منوچهر خسروداد، ناصر فیروزمند، موسی رحیمی لاریجانی، محمد رحیمی آبکناری و رضا وکیلی طباطبایی.ریاست شورای عالی ارتش بر عهده عباس قره باغی بود. پس از گزارش فرماندهان نیروها از وضعیت موجود بحث پیرامون همبستگی ارتش با مردم آغاز شد؛ اکثرا موافقت خود را اعلام نمودند و سرانجام اعلامیه‌ای مبنی بر بی طرفی ارتش تهیه و بامضا رسید. پس از تصمیم شورای عالی، ساعت یک بعد از ظهر خبر تصمیم شورای عالی ارتش در اختیار رادیو و تلویزیون گذاشته شد. رادیو ایران برنامه عادی خود را قطع و اعلامیه را قرائت کرد. لحظه‌ای بعد نیروهای انقلاب محوطه صدا و سیما را تصرف نمودند و خبر سقوط رژیم سلطنتی پهلوی از صدا و سیما اعلام شد.

مراسم دهه فجر(مقاله دهه فجر)

هرساله در طول دهه فجر مراسم و یادبودهای زیادی در کشورمان  انجام می گیرد.

همچنین جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولا در طول دهه فجر برگزار می شود.

در مدارس کودکان کلاس‌های درس را با نوارهای رنگی، پرچم و عکس امام خمینی و  و رهبر عزیزمان سیدعلی خامنه‌ای تزئین می‌کنند.

 


چرا حضرت معصومه سلام الله علیها ازدواج نکردند؟


دهم ربیع الثانی مصادف با روز وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است. برای درک بیشتر و بهتر وجود مقدس آن بانوی بزرگوار لازم است نگاهی عمیق و جزئی در سیره زندگی آن حضرت داشته باشیم تا نکات و درس های لازم را فراگیریم. یکی از نکات با اهمیت زندگی ایشان که به دلیل حرمت وجود نازنین این بانوی بزرگوار کمتر بدان پرداخته می شود این است که حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ازدواج نکردند. حال سؤال این است که علت یا علت های اساسی این کار چیست؟ و اساساً چه پیامهایی برای ما دارد؟

در روایات و تحلیل ها اینطور آمده که کفو مناسب آن حضرت وجود نداشته است. حال اگر معنای ازدواج نکردن ایشان را از این منظر به طور عمیق درک کنیم نکات کلیدی پیرامون ازدواج و همسر گزینی دریابیم.

با تاملی در ازدواج ائمه در می یابیم که هیچ یک از مردان اولیا الهی نیستند که به دلیل عدم کفویت ازدواج نکرده باشند. حتی شخصیت اول جهان اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم با افرادی ازدواج می کنند که هم کفو حضرت نیستند، یا امام حسنعلیه السلام با زنی ازدواج می کنند که قاتل ایشان می شود.

بنابراین زن باید در مرحله همسر گزینی بیش از مرد سعی کند تا کفو مناسب خود را برگزیند و مرد با غیر کفو خود نیز میتواند ازدواج کند. به عنوان مثال حضرت خدیجه آنقدر ازدواج نمی کنند و مجرد میمانند تا با کسی مانند وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ازدواج کنند و در مورد حضرت زهرسلام الله علیها گفته شده که اگر نبود علی ابن ابیطالب علیه السلام کسی شایسته همسری ایشان نبود. در حالیکه حضرت امیر بعدها با خیلی کمتر از فاطمه زهرا ازدواج کردند.

چرا زن باید با هم کفو خود ازدواج نماید؟ وقتی زنی همسری مردی را می پذیرد باید تبیعیت هایی از همسرش داشته باشد که اگر آن مرد شایستگی کافی را نداشته باشد زن نمیتواند ریاست همچین مردی را بپذیرد. لازم است زنان احترم ویژه برای جایگاه همسرشان قائل باشند. پس  باید مردی را انتخاب کنند که شایسته همسری شان باشد.

الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ   مردان، سرپرست زنانند (سورة نساء آیه 34)

البته زنان به لحاظ فطری اینگونه هستند که تمایل دارند مردی سرپرستی آنها را برعهده داشته باشد. حال آنکه جامعه ای که به سمت غرب زدگی و روشنفکری پیش می رود معنایی برای این سخن قائل نیست که مرد را سرپرست زن بداند. دختران ما در خانه و مدرسه آماده نمی شوند که سرپرستی برای خود برگزینند. و تعلیمات سرپرست گریزی و سرپرست ستیزی روال غیر منطقی است که در جامعه شیوع پیدا کرده است.

حال که زنان می بایست از همسرانشان تبعیت کنند، پس حق بیشتری از همسرشان بر عهده ایشان است. اما این حقی که برای مردان تعیین شده آدابی دارد. مهترین این آداب این است که مردان به صورت مستقیم به استیفای حق خویش نپردازند.

امام سجاد عليه ‏السلام :
وَ اَمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَكَ سَكَنا وَ اُنْسا فَتَعْلَمَ اَنَّ ذلِكَ نِعْمَةٌ مِنَ اللّه‏ِ عَلَيْكَ فَـتُـكْرِمَها وَ تَرْفُقَ بِها وَ اِنْ كانَ حَقُّكَ اَوجَبَ فَاِنَّ لَها عَلَيْكَ اَنْ تَرْحَمَها؛
حق زن اين است كه بدانى خداوند عزوجل او را مايه آرامش و انس تو قرار داده و اين نعمتى از جانب اوست، پس احترامش كن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب‏تر است اما اين حق اوست كه با او مهربان باشى. (من لايحضره الفقيه ج 2، ص 621، ح 3214)


و لازمه حفظ حرمت مردان این است که حتی اگر در اختلافات خانوادگی حق با ایشان بود اهل مدارا و محبت با همسرشان باشند. و مدام از اشتباهات همسرشان چشم پوشی کنند. و در پی احقاق حق خود نباشند تا جایی که قرآن می فرماید اگر اختلافی بین زن و مرد پیش آمد حکمی بین آنها قرار گیرد و وظایفشان نسبت به یکدیگر را بیان نماید.

وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَماً مِّنْ أَهْلِهَآ إِنْ یُرِیدَآ إِصْلاَحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَآ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِیماً خَبِیراً
 و اگر از (ناسازگارى و) جدایى میان آن دو (زن و شوهر) بیم داشتید، پس داورى از خانواده ‏ى شوهر، و داورى از خانواده‏ ى زن برگزینید (تا به اختلاف آن دو رسیدگى كنند) اگر این دو بناى اصلاح داشته باشند خداوند میان آن دو را به توافق مى‏ رساند، زیرا خداوند، (از نیّات همه) با خبر و آگاه است. (سورة نساء آیه 35)


و به طور کلی نشانه حق بودن صبر داشتن است. و صبر و حق رابطه مستقیم با یکدیگر دارند. و هر چقدر ظرفیت صبر افزایش پیدا کند خداوند از سرچشمه حق وجود آدمی را سیراب خواهد کرد. آنچنان که شهید چمران دعا میکرد: پروردگارا مرا میزان حق قرار بده.

وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ   و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده ‏اند (سورة العصر آیه 3)

نتیجه اینکه: خانم ها ببینند چه کسی شایسته این همه اطاعت آنها است و مردها ببینند چه کسی شایسته است که در برابرش صبر و محبت داشته باشند.

علت دیگر عدم ازدواج حضرت معصومه سلام الله علیها این است که به لحاظ تاریخی در زمان امامت امام رضعلیه السلام مدعی ایمان در جامعه آن زمان زیاد شده بود. امام صادق علیه السلام 4000 نفر شاگرد داشتند که همین امر آثار زیادی روی جامعه داشت و موج شیعه گری افزایش چشمگیری پیدا کرده بود.

انتظار امام رضا از جامعه در حد این احترام ظاهری نبود و ایشان در پی بیداری جان ها و کشف حقیقت اسلام در وجود انسان ها بودند،اما ایشان در بین دوست دارانشان در اوج احترام ولی غریب بودند. آنچنان که فرمودند: من اگر 40 مرد داشتم قیام میکردم.
و ازدواج نکردن حضرت معصومهسلام الله علیها و نبودن کفو مناسب ایشان در میان مدعیان اسلام تلنگری بود به مسلمانان زمانشان و در واقع دارای بعد سیاسی نیز بوده است.

موردی که افشای راز مجاز است!!


هر انسانی در زندگی خویش، خواه ناخواه اسراری دارد كه بایستی در نگه داری آن كوشا باشد. برخی از این اسرار مربوط به خودش و برخی مربوط به خانواده یا جامعه اوست. لزوم مكتوم ماندن این اسرار به جهت حساسیت و امكان فراوان سوء استفاده طماعان و دشمنان از آنها در راستای منافع خود و به ضرر فرد صاحب سر می باشد. بدین جهت مقوله رازداری فضیلتی اخلاقی به شمار می آید.
راز

حفظ اسرار را باید از خدا آموخت. خداوند بیش و پیش از هر كس، از اعمال و عیوب و گناهان بندگانش باخبر است، اما ... بردباری و پرده پوشی و رازداری او بیش از همه است. اگر خداوند، كارهای پشت پرده و پنهانی بندگانش را افشا كند، آیا كسی با كسی دوست می شود؟ اگر خداوند، «آن كارهای دیگر» مردم را رو كند، برای چه كسی آبرو و حیثیتی باقی می ماند؟

 

بهترین رازدار

انسان اسرار خویش را بهتر از هر کس دیگری می تواند حفظ کند. بسیارند کسانی که بر زیان خود می کوشند. بنابراین، آدمی باید مراقبت کند در اینکه چه می گوید و با که می گوید. آیا هر کسی شایستگی شنیدن همه گفته های او را دارد یا خیر؟ ممکن است کسی رازی را بشنود، آن گاه نه از سر دشمنی، بلکه به خاطر نداشتن ظرفیت درونی و آمادگی روحی بر پذیرش آن سخن، ناخودآگاه به افشای آن بپردازد.

چنین نیست که انسان راز خویش را با هیچ کس نگوید، بلکه گفتن راز و با محرم اسرار درددل کردن، روح و جان را سبک می کند و آدمی با پشتیبانی دیگران دلگرم و آرام می شود که البته در این میان، بهترین رازدار بندگان، خالق ستار است.

 

موارد مجاز در افشای راز

افشای راز دیگران در پاره‏ای از موارد مجاز شمرده شده است‏كه برخی از آنها را در زیر می‏خوانیم:

الف - دادخواهی:

فردی كه از ناحیه دیگری مورد ستم قرار گرفته، برای‏دادخواهی ناگزیر است آن ظلم را به مراكز صلاحیتدار و یا مسۆول‏بالاتر گزارش دهد تا به موضوع رسیدگی و از تضییع حقش‏جلوگیری به عمل آید.

قرآن مجید درباره حق دادخواهی مظلوم از ظالم می‏فرماید:«لاَ یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ اِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ كَانَ اللَّهُ‏ سَمیِعاً عَلیِماً»(1) خداوند دوست ندارد كسی با سخنان خود، بدیها (ی‏دیگران) را اظهار كند، مگر آن كسی كه مورد ستم واقع‏شده باشد. خداوند، شنوا و داناست.

در مواردی كه فاش كردن راز، حدّ و تعزیری را ثابت كند،رازداری لازم نیست، البته تعداد افرادی كه برای اثبات حدّ یا تعزیر لازم است باید تكمیل شود؛ مثل شهادت چهار مرد عادل نسبت به ‏زانی كه می‏توانند عمل او را به قاضی بگویند

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «لِصَاحِبِ الْحَقِّ مَقَالٌ»(2) برای صاحب حق، جای سخن گفتن است [و می‏تواند علیه‏متجاوز حرف بزند.] 

ب - استعانت بر نهی از منكر:

در مواردی كه انسان از منكری مطلع شود و بداند كه اگر اقدامی‏نكند، این گناه شیوع پیدا كرده، زیان ناشی از آن به عموم مردم‏ برمی‏گردد و خود نیز به تنهایی نتواند جلوی آن را بگیرد و ناگزیر باشد از مردم كمك بخواهد، باید چنین كند و با استمداد از دیگران ‏مجرم را از كردار زشتش بازدارد، گرچه مردم از راز او باخبر شوند.

ج - پیشگیری از خطر:

هر چند فاش كردن راز كسی ممكن است باعث ضرر و زیان ‏وی شود، ولی در جایی كه پای ضرر و خطر بیشتری در میان باشد، سكوت كردن جایز نیست و برای جلوگیری از خطر می‏توان‏ افشاگری كرد و پرده از اسرار برخی برداشت؛ مثل جایی كه ضرر و خطری متوجه دین یا نظام شود و لازمه پیشگیری آن خطر، فاش‏كردن رازهای فرد و یا افرادی باشد، چون حفظ نظام مهمتر است و فاش كردن رازها مجاز می‏شود.

امر به معروف

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اِذَا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الرَّیْبِ وَالبِدَعِ مِنْ بَعْدِی فَأَظْهِرُوا البَرَاَءَةَ مِنْهُمْ وَ اَكْثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَالْقَوْلَ فِیهِمْ وَالوَقِیعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ‏ كَیْلاَ یَطْمَعُوا فِی الْفَسَادِ فِی الاِسْلاَمِ وَ یَحْذَرُهُمُ النَّاسُ وَ لاَیَتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ یَكْتُبِ اللَّهُ لَكُمْ بِذَلِكَ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعْ ‏لَكُمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِی الْآخِرَةِ.»(3) هرگاه پس از من شبهه افكنان و بدعتگذاران را دیدید، آشكارا از آنان، دوری جویید، زیاد از آنان بدگویی كنید و به آنان بتازید و به مردم معرفی شان کنید تا مردم در موردشان دچار بهت شوند، تا از تبهكاری در اسلام‏ منصرف شوند و مردم از آنان حذر كنند و بدعت‏هایشان را یاد نگیرند. [آنگاه‏] خداوند در ازای این كار به شما پاداش‏می‏دهد و مقامتان را در آخرت بالا می‏برد.

د - در مقام استشاره:

فردی كه برای خدمت در نهاد و یا ارگانی داوطلب شده است و در زمان گزینش وی از دیگری سۆالاتی درباره وی به‏عمل می‏آید و او می‏داند كه وجود این شخص در آن نهاد یا ارگان به زیان و ضرر نظام می‏باشد، می‏تواند رازهای وی را - كه مربوط به موضوع است - فاش سازد؛ چنان‏كه تحقیق و بررسی ارگان‏ها و نهادهای‏انقلابی در این زمینه تا تحصیل اطمینان به صلاحیت شخص برای‏خدمت، اشكالی ندارد.(4)

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: «اَتَرْغَبُونَ عَنْ ذِكْرِ الْفَاجِرِ حَتَّی لاَ یَعْرِفَهُ النَّاسُ، اُذْكُرْهُ بِمَا فِیهِ‏یَحْذَرْهُ النَّاسُ»(5) آیا از گفتن آنچه درباره فاجر می‏دانید، خودداری می‏كنید تا مردم او را نشناسند؟ عیوب وی را برای مردم بازگو كنید تا از او كناره‏گیری كنند و برحذر باشند. چنین كاری در مورد افرادی كه نامزد پست‏های كلیدی مثل‏ریاست جمهوری، وزارت، نمایندگی و... می‏شوند، به حد ضرورت می‏رسد و افشا نكردن نقاط ضعف آنان، خیانت به نظام و امت است. از این رو، لازم است مراتب امر به مسۆولان مربوط گزارش داده شود.

هر چند فاش كردن راز كسی ممكن است باعث ضرر و زیان‏وی شود، ولی در جایی كه پای ضرر و خطر بیشتری در میان باشد،سكوت كردن جایز نیست و برای جلوگیری از خطر می‏توان‏افشاگری كرد و پرده از اسرار برخی برداشت؛ مثل جایی كه ضرر وخطری متوجه دین یا نظام شود و لازمه پیشگیری آن خطر، فاش‏كردن رازهای فرد و یا افرادی باشد، چون حفظ نظام مهمتر است و فاش كردن رازها مجاز می‏شود

هـ - اثبات حدّ و تعزیر:

در مواردی كه فاش كردن راز، حدّ و تعزیری را ثابت كند، رازداری لازم نیست، البته تعداد افرادی كه برای اثبات حدّ یا تعزیر لازم است باید تكمیل شود؛ مثل شهادت چهار مرد عادل نسبت به ‏زانی كه می‏توانند عمل او را به قاضی بگویند.

و - در مقام تجاهر به فسق:

كسی كه به ‏طور علنی گناه می‏كند، حرمت خود را از بین می‏برد،دربین مردم احترامی نداشته و بدگویی از وی غیبت تلقی نمی‏شود و افشای رازهایش جایز است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ثَلاَثَةٌ لَیْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صَاحِبُ هَویً مُبْتَدِعٍ. وَالْاِمَامُ الْجَائِرُوَالْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ»(6) برای سه كس حرمتی در نگاه داشتن رازشان نیست: شخص بدئت گذار و هواپرست، پیشوای ظالم و فاسقی كه فسقش را آشكار می كند.

 

کلام آخر:

اسلام بر حفظ اسرار تأكید دارد؛ زیرا این امر، تمرینی است برای حفظ آبروی خویش و پاسداری از رازهایی كه دیگران نزد شخص به امانت گذاشته اند.آنكه رازدار خویش نیست، نمی تواند اسرار دیگران را حفظ كند. ازسوی دیگر، شخصی كه در حفظ اسرارش، ناتوان یا نسبت به آن بی اعتناست، نباید توقع داشته باشد كه مردم سر او را پوشیده نگاه دارند.اما در مواردی افشای اسرار مجاز می شود مانند: دادخداهی، پیشگیری از خطر، هنگام استشاره و هنگام اثبات حد و.....

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست                 که آشنا سخن آشنا نگه دارد

 

پی نوشت ها:

1ـ نساء / 148.

2ـ محجة البیضا، ج 5، ص 270.

3ـ اصول كافی، ج 2، ص 375.

4ـ استفتاآت از محضر امام خمینی قدس سره ، ج 2، ص 622 – 623.

5ـ محجة البیضا، ج 5، ص 271.

6ـ وسائل الشیعه، ج 8، ص 605.