چند خاطره ورزشي از رهبر انقلاب

محمود خسروی‌وفا، رئیس كمیته‌ی ملی پارالمپیك، در اوایل انقلاب و نیز در مقطعی از دوران ریاست جمهوری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مسئول حفاظت ایشان بوده است. او به دلیل مسئولیت‌های ورزشی در بسیاری از دیدارهای ورزشی رهبر انقلاب در دوره‌های مختلف حضور داشته است.

به همین دلیل گپ‌وگفت khamenei.ir محدود به دیدار اخیر مدال‌آوران المپیك و پارالمپیك نشد. علاقه‌مندی‌های ورزشی رهبر انقلاب و نیز ورزش صبح‌گاهی ایشان در خارج از كشور از نكات خواندنی این گفت‌وگو است:

* شما به عنوان كسی كه سال‌ها در كنار آیت‌الله خامنه‌ای حضور داشته و در مسائل ورزشی نیز ورود دارید، نگاه ایشان به ورزش را چگونه یافته‌اید؟

آن‌چه من در این مدت از رفتار و گفتار حضرت آقا متوجه شده‌ام، این است كه ایشان كلاً از جوان پرجنب و جوش خوششان می‌آید و این را بارها به زبان آورده‌اند. اصلاً با سستی و زیاد خوابیدن جوان‌ها موافق نیستند. یك بار با یكی از محافظان خدمتشان بودیم، من به حضرت آقا گفتم این آقایی كه همراه من است، می‌تواند هزاروپانصد بار بدون توقف شنا برود. آقا باتعجب پرسیدند: هزاروپانصد؟! بعد به او گفتند كه الان هم می‌توانی شنا بروی؟ او هم كتش را درآورد و بدون این‌كه بدنش را گرم كند، سیصد بار شنا رفت. آقا گفتند بس است، قبول كردم. به‌ طور كلی حضرت آقا از مشاهده‌ی جوانان پرجنب‌وجوش و پرتحرك لذت می‌برند.

ورزش دیگری كه حضرت آقا بسیار انجام می‌دهند، پیاده‌روی است؛ پیاده‌روی تند، بین نیم‌ساعت تا سه ربع. من صبح‌های زود كه سر كار می‌آمدم، می‌دیدم ایشان در حال پیاده‌روی هستند. حتی این پیاده‌روی در سفرهای خارج از كشور ایشان هم قطع نمی‌شد.

* خود ایشان به چه ورزش‌هایی علاقه دارند؟

آقا خودشان هم به ورزش علاقه دارند و هم اهل ورزش هستند. می‌گفتند كه والیبال بازی می‌كردند و والیبالشان هم خیلی خوب بود. می‌گفتند در نوجوانی و حتی با همان لباس طلبگی، والیبال بازی می‌كردند. به ورزش باستانی هم علاقه داشتند و كار می‌كردند. ایشان در مراسم مختلف ورزش باستانی كه دعوت می‌شدند، حضور می‌یافتند. به كوهنوردی هم بسیار علاقه دارند. یادم می‌آید در اوایل انقلاب یك روز به من گفتند من نذری دارم و می‌خواهم به امام‌زاده داوود سلام‌الله‌علیه بروم. ما هم برنامه‌ریزی كردیم و همراه چند تن از محافظ‌ها و آقای راشد یزدی به سمت امامزاده داوود حركت كردیم. ایشان لباس پاسداری پوشیدند و صورتشان را با چفیه بستند. آقای راشد هم با لباس عادی روحانیت آمده بود. جالب این‌كه در راه همه فكر می‌كردند ایشان محافظ آقای راشد است، چون ما با لباس كوهنوردی و تجهیزات آمده بودیم. من به سبب تخصصم در كوهنوردی، سنگ‌نوردی و صخره‌نوردی، خوب می‌دانستم كه راه‌پیمایی یك كوهنورد حرفه‌ای به چه شكل است، و می‌دیدم كه آقا كاملاً حرفه‌ای و خیلی راحت مسیر را به سمت بالا طی می‌كردند و بدنشان بسیار روی فرم بود.

خاطره‌ای از این كوهنوردی به یاد دارم كه من و یكی دیگر از محافظان در راه بحث می‌كردیم؛ یكی در رد و دیگری در تأیید مرحوم شریعتی. آقا متوجه شدند. سرعتشان را كم كردند و به ما رسیدند. گفتند از این صحبت‌ها نكنید، از فضا استفاده بكنید. گفتند كه شما مثل دو نابینایی می‌مانید كه می‌خواهید آن دیگری را راهنمایی كند. نمی‌توانید. مرحوم شریعتی یك نقاط قوتی داشته و یك نقاط ضعفی. این كار شما نیست. وقتی هم كه رسیدیم، یكی از اتاق‌های آن‌جا را اجاره كردیم و آقا نذرشان را آن‌جا ادا كردند.

ورزش دیگری كه حضرت آقا بسیار انجام می‌دهند، پیاده‌روی است؛ پیاده‌روی تند، بین نیم‌ساعت تا سه ربع. من صبح‌های زود كه سر كار می‌آمدم، می‌دیدم ایشان در حال پیاده‌روی هستند. حتی این پیاده‌روی در سفرهای خارج از كشور ایشان هم قطع نمی‌شد. با ایشان به كشور رومانی رفته بودیم، من لباس ورزشی خوب و متفاوتی به لحاظ رنگ و قیافه داشتم. در رومانی یك روز آقا به من گفتند كه چه لباس قشنگی داری. بده من بپوشمش. لباس را برای پیاده‌روی پوشیدند و به محوطه رفتند، خبرنگاران به خیال این‌كه من آمده‌ام دست تكان دادند و جلو آمدند، اما وقتی دیدند آقا این لباس را پوشیده، خیلی تعجب كردند. به‌طور كلی پیاده‌روی ایشان ترك نمی‌شد.

اگر در زمان ریاست‌جمهوری به مراسم ورزشی هم دعوت می‌شدند، معمولاً شركت می‌كردند؛ مثلاً مراسم ورزشی آموزش و پرورش یا سازمان تربیت بدنی. بیشتر مراسم‌ سالن ۱۲هزار نفری آزادی را می‌رفتند. بانشاط هم می‌رفتند. یك بار ایشان را برای برگزاری مسابقاتی در سالن شهید افراسیابی دعوت كرده بودیم، اصلاً باورمان نمی‌شد، اما آمدند. در زمان ریاست‌جمهوری بارها بچه‌های تیم جانبازان به ملاقات ایشان می‌آمدند.

* این دیدارها در زمان رهبری هم ادامه یافت؟

بله، در زمان رهبری هم هر تیمی كه از مسابقات برمی‌گشت، ایشان اظهار محبت داشتند. در سال ۱۳۷۲ كه از انگلیس برگشتیم، آقای گلپایگانی را به استقبال ما فرستادند. بعد هم آن سخنان معروف «فتح‌الفتوح» را بیان كردند. در آن پیام اشاره كردند علی‌رغم این‌كه می‌گویند بچه‌های مسلمان نمی‌توانند كار كنند، بچه‌ها فتح‌الفتوح می‌كنند. فردای استقبال هم دیداری با ایشان داشتیم كه گفتند: من می‌خواستم خودم بیایم فرودگاه، اما بچه‌های حفاظت صلاح ندانستند. لذا آقای گلپایگانی را به نمایندگی فرستادم.

به نظرم اكثر قریب به اتفاق سخنان آقا درباره‌ی ورزش در دیدار با ورزشكاران جانباز بوده است. یك بار هم باستانی‌كارهای جانباز در حسینیه‌ی امام خمینی خدمت آقا رسیدند و همان‌جا به اجرای برنامه پرداختند. در آن دیدار آقا راجع به ورزش باستانی صحبت كردند. بعد هم گفتند كه هیچ موقع جلوی من سنگ نزنید، ناراحت می‌شوم. دلیلش این است كه وقتی قطع‌نخاعی‌ها ورزش سنگ زورخانه می‌كنند، به علت سنگینی سنگ‌ها، پاهایشان شروع به لرزیدن می‌كند.

* این عكسی كه در اتاق شما نصب است، متعلق به چه سالی و مربوط به چه مراسمی است؟

سال ۱۳۷۶ یك جشنواره‌ی بزرگداشت دفاع مقدس برگزار كردیم كه پنج هزار جانباز شركت كردند. یك نامه هم نوشتیم و از رهبری دعوت كردیم كه در این مراسم حضور داشته باشند. آقا پذیرفتند و آمدند. این عكس هم مربوط به بازكردن رمز مسابقات است. مراسم بسیار زیبایی بود. دوستان می‌گفتند كه ما هم گریه كردیم و هم خندیدیم. هم زهره‌ترك شدیم، هم صدقه دادیم تا مراسم خوب برگزار شود. واقعاً هم خوب برگزار شد. جانبازان قطع پا، «راپِل» كار می‌كردند، حمل مجروح می‌كردند. طناب را می‌بریدند و می‌رفتند آن طناب را می‌گرفتند. آقا هم خیلی تعریف كردند.

هر بار هم كه تیم جانبازان از مسابقات المپیك برمی‌گشت، خدمتشان می‌رفتیم. در سیدنی هم یك پیام به آقا دادیم كه ایشان در پاسخ، اولین بار برای ورزش پیام دادند. وقتی هم به فرودگاه رسیدیم، آقای گلپایگانی به فرودگاه آمده بودند و آقای فروزنده پیام آقا را در فرودگاه خواندند كه پخش زنده شد.

یكی دیگر از دیدارهای مهم كه به نظر من از كامل‌ترین صحبت‌های آقا درباره‌ی ورزش بود، در سال ۱۳۷۵ برگزار شد. در آن دیدار، مدیران ورزشی هم بودند. آقا بسیار جزئی و دقیق وارد بحث ورزش شدند. یكی از نكات مهمی كه در آن دیدار گفتند، این بود كه زنان نباید در مسابقات ورزشی تبرج داشته باشند؛ یعنی نباید خودنمایی كنند. در این دیدار دوباره از ورزش جانبازان نیز تعریف كردند.

دیدار دیگری كه خاطره‌ی آن در ذهنم مانده، پس از المپیك آتن بود كه همراه ورزشكاران به دیدار ایشان آمدیم. در آن دیدار آقا از مسابقه‌ندادن آرش میراسماعیلی برابر حریف اسرائیلی تمجید كردند و گفتند كار بسیار بزرگی بود. یك بار هم بعد از مسابقات جهانی كشتی در سال ۱۹۹۵، كه امیررضا خادم در برابر حریف اسرائیلی مسابقه نداد، آن وقت هم آقا از امیر تشكر كردند و گفتند كار امیر كمتر از رسول نبود. رسول در آن مسابقات مدال طلا گرفته بود. حتی وقتی می‌خواستند مكانی را به اسم رسول خادم كنند، آقا پیغام داده بودند كه اسم مكان را بگذارید «برادران خادم»، چون كاری كه امیر كرده، كمتر از رسول نیست.

* ایشان از چه طریقی اطلاعات خود را از وضعیت ورزش كسب می‌كنند؟

به‌طور كلی آقا به دلیل این‌كه با همه جور آدم صحبت می‌كنند، ریزِ اطلاعات را در آن حوزه كسب می‌كنند. در كسب اطلاع هم خصوصیات خاص خودشان را دارند. مثلاً به شما می‌گویند كه در آن اتاق چه چیزی موجود است؟ اگر مثلاً بگویی «فكر كنم كه ...» ایشان از این طرز جواب ناراحت می‌شوند. می‌گویند بگو نمی‌دانم، همین بگویی نمی‌دانم، مشكل حل است. همین كه گفتی فكر می‌كنم، كار را خراب كرده‌ای. خب تو قرار است فكر كنی، من هم یك فكر دیگری می‌كنم. اگر هم می‌خواهی اطلاعات بدهی، اطلاعات درست و دقیق بده. این خصوصیات باعث می‌شود كه اطلاعات دقیق به ایشان برسد.

* درباره‌ی دیدار اخیر ورزشكاران با رهبر انقلاب كه شما نیز حضور داشتید، توضیح دهید.

در حاشیه‌ی این دیدار، یك نكته‌ی جالب به ذهنم رسید. من حدود یك ماه و نیم قبل از آن، در مراسمی بودم كه كنارم آقای احسان حدادی و آقای حمید سوریان نشسته بودند. حدادی به من گفت كه می‌توانی یك وقتی از آقا بگیری، ما آقا را از نزدیك ببینیم؟ می‌گفت من نه مشكل پول دارم، نه می‌خواهم نامه بدهم، فقط می‌خواهم از نزدیك آقا را ببینم. سوریان هم در ادامه گفت ایشان رهبرمان است. به هر حال من كه خواستم این موضوع را با دفتر درمیان بگذارم، اطلاع دادند كه دیداری برای ورزشكاران و قهرمانان ترتیب داده شده است.

درباره‌ی سخنان رهبر انقلاب در این دیدار هم باید بگویم كه توقع و مطالبه‌ی آقا از ورزش همین سخنان بود. فضای رسانه‌ای كه ایشان نقد كردند واقعاً جدی است و رسانه‌ها باید توجه كنند. یك ورزشكار یا مدیر را به اوج می‌رسانند و دیگری را زمین می‌زنند. به نظر من آقا به تمام مواردی كه به نوعی به ورزش آسیب می‌رساند، اشاره كرده‌اند. ضمناً نكاتی را هم اشاره كردند كه به نظر من نوعی مهندسی معكوس بود. ایشان ضمن تقدیر و تشكر، وظیفه‌ی مدیران ورزشی و جامعه‌ی ورزشی را معلوم، و مطالبات خود از ورزش كشور را دقیقاً بیان كردند و این، وظایف دست‌اندركاران ورزش كشور را سنگین‌تر می‌كند.

خواص سورهای قرآن(یس)

*فضیلت و خواص سوره یس*

یس، و نام های دیگرش «عزیزه؛ معمّه(شامل شونده)، مدافعه قاضیه(دفع كننده برآورده) سی و ششمین سوره قرآن است كه مكی و دارای 83 آیه است.



یس، و نام های دیگرش «عزیزه؛ معمّه(شامل شونده)، مدافعه قاضیه(دفع كننده برآورده) سی و ششمین سوره قرآن است كه مكی و دارای 83 آیه است.

از رسول گرامی اسلام روایت شده قرائت كننده این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و این سوره برای قاری خود شفاعت می كند.

در روایتی دیگر از ایشان آمده: سوره «یس» در تورات «معمّه: شامل شونده» نام دارد چون خیر دنیا و آخرت را شامل حال قرائت كننده خود می كند و بلاهای دنیا و سختی های آخرت را از او دور می كند.

و نیز «قاضیه: دفع كننده برآورنده» نامیده می شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع كرده و همه حاجت های او را روا می كند و قرائت آن سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار دینار انفاق در راه خداست.1

در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر كس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است كه ده بار قرآن را ختم نماید. 2

ایشان همچنین فرمودند: هر كس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار كرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می كنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند. 3

از ابی بصیر روایت شده كه حضرت صادق علیه السلام فرمودند: براستی برای هر چیزی قلبی است و قلب قرآن سوره یاسین است هر كس آن را قبل از خواب یا در روز، قبل از آنكه شام شود بخواند در آن روز از محفوظین و بهره مندان باشد تا آنكه شام كند و هر كس در شب قبل از خواب آن را تلاوت كند خداوند بر وی 1000 فرشته بگمارد تا او را از شر بدی و هر شیطان رانده شده و هر آسیب حفظ كنند و هر گاه در همان روز بمیرد خداوند او را وارد بهشت گرداند و 30 هزار فرشته هنگام غسلش گرد آیند و برای او طلب آمرزش كنند و با استغفار او را مشایعت و بدرقه نمایند تا كنار قبر، و چون او را به قبر برند آن فرشتگان جمله در قبر با وی درآیند و خدا را عبادت كنند و ثواب او را به مرده دهند و قبرش تا هر كجا كه چشم ببیند فراخ گردد و از فشار قبر ایمن باشد و همیشه از قبرش تا آسمان نوری تابان باشد تا اینكه خداوند او را از قبر بیرون آرد و چون او را برانگیخت فرشتگان خدا با او هستند و بدرقه اش كنند و با وی به گفتگو پردازند و به رویش لبخند زنند و به هر خیر و نیكی مژده اش دهند تا او را از صراط و میزان بگذرانند و در پایگاه قربی او را بدارند كه هیچ مخلوقی را جز مقربان و فرستادگان حق آن مقام و منزلت و قرب را باشد، و وی با پیامبران در آن درگاه نزد خدای تعالی باز ایستد و با غمخواران غم نخورد و با اندوهگینان اندوه نكشد و با زاری كنندگان زاری نكند.

آنگاه خداوند تعالی گوید: ای بنده من شفاعت كن هر كه را خواهی ،كه شفاعت را درباره همه بپذیرم و حاجت بخواه كه هر چه خواهی به تو دهم پس وی حاجت را از خدا بخواهد كه برآورده شود و شفاعت كند كه پذیرفته گردد و حساب او را چون دیگران نكشند و در آنجا چون دیگران بازداشت نشود و چون از زبونان و خوار شدگان زبون و خوار نگردد و به نكبت گناه و عمل زشتی كه از او سر زده گرفتار نشود و برات آزادی او را سر گشاده بدو دهند تا اینكه از درگاه الهی به زیر آید و همه مردم از روی تعجب گویند: «سبحان الله» این بنده را حتی یك گناه نبود او از همدمان محمد صلی الله علیه و آله وسلم خواهد شد.

از جابر جعفی روایت شده كه امام باقر علیه السلام فرمودند: هر كس سوره یاسین را در عمر خود یك بار بخواند خداوند به شماره تمام آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در آسمان است به عدد هر یك 2000 حسنه در نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و بدهكاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و دودلی و بیماری های مضر نگردد و خداوند سختی و دشواری مرگ را بر او آسان كند و خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از جمله كسانی خواهد بود كه خداوند فراخی زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت تضمین كرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را خطاب فرموده كه من از بنده راضی هستم پس برای او آمرزش بطلبید.4
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هر كس سوره «یس» را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10 فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار كرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را تشییع می كنند و بر او نماز گزارده و شاهد دفنش هستند

آثار و بركات سوره


1) آثار دهگانه قرائت سوره یس:

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به امیرالمؤمنین فرمودند: ای علی! «یس» را بخوان كه در آن ده اثر است: هر كه آن را قرائت كند:

1) اگر گرسنه باشد سیرگردد؛

2) اگر تشنه باشد، سیراب گردد؛

3) اگر عریان باشد، پوشانیده گردد؛

4) اگر عزب باشد، ازدواج كند؛

5) اگر ترسان باشد، امنیت یابد؛

6) اگر مریض باشد، عافیت یابد؛

7) اگر زندانی باشد، نجات یابد؛

8) اگر مسافر باشد، در سفرش یاری شود؛

9) نزد میت خوانده نمی شود مگر اینكه خدا بر او آسان گیرد؛

10) اگر گمشده داشته باشد، گمشده اش را پیدا كند.5



2) پیدا شدن گمشده

شخصی به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض كرد: بفرمایید وقتی چیزی یا كسی گم می شود چه باید بكنم؟

حضرت فرمودند: دو ركعت نماز بخوان و در هر دو ركعت بعد از حمد «یس» بخوان و بعد از آن بگو: یا هادی الضالّهِ رُدَّ عَلَی ضالَّتی» ای هدایت كننده گمشدگان، گمشده ام را به من برگردان.

شخص می گوید: من این كار را كردم و بعد از مدتی خداوند گمشده ام را به من برگرداند.

3) جهت امنیت یافتن از چشم زخم و شر جن

در كتاب المصباح آمده: هر كس سوره «یس» را با خود همراه داشته باشد از چشم زخم و از شر جنیان در امان بوده و خواب های خوش می بیند.6

4) داشتن قلبی نیرومند و ذهن قوی

اگر می خواهید قلبی نیرومند و ذهنی قدرتمند داشته باشید به سخن امام صادق علیه السلام عمل كنید كه فرمود: هر كس در نهم شعبان سوره «یس» را با گلاب و زعفران نوشته و بنوشد در حفظ و امان خواهد بود و قلبش نیرومند و ذهنش قوی می گردد7

5) برای دیدن پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله وسلم در خواب

در حاشیه زادالمعاد علامه مجلسی آمده جهت دیدن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در خواب، سه شب و هر شب سی مرتبه «آیه 42 یس» را بخواند.8

6) رفع فقر

جهت رفع فقر هر بامداد «آیه 68 یس» را قرائت كند.9

7) دوای دردها

از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر كس سوره یس را نوشته و پس از شستن از آب آن بنوشد در درونش هزار گونه دوا و نیز هزار گونه نور و یقین و بركت و رحمت را وارد كرده است و هر گونه دردی را از او دور می كند. 10
در فضیلت این سوره از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر كس سوره «یس» را قرائت نماید مانند آن است كه ده بار قرآن را ختم نماید

ختم مجرب


برآورده شدن حاجت مشروع

1) یكی از بزرگان و عارفان می گوید:

سوره یاسین را بسیار می خواندم و هر حاجتی كه داشتم به تلاوت این سوره به این شكل مداومت می نمودم.

در سوره یس هفت «مبین» وجود دارد؛ به هر مبین كه رسیدی این دعا را 3مرتبه بخوان:

«بسم الله الرحمن الرحیم، سبحان المنفّس عن كل مدیون، سبحان المفرج عن كل محزون، سبحان الناصر عن كل مظلوم، سبحان المخلص عن كل مسجون، سبحان من جعل خزائنه بین الكاف و النون، سبحان انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له كن فیكون، سبحان الذی بیده ملكوت كل شی و الیه ترجعون.»11

2) از حضرت سلمان فارسی رحمة الله روایت شده اگر كسی ده روز بعد از نماز صبح قبل از سخن گفتن با كسی، سوره یس را بخواند و این دعا را قبل از تلاوت سوره مزبور ده مرتبه بخواند بعد سوره را بخواند هر حاجتی را كه بخواهد انجام شود. انشاءالله زیرا كه اسم اعظم خداوندی در این دعا است:

«بسم الله الرحمن الرحیم، یا قدیم یا دائم یا حی و یا قیوم یا فرد و یا وتر یا واحد یا احد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یكن له كفواً احد و صلی الله علی محمد و اله اجمعین برحمتك یا ارحم الراحمین.»12

3) كسی كه می خواهد مشكلش حل شود شب جمعه، چهار ركعت نماز بخواند و به این ترتیب كه می آید:

در ركعت اول: بعد از سوره «حمد» سوره «یس» را بخواند و سپس به ركوع رود و هنگامی كه سر از ركوع بر می دارد صد مرتبه این ذكر را بگوید:

«واذا سلك عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون» (بقره، 186).

در ركعت دوم: حمد را دو مرتبه، سوره «یس» را یك مرتبه بخواند و بعد از آن قنوت را بجای آورد و به ركوع رفته و پس از سر برداشتن از ركوع همان ذكر (بقره، آیه 186) را صد مرتبه تكرار كند و به سجده رود و پس از دو سجده تشهد را بخواند اما بدون سلام برخیزد مثل كاری كه در نماز ظهر انجام می دهد.

در ركعت سوم: «حمد» را سه مرتبه و «یس» را یك بار و ركوع را بجای آورد و پس از سربرداشتن از ركوع این ذكر را صد مرتبه بگوید: «فسیكفیكهم الله و هو السمیع العلیم»(بقره، آیه 137).

در ركعت چهارم: حمد را چهار مرتبه بخواند و «یس»را یكبار بخواند و بعد از ركوع بگو: «یا ربِّ إدْفَعْ عَنّی الضُّرَّ وَ انْتَ اَرْحَمُ الراحِمینْ» .

پس از دو سجده و تشهد و سلام به سجده برود و پیشانی را برزمین بگذارد و صد مرتبه این ذكر را بگوید: «استغفرالله» و بعد از آن گونه راست را بر زمین بگذارد و صد مرتبه بگوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» و بعد گونه چپ را بر زمین بگذارد و بگوید: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له كن فیكون» (یس، 82) و پس از آن حاجت را بخواهد كه انشاءالله برآورده خواهد شد.13

4) برای برآورده شدن جمیع حاجات و سایر مهمات مجرب است به هر نیت كه باشد سه نوبت سوره «یس» بخواند و هر نوبت كه می خواند احتیاط می كند هرگاه به لفظ مبین می رسد یك انگشت خود را گره می كند بعد از آنكه سوره را تمام كرد سه نوبت این دعا را بخواند:

«سبحان المفرج عن كل مهموم سبحان المنفس عن كل مدیون سبحان من جعل خزائنه بین الكاف و النون انّما امره اذا اراد شیئا ان یقول له كن فیكون فسبحان الذی بیده ملكوت كل شی ء و الیه ترجعون یا مفرج الهم فرج یا مفرج الهم فرج یا مفرج.» 15




پی نوشت ها :

(1) مجمع البیان،ج8، ص254

(2) الدر المنثور، ج5، ص 256.

(3) مجمع البیان، ج8، ص 254.

(4)الدعوات، ص215

(5)المصباح كفعمی، ص182

(6)المصباح كفعمی، ص313

(7) مستدرك الوسائل، ج4، ص313

(8)زاد العماد، ص511

(9) همان، ص490

(10)مجمع البیان، ج8، ص254

(11) قرآن درمانی روحی و جسمی، ص187

(12)گوهر شب چراغ، ج2، ص18

(13)بحارالانوار، ج89، ص321

(14)كشكول ارومیه ای،ص148

مشاعره‌ای زیبا بین امام خمینی و رهبر معظم انقلاب

بسیاری از اهالی ادب و هنر به استقبال از اشعار امام(ره) برآمدند و سعی کردند تا با همان مضمون و همان انسجام غزلی را بسرایند. در این میان غزل مقام معظم رهبری در پاسخ به غزلی از امام خمینی(ره) با مطلع «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم/چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم»بسیار جالب و خواندنی است.
امام:
من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

رهبري:
تو که خود خال لبي از چه گرفتار شدي؟
تو طبيب همه اي، از چه تو بيمار شدي؟

امام:
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بردم
همچو منصور خريدار سرِ دار شدم

رهبري:
تو که فارغ شده بودي زِ همه کون و مکان
دار منصور بريدي همه تن دار شدي

امام:
غم دلدار فکنده است به جانم شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم                      منبع:مجله شبانه باشگاه خبرنگاران

رهبري:
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
اي که در قول و عمل شهره بازار شدي
امام:
درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشيدي
وه که بر مسجديان نقطه پرگار شدي

امام:
جامه زهد و ريا کَندم و بر تن کردم
خرقه پير خراباتى و هشيار شدم

رهبري:
خرقه پير خراباتي ما سيره توست
امت از گفته دُر بار تو هشيار شدي

امام:
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى‏آلوده مددکار شدم

رهبري:
واعظ شهر همه عمر بزد لاف مني
دم عيسي مسيح از تو پديدار شدي

امام:
بگذاريد که از بتکده يادى بکنم
من که با دستِ بت ميکده، بيدار شدم

رهبري:
يادي از ما بنما اي شده آسوده ز غم
ببريدي ز همه خلق و به حق يار شدي

نسب‌امام‌خمینی(ره)‌

  سالروز رحلت امام خمینی(ره) امسال تقریبا هم زمان با سالروز شهادت امام موسی کاظم(ع) است. شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید امام خمینی(ره) نواده حضرت امام کاظم(ع) بوده. و البته جالب تر از آن، این که این نسب، به امامزاده ای از تهران هم برمی گردد.

مطابق آنچه از اسناد و شجره نامه های تاریخ نویسان برآمده، نسب حضرت امام خمینی(ره) با ۳۲ پشت، به  امامزاده حمزه(ع) می رسد. امامزاده بزرگواری که منسوب به خضرت امام موسی کاظم(ع) است و حرم مطهرش در کنار مرقد حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) قرار دارد.

براین اساس، شجره نامه امام خمینی(ره) به این صورت است:

   جالب این که اولین زیارتی که امام خمینی(ره) پس از ورود به ایران در بهمن ۱۳۵۷ به آن مشرف شدند، زیارت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) و جد بزرگوارشان امامزاده حمزه(ع) بود. 

مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز در گزارش مربوط به واقع ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ می‌نویسد:«حضرت امام در حدود ساعت ۱۰ شب، بدون اطلاع قبلی به اتفاق فرزندان و همراه با محافظان خویش به حرم مطهر حضرت شاه عبدالعظیم (ع) مشرف شدند. خادمان حرم که از ورود امام آگاه شده بودند، بلافاصله درهای صحن را بستند و در رواق مطهر به ایشان خیر مقدم گفتند. امام خمینی در مدخل حرم به نماز ایستادند و پس از ادای نماز و زیارت حضرت عبدالعظیم، به زیارت امام‌زاده حمزه (ع) مشرف شدند. در این هنگام، مردم که متوجه حضور امام شده بودند، خیابان‌ها را پر کردند و به دادن شعار پرداختند. خادمان حرم، حضرت آیت‌الله خمینی را از درهای مخصوص آستانه راهنمایی کرده و به اتومبیل‌شان که در مقابل صحن آماده بود، رساندند و ایشان به تهران بازگشت.»       

قرآن جاوا برای موبایل + قرائت ، ترجمه و تفسیر

 اینبار ۲ نرم افزار قرآنی برای موبایل و رایانه را برای سهولت کاربران عزیز آماده و در اختیار قرآن دوستان قرار داده ایم.

ویژگیهای نرم افزار جدید قرآن کریم برای موبایل :

• امکان جستجو در متن قرآن و جستجو در متن تفسیر
• امکان یاداشت نویسی در کنار آیه دلخواه
• امکان نشانه گذاری متعدد
• انتخاب تکرار تلاوت
• انتخاب اندازه قلم
• دسترسی به جزء مورد نظر
• دستیابی به آخرین مطالعه
• امکان ارسال آیه انتخاب شده با پیامک
• گرافیک زیبا و کاربری آسان از ویژگی های نرم افزار قرآن کریم منتشر شده توسط مؤسسه مبین موبایل است.



آخرین نسخه نرم‌افزار المبین شامل:


ـ متن قرآن و نهج‌البلاغه
ـ ترجمه فارسی قرآن و نهج‌البلاغه
- موضوع‌بندی آیات، حدود چهل مطلب، از جمله صفات خداوند، پیامبر اعظم (ص)، امیرمؤمنان (ع) و اهل بیت ـ علیهم‌السلام ـ بهشت، جهنم، مومنان، کافران، منافقان، حکمت‌ها، سنت‌های الهی، توبه، قیامت و… است.
 - جستجو ، امکان درخواست توضیح بیشتر و تفسیر به وسیله کاربر از امتیازات منحصر به فرد این نرم‌افزار به شمار می‌آید. به این شکل که در هر جای قرآن، اگر به توضیح آیه‌ای نیاز داشته باشید، تنها با کلیک روی “سوال در مورد آیه”، آیه و سوال برای سایت فرستاده خواهد شد و به این ترتیب، سایت المبین پاسخ را به ایمیل پرسشگر ارسال می کند. باید گفت در این نرم افزار، مشکل فارسی برطرف شده است و یادآوری می‌شود که این نرم‌افزار برای ویندوز Xp طراحی شده است. حجم این نسخه نیز حدود ۲.۶ مگابایت است.







دانلود نرم افزار قرآن کریم برای موبایل

دریــافت فایل های صـوتی برنامه : لینک مستقیم

دانلود نرم افزار قرانی المبین برای رایانه

مدل گوشی شما چیست؟ شیطانی یا الهی ؟!

:: بررسی موبایل توسط امام زمان(عج) ::



:: آگاهی امام زمان از محتویات زندگی ما و کوچکترین روابط با زوج مخالف ::

موبایل شیطانی یا موبایل الهی

هجوم ابزارها ، کلیپ ها و عکس های مبتذل فراوانی بود که در بسیاری از گوشی های موبایل و رایانه ها به صورت موج های طوفانی قصد نابودی جوانان و دوستان من و شما را دارند . ما باید به ولی عصر خودمان معرفت پیدا کنیم و ایشان را ناظر و آگاه بر تمامی امور ریز و درشت خود بدانیم . به عنوان مثال در روایتی آمده که امام صادق (علیه السلام) به یکی از شاگردانش که برای خانومی کلاس خصوصی و تدریس داشت ناراحتی خویش را نشان داد و وقتی شاگرد از حضرت دلیل ناراحتی ایشان را جویا میشود حضرت میفرمایند چرا با آن دختر فلان شوخی را کردی. (این شوخی شاید در حد یک جمله بیشتر نبوده اما از این روایات استفاده میشود که امام زمان علیه السلام بر تمامی اعمال و گفتار و افکار ما و کوچک ترین روابط ما با زوج مخالف آگاهی دارند و همچنبن از موبایل ها ، کامپیوتر ها ، بلوتوث ها و اس ام اس های ما



بطور کلی سه مدل گوشی بیشتر نداریم :

۱- گوشی که خالی از عکس ، کلیپ و اس ام اس های مبتذل است ( گوشی مومن)

۲- گوشی که پر از عکس و کلیپ و اس ام اس مبتذل است . ( گوشی کافر)

۳- گوشی که هم عکس ، فیلم و اس ام اس مبتذل دارد و هم مداحی و قرآن و … ( گوشی منافق)



گوشی مومن که موجب هدایتش میشه یا حد اقل موجب گمراهیش نمیشه

گوشی کافر اون رو به گراهی و ظلالت میکشونه و آخرتش رو تباه میکنه

گوشی منافق در دنیا و اخرت صاحبش را خار و ذلیل میکنه و موجب جاودانی اون در عذاب میشه .



نکته جالب : این که گوشی منافق که هم عکس ، فیلم و اس ام اس مبتذل دارد و هم مداحی و قرآن و … وضعش از کافر بدتر است چون تو سوره بقره وقتی خداوند شروع به تعریف کافر و منافق میکنه دو آیه در تعریف و نکوهش کافر اومده (آیات ۶ و ۷) ولی در تعریف و نکوهش منافق که بعد از همین آیات است بیش از ۱۰ آیه (آیات ۸ تا ۲۰) و یا به این دلیل که کافر یک رو هست و میگه با با خدا کاری نداریم و بردگی شیطان رو به بندگی خدا ترجیح میدیم ولی منافق به مومن میگه با شما هستم و به کافر هم میگه با شما هستم .



یکی دیگر از گناهان ما نشر و انتشار شایعات است . خداوند در ضمن آیه‎ای می‎فرماید:

«وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً (۱)

و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

آیه فوق درسی برای انسان‎سازی است که گفتار و کردار انسان باید آگاهانه و مسئولانه باشد و تنها از دانش و آگاهى پیروى شود نه پندارها و بافته‏ها و هواهای نفس؛ که بدعاقبتی برای انسان به همراه می‎آورد.

این آیه شریفه عمومیت دارد و هرگونه گفتار، کردار، نوشتار و حرکتی را که بر اساس دانش و آگاهى نباشد، همه را شامل مى‏شود و منظور این است که تنها آنچه را که مى‏دانى درست است بیان کن، و تنها از آنچه یقین دارى حقیقت دارد پیروى کن، و جز آنچه را که به درستى آن ایمان و یقین ندارى نگو و انجام نده و پیروى منما.
وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق جلوه دهیم.

برخی با استدلال به این آیه معتقدند که عمل به خبر واحد و نیز اعتماد و عمل به قیاس درست نیست، چرا که قرآن از پیروى آنچه انسان به آن یقین ندارد و به راستى و درستى آن آگاه نیست، نهى فرموده است، چرا که:

اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْئُولاً. به راستى که گوش از آنچه شنیده، چشم از آنچه دیده و دل از آنچه خواسته، بازخواست خواهد شد. به بیان دیگر، همه صاحبان گوش و دل و چشم مسئولند و در برابر کارهایى که به وسیله این ابزارهاى شناخت و این نعمت‏هاى گران خدا انجام مى‏دهند پرسش خواهند شد. به باور برخى، خود این اعضا و این ابزارهاى شناخت مسئولند و از خود آنها پرسش مى‏شود. (۲)

نظر علامه طباطبایی(ره) در مورد این آیه اینست که می توان برای معنا کردن آیه، جمله را اینگونه برگرداند که: “لا تقف ما لیس لک به علم فانه محفوظ علیک فى سمعک و بصرک و فؤادک؛ پیروى مکن چیزى را که علم به صحتش ندارى زیرا گوش و چشم و دل تو، علیه تو شهادت خواهند داد. پس آیه شریفه از اقدام بر هر امرى که علم به آن نداریم نهى مى‏فرماید، چه این که اعتقاد ما جهل باشد و یا عملى باشد که نسبت به جواز آن و وجه صحتش جاهل باشیم، و چه این که ترتیب اثر به گفته‏اى داده که علم به درستى آن گفتار نداشته باشد.

چرا که خداوند متعال از گوش و چشم و قلب سوال مى‏کند؛ از آیه شریفه “الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ”؛ برمى‏آید که اعضاء و جوارح آدمى، همه به سخن مى‏آیند. چه در آن عقاید و اعمالى که پیروى از علم شده باشد، و چه در آنها که پیروى غیرعلمی شده باشد.(۳)
شایعه‎پراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل‎ و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع میکروب شایعه در این عصر شناخته شده‎اند.


در تایید این مبحث، رسول خدا(صلى الله علیه و آله) می‎فرماید: لا یزول قدم عبد یوم القیامة بین یدی الله عزّ و جلّ حتى یسأله عن اربع خصال: عمرک فیما افنیته، و جسدک فیما ابلیته، و مالک من این کسبته و این وضعته، و عن حبّنا اهل البیت(۴) ؛ در روز قیامت هیچ بنده‏اى در حضور پروردگار گامى به سوى بهشت برنمی‎دارد تا از چهار چیز مورد بازخواست و سوال قرار گیرد؛ خدا از او مى‏پرسد:

۱- عمرت را در چه راه و کارى سپرى کردى؟

۲- جسم و نیروهاى آن را چگونه و در خدمت چه هدف‏هایى فرسوده ساختى؟

۳- ثروت و دارایى خویش را از کدامین راه گردآورى و کجا هزینه نمودى؟

۴- از محبت ما خاندان رسالت مى‏پرسند.

حال که به اهمیت موضوع پی بردیم و دانستیم که در مقابل تک تک اعمالمان مسئول هستیم و معنای آیه شریفه را متوجه شدیم؛ به ذکر یک بیماری اساسی در جامعه‎مان می‎پردازم.

شایعه‎سازی و شایعه‎پراکنی یکی از شایع‎ترین بیماریها در جوامع است. البته نه این که بیماری خاص جوامع امروزی باشد؛ نه بلکه این بیماری قدمت بسیار دارد ولی در این عصر نحوه انتشارش تغییر یافته است.

حال من تاریخ را ورق می‎زنم و به صفحات گذشته آن می‎رسم. به زمان حضرت علی(علیه‎السلام). عجب وقایع تلخی دیده می‎شود، با مطالعه آنها از مظلومیت امیرالمومنین(علیه‎السلام) دلم به درد می‎آید و بغض گلویم را می‎فشارد. در آن عصر آنقدر در مورد شخصیت والای حضرت شایعه‎پراکنی کردند و آنقدر در مورد ایشان تبلیغات سوء نمودند که وقتی حضرت در محراب نماز، ضربه‎ای بر فرق مبارکشان وارد شد و به واسطه آن به شهادت رسیدند و خبر منتشر شد؛ مردم گفتند که مگر علی نماز هم می‎خواند؟! حال ببینید در مورد امامی که عبادتش مشهور بود و مناجات‎هایش زبانزد، چه گفتند. این حرف در اثر شایعاتی بوده که این مطلب را در اذهان مردم ایجاد کرده بود.
آیا وقتی به شما پیامکی می‎رسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار می‎دهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال می‎کنید؟

وای بر روزی که به واسطه شایعات، حقی را ناحق و ناحقی را حق جلوه دهیم.

خدای متعال در آیه کریمه فوق با صراحت اعلام می‎دارد که در مورد چیزی که علم و یقین ندارید سخن نگویید و در آن مقطع توقف کنید؛ چرا که تک تک اعضاء ما مسئول و پاسخگو هستند.

حال از شما می‎پرسم که انصافا ما چقدر به این آیه پایبند بوده‎ایم؟!

چقدر مراقب سخنان و اعمال خود بوده‎ایم؟!

چقدر دقت داشته‎ایم حرفی را که به آن اطمینان نداریم، جایی مطرح نکنیم؟!

در بالا به این نکته اشاره کردیم که شایعه‎پراکنی بیماری جدیدی نیست اما ابزار جدیدی برای انتقال یافته است. پیامک، وبلاگ، ایمیل‎ و بلوتوث ابزاری برای انتشار سریع میکروب شایعه در این عصر شناخته شده‎اند.

ما مخالفتی با علم و پیشرفت نداریم ولی با استفاده نادرست از ابزار، سخت مخالفیم که این مخالفت سلیقه شخصی نیست بلکه الهام گرفته از دستورات الهی است.

آیا وقتی به شما پیامکی می‎رسد، قبل از ارسال آن به دیگران متنش را مورد بررسی قرار می‎دهید یا سریع بدون توجه به صحت و سقم آن، به دیگران ارسال می‎کنید؟

در ضمن صحت و سقم خبر یا مطلب که جای خود دارد که از شروط خبررسانی است، اما گاهی خبر صحت دارد اما نباید برای حفظ آبروی افراد، آن را انتشار داد. چقدر در ارسال پیامک‎ها به این نکات توجه می‎کنیم؟!

آیا هیچ به این موضوع توجه کرده‎ایم که چه بسیار دروغ‎ها، تهمت‎ها، غیبت‎ها را از طریق پیامک منتشر کرده‎ایم؟!

آیا به این موضوع دقت داشته‎ایم که از طریق پیامک چقدر دیگران و لهجه‎های مختلف را تمسخر کرده‎ایم؟!
آیا هیچ به این موضوع توجه کرده‎ایم که چه بسیار دروغ‎ها، تهمت‎ها، غیبت‎ها را از طریق پیامک منتشر کرده‎ایم؟!

در اینجا یک سوال اساسی از شما می‎پرسم لطف کنید و با خود صادق باشید، سپس پاسخ دهید:

فرض کنید به محضر امام زمان(عج)، – همانی که منتظر ظهورش هستید- رسیده‎اید و امام قصد بررسی گوشی موبایل شما را دارند. آیا به راحتی و بدون دلهره گوشی موبایل را تقدیم ایشان می‎کنید؟ و یا با ترس و دلهره که نکند امام آن فیلم غیراخلاقی را ببیند، نکند آن عکس را ببیند، و یا آن متن نادرست پیامک را بخواند و هزار نکند دیگر …، گوشی را به امام می‎دهید؟!

لازم به ذکر است که گرچه امام زمان(عج) به طور مستقیم گوشی ما را بررسی نمی‎کنند اما یقینا از محتویات گوشی، وبلاگ و ایمیل ما مطلع هستند. آیا از این موضوع شرمنده می‎شویم و یا سربلند و مورد رضایت اماممان هستیم؟

اگر تا به حال اینگونه نبوده است، هنوز دیر نشده. برای شروع تمام محتویات گوشی خود را بررسی کنیم و هر آنچه را که فکر می‎کنیم غیر شرعی است و باعث نارضایتی امام زمان(علیه‎السلام) می‎شود را از گوشی حذف کنیم.

در مرحله بعد با امام زمان(عج) عهد ببندیم که هر پیامکی به دستمان رسید را بدون بررسی برای کسی ارسال نکنیم.

در سومین گام از اشتباهات گذشته در این زمینه توبه کنیم و به خدا قول دهیم که دیگر تکرار نکنیم.

امیدوارم که خداوند توبه ما را پذیرا باشد.

بیاییم از نعمت‎هایی که خداوند در اختیار ما قرار داده درست استفاده کنیم تا در دنیا، دچار نبود آنها نشویم و در قیامت مستوجب عذاب الهی نشویم .

استمناء (خودارضائی) در قرآن و حدیث

استمناء (خودارضائی)


از گناهان کبیره‌ای که بر آن وعده‌ عذاب داده شده، استمناء است و آن بیرون کردن منی خود است از راه غیر طبیعی، مانند مالیدن به دست یا سایر اعضاء خود یا به اعضاء دیگری غیر از همسر. در کتاب جواهرالکلام درآخر مبحث حدود می‌نویسد: هر کس به دستش یا عضو دیگرش استمناء کند، باید تعزیر شود. چون کار حرامی بلکه کبیره‌ای را مرتکب شده است.

چنانچه از حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ از حکم آن می‌پرسند. آن حضرت می‌فرماید: «گناه بزرگی است که خداوند در قرآن مجید از آن نهی فرموده است و استمناء کننده مثل این است که به خودش نکاح کرده و اگر کسی را که چنین کاری می‌کند، بشناسم، با او همخوراک نخواهم شد.» راوی حدیث می‌پرسد: از کجای قرآن حکم آن فهمیده می‌شود؟ فرمود: از آیه «هر کس با غیر از همسر و کنیزش شهوتش را دفع کند، ‌ایشان تجاوز کارانند» راوی پرسید: گناه زنا بزرگ‌تر است یا استمناء؟ حضرت فرمود: استمناء گناه بزرگی است.[۱] از امام ـ علیه السّلام ـ حکم استمناء را می‌پرسند،‌ درپاسخ فرمود: «از گناهان بزرگ و بسیار زشت است»[۲] و از حکم کسی که با حیوانی جمع شود، یا به وسیله مالیدن، شهوتش را دفع کند، پرسیدند، فرمود: «هر کس شهود خود را به این وسیله و مانند آن دفع کند در حکم زنا کردن است. یعنی با گناه زنا برابر می‌باشد.»[۳] حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «سه دسته‌اند که خداوند با ایشان سخن نمی‌گوید و به نظر رحمت به ایشان نمی‌نگرد و پاکشان نفرموده و برایشان عذاب دردناکی است: کسی که موی سفیدش را بکند (تا نمایش دهد که جوان است)، و کسی که به وسیله عضو خودش شهوتش را خارج کند، و کسی که با او لواط کرده شود.»[۴] رسول خدا ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «هر کس، که با دست شهوتش را بیرون کند ملعون است.»[۵] صاحب جواهر می‌فرماید: مستفاد از ادله، جواز استمناء با زوجه و کنیز است لیکن اولی ترک آن است و در مسالک نیز قریب به همین را ذکر فرموده، لیکن طریق احتیاط ترک آن است.
شیوع استمناء:

متأسفانه به واسطه مشکلات بی‌حد و حساب ازدواج و تجرد جوانان، به قرار مسموع، این مرض خانمانسوز و گناه کبیره شیوع فوق العاده پیدا کرده و دانسته یا ندانسته بسیاری از جوانان عزیز را به انواع و اقسام بیماری‌ها مبتلا می‌سازد. صرف نظر از عقوبت‌های اخروی که دارد، وظیفه‌ی پدرها و مادرها است که فرزندان خود را بیاگاهانند و مواظب جوانان خود باشند. و همچنین در مرتبه‌ی دوم، وظیفه‌ی دبیران و آموزگاران تعلیمات دینی و بهداشت است که جوانان را به عواقب وخیم روحی و جسمی این بلیه با خبر سازند.
در اینجا مقداری از مضرات استمناء را از کتاب «ناتوانی‌های جنسی» که مجموعه‌ای از نوشته‌های متخصصین فن است نقل می‌کنیم.[۶] مضرات جسمی و روحی استمناء: این عمل، مبتلایان را به ضعف قوای شهوانی دچار می‌کند، جبون و بی‌حال بار می‌آیند، شهامت و درستی از آنان سلب می‌شود. چه بسا اشخاصی هستند که در عنفوان جوانی در اثر مبتلا شدن به جلق، چنان دچار ضعف قوای روحی و جسمی می‌شوند که معتادین به تریاک و شیره، در مقابل آنان شیر نری به شمار می‌آیند. عمل غیر طبیعی جنسی یعنی استمناء یا جلق، از لحاظ روابط نزدیکی به حواس پنچ‌گانه دارد در درجه‌ی اول، در چشم و گوش اثر می‌گذارد. بدین معنی که «دید» چشم را ضعیف کرده و حس سامعه را نیز تا اندازه‌ی قابل توجهی از کار می‌اندازد. مبتلایان به جلق مخصوصاً آنهایی که از لحاظ جسمانی ضعیف می‌باشد، غالباً مگسی جلو چشم خود می‌بینند که به شدت آنها را ناراحت می‌کند. و حتی وقتی چشم‌های خود را می‌بندند باز نمی‌توانند از آسیب مگس در امان باشند و چون این عمل هر بار چند دقیقه ادامه پیدا می‌کند چشمشان سیاهی رفته و دچار سرگیجه می‌شوند و به زمین می‌افتند. همچنین به طور مداوم صدای ناهنجاری در گوش خود احساس می‌کنند که بسیار ناراحت کننده است. علاوه بر اینها تحلیل رفتن قوای جسمانی و روحانی، کم شدن خون، پریدگی رنگ، نقصان قوای حافظه، لاغری، ضعف و سستی زیاده از حد، بی اشتهایی، کج خلقی، عصبانیت، دوران سر، و هزاران آفت دیگر، از بیماری‌هایی است که گریبان مبتلایان به جلق را خواهد گرفت.
البته آنهایی که از لحاظ جسمی قوی هستند، ممکن است قدری دیرتر به این بیماری‌ها دچار شوند. ولی به هر حال عدم ابتلاء‌به آنها از محالات است و خواه ناخواه همه باید به چنین مصائبی گرفتار شوند.
از بدبختی‌های مبتلایان به جلق یکی این است که قوه‌ی اراده‌ی آنان به کلی مختل می‌گردد و لذا وقتی به عمل خود پی می‌برند،‌آن قدر اراده ندارند که به ترک کردن آن اقدام نمایند. پس اینکه می‌گوییم استمناء از لحاظ روحی نیز قوای انسان را فرسوده می‌کند، بی‌علت نیست. عمل استمناء، علاوه بر مضار جسمی، از لحاظ جنسی نیز شخص را فرسوده می‌کند. یعنی غدد مترشحه‌ی داخلی را از کار می‌اندازد از جمله‌ی این غدد، غده‌ی سازنده‌ی منی است که بر اثر جلق رفته رفته کوچک شده و به صورت نخودی در می‌آید و چون در آن صورت قادر به فعالیت و ساختن منی یا به قول عرب‌ها (ماء ‌الحیات) یعنی آب زندگانی نیست، شخص مبتلا برای همیشه از لذایذ جنسی محروم می‌گردد و اگر به این صورت از مردی نیفتاد، به طور قطع به صورت دیگری مانند سرعت انزال، کندی انزال، ‌سیلان منی، عدم نعوظ، نعوظ بی‌دوام و امثال اینها به ناتوانی جنسی مبتلا خواهد شد. چه بسا دیده یا شنیده شده که جوانان معتاد به جلق، در اندک مدتی دچار چنان حالتی گردید که به جای ادرار، خون از آنها خارج می‌شد.
باید دانست که اشخاصی که به این حالت دچار می‌شوند ولو در سنین جوانی باشند، خطر مرگ در انتظار آنها است. زیرا بدون احساس شهوانی و بدون اینکه لذتی ببرند بلا انقطاع منی از آنها دفع می‌گردد و همین امر باعث می‌شود که در حین راه رفتن دفعهً به زمین بخورند و از هوش بروند.
سری به تیمارستان تهران بزنید،‌از هر ده نفر دیوانه‌ای که در آنجا سکونت دارند نه نفر معتاد به جلق می‌باشند. یعنی بر اثر ابتلاء به استمناء کارشان به جنون کشیده و به گوشه‌ی تیمارستان افتاده‌اند. زیرا عمل مذموم و ناپسند جلق، در قوای دماغی تأثیر زیادی دارد و وقتی قوای دماغی شخص مختل شد، مسلم است که کارش به دیوانگی خواهد کشید بدون اغراق از هر ده نفر بیمار مسلولی که در آسایشگاه خوابیده‌اند، چهار نفر به علت ابتلاء به جلق، به این بیماری خطرناک دچار گردیده‌اند. اینها ادعا نیست بلکه حقیقتی است که علماء و دانشمندان با دهها سال تجربه، به درک آن موفق شده‌اند.[۷] دنیا امروز می‌گوید: خوب بخور، در هیچ امری افراط نکن، قوی باش تا بیمار نشوی. ولی معتادین به جلق، چون اشتهای خوب خوردن ندارند و در امور جنسی آن هم از راه غیر طبیعی افراط می‌کنند، ناچار ضعیفند. «و چون ضعیف هستند برای ابتلاء به هر نوع بیماری مستعد می‌باشند.»
به کرات دیده شده که بعضی از مبتلایان به جلق، بر اثر افراط در این عمل به یک نوع بیماری به نام جنون استمناء که شباهت زیادی به سادیسم دارد، مبتلا می‌شوند و آن وقت حتی با دیدن سگ و گربه هم به فکر استمناء می‌افتند و بلافاصله مشغول عمل می‌شوند. و چون هیچ مردی حتی پر شهوت‌ترین اشخاص نمی‌توانند بیش از پنج یا شش ماه از نیروی جنسی خود آن هم به صورتی که مورد بحث ما است بهره‌برداری کنند، لذا قوای تناسلی آنان به کلی از کار می‌افتد و یا به وضع دلخراشی به آغوش مرگ پناه می‌برند.[۸] ممکن است بعضی از اشخاص مبتلای به جلق که به علت قوی الجثه بودن و یا از لحاظ مبتدی بودن در این امر، تاکنون بیمار نشده و به مضار عمل ناپسند خود پی نبرده باشند، مطالبی را که ما در مضرات جلق نوشتیم، اغراق پنداشته و با خود بگویند اگر این طور است چرا ما تاکنون به این بیماری‌ها مبتلا نشده‌ایم؟.
در جواب این عده باید گفت: اگر امروز مضار جلق، گریبان شما را نگرفته علتش این است که قوی الجثه هستید و یا تازه شروع به کار کرده‌اید. والا چندی دیگر خواه ناخواه به سراغ شما نیز خواهد آمد. وانگهی ما ادعا نکرده‌ایم که هر کس یک هفته مبادرت به استمناء کرد، تمام بیماری‌های یکباره او را احاطه خواهند کرد. زیرا حالات اندرونی در اشخاص فرق می‌کند. مثلاً ممکن است یک نفر که برای مدتی مبادرت به جلق کرد، ‌در وهله‌ی اول فقط با سستی اعصاب، یا اختلال حس سامعه، یا ضعیف شدن حس باصره، یا سرگیچه مبتلا شود ولی بعداً سایر بیماری‌ها یک یک به سراغ او بیایند.
پس استمناء (جلق زدن)، هم از نظر شرعی و هم از نظر عرفی و به طور خلاصه من جمع الجهات، حرام و ناپسند است.

بازخواني فرمايشات رهبر بزرگوار و بصير انقلاب اسلامی

بازخواني فرمايشات رهبر بزرگوار و بصير انقلاب اسلامي، راهگشاي كساني باشد كه دل به انقلاب و ولايت مطلقه فقيه باخته‌اند ولی در انتخاب «اصلح» دچار ترديدند و دوست دارند رئيس‌جمهور آينده فردي با نقاط قوت فراوان و كمترين ضعف باشد.پیشرفت هسته‌ای تبدیل شد.

 

اهميت توان مديريت اجرايي

1- آن كسانى كه داوطلب مي‌شوند، اشتباه نكنند؛ بدانند مديريت اجرايى كشور يعنى چه. نه در ارزيابى نيازى كه كشور به يك قدرت اجرايى دارد، اشتباه كنند، نه در ارزيابى توان خودشان اشتباه كنند. اگر ارزيابى درستى انجام دادند، بيايند توى ميدان؛ ملت هم نگاه مي‌كند، انتخاب مي‌كند.
2- در بين اين كسانى كه تشخيص داده شد صالحند، مردم مي‌گردند، تحقيق مي‌كنند، از افراد مي‌پرسند، از آدم‌هاى مورد اعتماد سؤال مي‌كنند، به سوابق نگاه مي‌كنند، به شعارها نگاه مي‌كنند، به حرف‌ها و گفته‌ها نگاه مي‌كنند، سپس تصميم‌گيرى مي‌كنند.

فرمايشات حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي در حرم مطهر حضرت علي‌بن‌موسي‌الرضا عليه‌السلام/ اول نوروز 92
3- مدیریت عالی اجرايی کشور، کار بزرگی است، کار مهمی است. یک کلمه اثر می‌گذارد؛ یک اقدام کوچک یا بزرگ از سوی مجریان درجه یک کشور اثر می‌گذارد؛ دستگاه اجرایی این‌جور است. خدمت آنها، برای کشور تأثیرات عمیق دارد؛ خدای نکرده کوتاهی و تقصیر آنها، تاثیرات منفی زیادی دارد. اینها موجب می‌شود من و شما که می‌خواهیم انتخاب کنیم، دقت کنیم.
تعهد را، تدین را، آمادگی را، توانایی‌ها را بسنجیم؛ طبق تشخیص عمل کنیم. کسانی هم که می‌خواهند صلاحیت‌ها را ملاحظه کنند و بر اساس آن تصمیم‌گیری کنند، همه چیز را در کنار هم باید ببینند .

فرمايشات حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در ديدار دست‌اندركاران برگزارى انتخابات‌16/ ارديبهشت 92

خداباوري، مقاومت و تدبير

4- نامزد انتخابات بايد به خدا و به اين انقلاب و به قانون اساسى و به اين مردم ايمان و اعتقاد داشته باشد.

5- اين ملت اهداف بلندى دارد، كارهاى بزرگى دارد، تسليم نيست، كسى نمي‌تواند با اين ملت با زبان زور حرف بزند. كسانى كه در رأس قوه‌ اجرايى قرار مي‌گيرند، بايد كسانى باشند كه در مقابل فشارهاى دشمنان مقاوم باشند؛ زود نترسند، زود از ميدان خارج نشوند؛ اين يكى از شرط‌هاى لازم است.

6- [كانديداها بايد] انسان‌هاى با‌تدبيرى باشند، با حكمت باشند. ما در سياست خارجى گفتيم «عزت و حكمت و مصلحت»؛ در اداره‌ كشور هم همين جور است، در مسائل داخلى هم همين جور است، در اقتصاد هم همين جور است؛ بايد با برنامه، با حكمت، با تدبير، با نگاه بلندمدت و همه‌جانبه، با يك هندسه‌ صحيح كارها را مشاهده كنند، نگاه كنند، وارد ميدان شوند.

فرمايشات حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در حرم مطهر حضرت علي‌بن‌موسي‌الرضا عليه‌السلام اول نوروز 92

7- آنچه ما در اين سال‌هاى طولانى از خيرات و بركات به دست آورده‌ايم، به بركت هدف‌هاى انقلاب بوده است؛ هر جايى ما كم آورديم، عقب مانديم، شكست خورديم، به خاطر غفلت از هدف‌هاى انقلاب اسلامى و هدف‌هاى اسلامى بوده است.

8- كسانى سر كار بيايند كه مصداق: «انّ الّذين قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا» باشند؛ اهل استقامت، اهل ايستادگى باشند؛ زرهى پولادين از ياد خدا و از توكل به خدا بر تن خودشان بپوشند و وارد ميدان شوند.

9- شعارها را نگاه كنيد، ببينيد شعارهايى كه تعيين مي‌كنند، چه جور شعارهايى است؟ گاهى بعضى‌ها - البته اشتباه مي‌كنند - براى جلب آرا، شعارهايى مي‌دهند كه اين شعارها از حدود قدرت و اختياراتشان بيرون است؛ اينها را مردم هوشمند ما مي‌توانند بشناسند، مراقبت كنند، دقت كنند.

فرمايشات حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در ديدار اقشار مختلف مردم‌/ 25 ارديبهشت 92

جامع‌الاطراف بودن


10- رئيس‌جمهور، هم بايد كارى باشد، هم بايد مردمى باشد، هم بايد مقاوم باشد، هم بايد ارزشى باشد، هم بايد باتدبير باشد، هم بايد پايبند به قوانين و مقررات باشد - مجرى قانون است - هم بايد درد مردم را احساس كند، هم بايد طبقات مختلف مردم را ببيند؛ اينها خصوصياتى است كه در انتخاب آن كسى كه ما مي‌خواهيم كليد اجرايى كشور را به او بسپاريم، نقش دارد.

فرمايشات حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در ديدار دست‌اندركاران برگزارى انتخابات/ ‌16 ارديبهشت 92

متخلّق به اخلاق اسلامي

11- [رئيس‌جمهور] بايد تهذيب اخلاقى داشته باشد؛ نپرداختن به حواشى. اينها چيزهاى لازمى است. تكيه اين بوده است كه براى مردم هزينه درست نكنند، مشكل درست نكنند، دغدغه‌آفرينى نكنند، مردم را دچار تشويش و نگرانى نكنند؛ البته وعده‌ بي‌خود و بى‌مبنا هم ندهند، در باغ سبزهاى بى‌منطق هم باز نكنند؛ منطقى، معقول، منطبق با واقعيت و با توكل به خداى متعال حركت را پيش ببرند.

برنامه داشتن براي اقتصاد و رفاه ملت

12- روزمره فكر كردن در مسائل اقتصادى، مضر است؛ تغيير سياست‌هاى اقتصادى به طور دائم، مضر است - در همه‌ بخش‌ها، بخصوص در اقتصاد - تكيه كردن بر نظرات غيركارشناسى، مضر است؛ اعتماد كردن به شيوه‌هاى تزريقى اقتصادهاى تحميلى شرق و غرب، مضر است.

سياست‌هاى اقتصاد بايد سياست‌هاي «اقتصاد مقاومتى» باشد - يك اقتصاد مقاوم - بايد اقتصادى باشد كه در ساخت درونى خود مقاوم باشد، بتواند ايستادگى كند؛ با تغييرات گوناگون در اين گوشه‌ دنيا، آن گوشه‌ دنيا متلاطم نشود؛ اين چيزها لازم است. رئيس‌جمهورى كه مي‌خواهد اين كشور بزرگ را اداره كند، اين راه پرافتخار را به كمك مردم و براى مردم طى كند، بايد اينچنين خصوصياتى داشته باشد.

فرمايشات حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در دیدار كارگران و فعالان بخش تولید كشور/هفتم ارديبهشت‌ 92


13- شما كه در انتخابات شركت مي‌كنيد، دنبال يك فرد اصلحى مي‌گرديد كه بتواند كشورتان را با همين سرعت، بلكه بيش از اين، پيش ببرد؛ هم در عرصه‌ مادى، هم در عرصه‌ معنوى. شما دنبال انتخاباتيد، براى اينكه كسى يا كسانى، دولتى، رئيس‌جمهورى بتواند عزت شما را بالا ببرد، استقلال شما را عميق‌تر كند، وضع زندگى شما را بهتر و مرفه‌تر كند، گره‌ها را باز كند، اميد و شور و شوقى در كشور به‌وجود آورد.

14- [كانديداها] آنچه براى مردم لازم است، آنچه فوريت بيشترى دارد، آنچه با واقعيات و امكانات كشور سازگار است، آنچه به افزايش قدرت درونى ملت مى‌انجامد، آنها را در شعارهاي‌شان بگنجانند؛ اين يكى از معيارهاست.

فرمايشات حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در ديدار اقشار مختلف مردم‌/ 25 ارديبهشت 92

رئيس‌جمهور بايد «اصلح» باشد


15- شوراى محترم نگهبان، خب! مردمانى پرهيزكار، متقى و آگاهند؛ طبق قانون تشخيصى مي‌دهند و عده‌اى به عنوان افرادى كه صالحند، معرفى مي‌شوند؛ من و شما بايد نگاه كنيم ببينيم در بين اين صالح‌ها كدام صالح‌ترند، كدام بيشتر به درد مردم مي‌خورند، كدام بيشتر مي‌توانند اين بار سنگين را بر دوش بكشند و با امانت كامل اين راه را ادامه دهند و پيش ببرند؛ اين را بايد من و شما نگاه كنيم، ببينيم، بشناسيم.

از افرادى كه ممكن است ما را هدايت كنند، راهنمایى كنند، كمك بخواهيم؛ بالاخره خودمان را به حجت شرعى برسانيم. اگر انسان طبق حجت شرعى كار كرد، چنانچه بعداً غلط هم از آب دربيايد، باز سرفراز است، مي‌گويد من تكليفم را عمل كردم اما اگر طبق حجت شرعى عمل نكنيم، بعد خطا از آب دربيايد، خودمان را ملامت خواهيم كرد؛ عذرى نداريم، حجتى نداريم.

16- آنچه مهم است، اين است كه مردم علاوه بر همت بر حضور، همت بر انتخاب خوب هم داشته باشند. يك انتخاب خوب، يك انتخاب درست، نه فقط در طول 4 سال، گاهى در طول ده‌ها سال تأثيراتش براى كشور باقى مي‌ماند. براى انتخاب خوب بايد فكر كرد، بايد معيارها را شناخت. من ان‌شاءالله در آينده مطالبى عرض خواهم كرد اما اجمالاً معيار اصلى اين است كه كسانى سر كار بيايند كه همتشان بر حفظ عزت و حركت كشور در جهت هدف‌هاى انقلاب باشد.

17- مردم نگاه كنند به اظهارات داوطلبی كه می‌تواند برای كشور، آینده، عزت ملی، ایستادگی مقابل دشمنان و الگو كردن جمهوری اسلامی در چشم مستضعفان جهان تلاش كند، به او رای دهند.

18- رهبری، یك رأی بیشتر ندارد. بنده‌ حقیر مثل بقیه‌ مردم، یك رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی در صندوق انداخته نشود، هیچ كس از آن مطلع نخواهد بود. حالا ممكن است آن كسانی كه صندوق دست آنهاست، بعد باز كنند، خط اين حقير را بشناسند، بفهمند بنده به چه كسی رأی دادم اما تا قبل از رأی دادن، كسی مطلع نخواهد شد.

19- اينجور نيست كه كسی بيايد نسبت بدهد كه رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نيست. اگر چنين نسبتی داده شد، اين نسبت درست نيست. البته اين روزها با اين وسایل عجيب رسانه‌اي كنونی ــ‌ اين پيامك‌ها و امثال اينها ــ متأسفانه حرف‌های گوناگون، نسبت‌های گوناگون به اشخاص گوناگون، رواج دارد.

20- در نهايت، رأی مردم تعیین‌كننده است. آنچه اهمیت دارد، تشخیص شما و رأی شماست. باید خودتان تحقیق كنید، ملاحظه كنید، دقت كنید، از انسان‌های مورد اعتمادتان بپرسید، تا به «اصلح» برسید و اصلح را انتخاب كنید.

فرمايشات حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در حرم مطهر حضرت علي‌بن‌موسي‌الرضا عليه‌السلام/ اول نوروز 92
در خاتمه بايد اشاره كرد، همانطور كه در فرمايشات حضرت آقا مشاهده مي‌شود، حضرت معظم‌له بارها و در سخنراني‌هاي مختلف‌شان بر كليدواژه‌هاي «توانمندي در مديريت اجرايي»، «مردمي بودن»، «مقاومت و ايستادگي»، «باور عميق به انقلاب اسلامي و اهداف آن» و «بابرنامه‌ بودن، تدبير و آينده‌نگري» تاكيد فرموده‌اند.مهدي تقوي /وطن امروز