اخلاص در عمل

آیت الله بروجردی و اخلاص در عمل

آیت الله سیدمصطفی خوانساری فرمود: روزی در خدمت آیت الله بروجردی (ره)شسته بودم، عده ای از دوستان ایشان از خدمات و کارهای آن بزرگوار تمجید می کردند. من عرض کردم که آقا در روایت دارد:

«خَلِّصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النّاقِدَ بصیرٌ بصیرٌ؛ عملت را خالص کن، زیرا حساب رس اعمال، کاملاً بیناست.»

تا این عبارت را خواندم، اشک از دیدگانش جاری گشت و حالش دگرگون شد و رو کرد به آقایان و فرمود: بله، «خَلِّصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النّاقِدَ بصیرٌ بصیرٌ؛ مهم، انجام خدمات فراوان نیست، بلکه مهم، اخلاص در عمل است».

زندگینامه آیت الله سید محمدباقر مصطفوی(ره)

سید محمدباقر مصطفوی حسینی از علمای برجسته کاشان اول اسفند سال 1310 در خانواده ای مومن و سرشناس در محله سر پله کاشان متولد شد.

پدر ایشان «آیت الله سید احمد مصطفوی» از علمای بزرگ شهر و داماد «سید مصطفی کاشانی» پدر «آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی« بود.

سید محمدباقر از کودکی هوشی سرشار داشت و پس از تحصیل در بهترین مدرسه شهر درصدد کسب علوم دینی برآمد.

او هفت ساله بود که از نعمت حضور پدر محروم شد و در دامان پاک مادر و دایی خود تحصیلات ابتدایی و علوم مقدماتی حوزه های علمیه را در کاشان و زیر نظر آیت الله العظمی میرسید علی یثربی گذراند.

پس از سه سال مطالعه علوم حوزوی در کاشان، عطش بی انتهای این جوان باهوش و مستعد او را به سمت افق های والاتری سوق می داد، بطوری که با شوقی تمام راهی حوزه علمیه قم شد.

شهر مقدس قم نیز با همه وسعت و علمش او را راضی نمی کرد و دستی او را با تقدیر نجف گره می زد لذا پس از گذشت حدود دو سال رهسپار نجف شد تا 23 سال از سالهای جوانی خود را وقف کسب علوم دینی در آن دیار کند.

سید باقر جوان، خود را در نجف میان دریای مواج فقاهت و اصول، شناور یافت و 23 سال از محضر آیات عظام سیدابوالقاسم موسوی خویی، مجتبی لنکرانی، جمال بلاغی، سید عبدالاعلی سبزواری، میرحسین یزدی، عباس قوچانی، علامه عبدالحسین امینی و دیگر بزرگان حوزه علمیه نجف در فقه، اصول، تفسیر و اخلاق بهره ها برد.

در عظمت استادان این عالم وارسته همین بس که علم کلام را نزد صاحب کتاب الغدیر، علامه امینی و فلسفه را نزد جانشین آیت الله سیدعلی قاضی طباطبایی، شیخ عباس قوچانی فرا گرفت.

سید باقر در ابتدای ورودش به نجف وارد مدرسه سید کاظم یزدی و در حجره نوه ایشان ساکن شد اما پس از مدت کوتاهی با کمبود جا برای نوه سید کاظم یزدی راضی به مشقت او نشد و آنجا را به قصد مدرسه بخارایی ترک کرد.

وی در شرایط سخت و مشقت بار دوری از شهر و دیارش به کسب علم پرداخت اما اوضاع نامساعد اقتصادی هیچگاه مانعی بر سر راه عاشقان علم اهل بیت نبود و عالمان نجف نیز از این مساله مستثنا نبودند.

آیت الله مصطفوی در خاطرات خود از سیدرضا تبتی طلبه هندی الاصل ساکن نجف یاد می کند که سالها به دور از هیچگونه کمک مالی خانواده در مجاورت امیرالمومنین(ع) و با عنایات ویژه آن حضرت به تحصیل علوم دینی مشغول بود.

وی در این باره می گوید: در آن روزگار وضع اقتصادی طلاب نجف بسیار نامناسب بود و افزون بر این، خانواده سیدرضا هم که درگیر جنگ چین و تبت و محاصره بودند، امکان ارسال هزینه های تحصیلی به نجف را نداشتند.

آیت الله مصطفوی در حجره ای محقر اما گرم و صمیمی در کنار مراجع عظام همچون آیت الله سید علی سیستانی، ناصر مکارم شیرازی، وحید خراسانی، جعفر سبحانی و دیگر نوادر علمی روزگار پله های فقاهت و بینش را طی کرد.

وی در این سالها با تدریس و تحصیل علم، اخلاق و درک محضر استادان بزرگ عالم تشیع همراه بود که این امر ذوق و شوق این عالم عاشق حقیقت را دوچندان می کرد.

روح والا و جان جویای حقیقت آیت الله مصطفوی سبب شد که پس از برطرف کردن حکم تحریم از خواندن فلسفه،به آموختن این علم روی آورد، چرا که سالها به فتوای نخستین مرجع شیعه یعنی آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی مطالعه فلسفه در حوزه های علوم دینی تحریم شده بود.

علت تحریم فلسفه، نبود ظرفیت و درک لازم در همه افراد و امکان گمراه شدن آنها اعلام و با گذشت زمان و شرایط روزگار، این حکم ملغی شد و آیت الله سید باقر مصطفوی نزد حاج شیخ عباس قوچانی فلسفه آموخت.

آنچنان درس، بحث و مطالعه، سید باقر 40 ساله را در دریای عمیق علم فرو برده بود که وضعیت نامناسب جسمانی را مانعی بر سر راه تحصیل و تعلیم نمی دید و همواره بدنبال شناخت حقیقت، پله های کمال را می پیمود.

وضعیت نامناسب جسمانی او را به جایی رساند که استاد بزرگوارش آیت الله العظمی سید ابوالقاسم موسوی خویی بر او خرده گرفت، بازگشت او را تکلیفی دینی دانست و این عالم حقیقت جو را راهی شهر و دیار زادگاهش کرد، بازگشتی که برای او نه، اما برای مردم کاشان، شادی و برکت به همراه داشت و هر روز سیل مردم مشتاق، در آرزوی آموختن کلمه ای و دیدار با عالمی فرزانه به سوی او می شتافتند.

بازگشت ناخواسته آیت الله سید باقر مصطفوی به ایران و حضورش در کاشان، منشا خیرات و برکات زیادی برای شهر بود.

آیت الله مصطفوی از سال 1351 با حضور در کاشان، به اقامه جماعت، تفسیر و خطابه پرداخت که حاصل فعالیت های علمی ایشان در این سالها مجموعه های دست نویسی در زمینه تفسیر، طهارات ثلاث و کتاب صلوه است.

این عالم وارسته درششم صفر هجدهم آذر 1392 درسن۸۱سالگی دعوت حق رالبیک گفت به رحمت ایزدی پیوست.   روحش شاد

ملامحسن فیض کاشانی ره

ملامحسن فیض کاشانی

 بمناسبت 22ربيع الثاني درگذشت حكيم عارف ومحدث ومفسربزرگ ملا
محمدمحسن فیض کاشانی ره

فقیه، متکلم، محدث، مفسر، فیلسوف و استاد اخلاق محمد فیض کاشانی، مشهور به ملامحسن فیض کاشانی، فرزند رضی الدین شاه مرتضی، در چهاردهم صفر سال 1007 هجری قمری در کاشان به دنیا آمد.
تحصیلات
ملا محسن در دو سالگی پدر خود را از دست داد و دایی و عمویش تربیت او را به عهده گرفتند. ایشان مقدمات علوم را تا سن بلوغ در کاشان و در نزد عمو و دایی اش فراگرفت.
بیست ساله بود که برای ادامه تحصیل به اصفهان مهاجرت کرد و از اساتید برجسته آن دیار کسب فیض نمود. از جمله اساتید این عالم بزرگ عبارتند از: ملا محمد تقی مجلسی، شیخ بهایی، میرداماد، میرفندرسکی و ملاصدرا.
سپس ملا محسن برای کسب علم از سید ماجد بحرانی  به شیراز کوچ کرد و مدت دو سال به تکمیل علم حدیث و روایت پرداخت و بار دیگر به اصفهان بازگشت.
بعد از آن برای انجام فریضه حج به مکه مشرف شده و در آنجا به ملاقات شیخ محمد زین‏الدین عاملی رفته و از آن بزرگوار نیز کسب فیض نمود.
پس از مراجعت از مکه، وقتی ملاصدرا از شیراز به شهر مقدس قم مهاجرت کرد و در روستای کهک اقامت گزید، ملامحسن و ملا عبدالرزاق لاهیجی نیز به آنجا رفته و مدت هشت سال مونس تنهایی او بودند. و در همین دوران بود که  ملاصدرا دو دختر فاضل و عالم خود را به دو شاگردش ملامحسن و ملا عبدالرزاق تزویج کرد.
سپس ملامحسن فیض کاشانی همراه ملاصدرا به شیراز رفته و بعد از دو سال به کاشان بازگشت و به امر تدریس، تعلیم، تبلیغ و ترویج و تألیف و تصنیف مشغول گردید.
تألیفات :
بنابر آنچه نقل شده مرحوم فیض کاشانی نزدیک به دویست جلد کتاب ارزشمند در علوم و فنون مختلف تألیف کرده است. برخی از تالیفات این مرد بزرگ عبارتند از:
تفسیر صافی، تفسیر اصفی، تفسیر مصفی، الوافی، الشافی، النوادر، المحجه البیضاء، مفاتیح الشرایع، اصول المعارف، اصول العقائد، علم الیقین، الحق الیقین، عین الیقین، الحق المبین، الجبر و الاختیار، ضیاء القلب، الفت نامه، زاد السالک، شرح الصدر، گلزار قدس، آب زلال، دهر آشوب، شوق المهدی، شوق العشق،دیوان قصائد و بسیاری کتب دیگر.
شاگردان :
ملا محسن کاشانی در دوران زندگی پربار خود شاگردان فراوانی را تقدیم جهان تشیع کرد. از جمله آن بزرگواران عبارتند از: علَم الهدی  فرزند خود فیض کاشانی، معین الدین فرزند دیگر فیض، عبدالغفوربرادر فیض کاشانی، شاه مرتضی دوم پسر برادر فیض کاشانی، ضیاء الدین محمد، ملا شاه فضل الله، ملا محمد باقر مجلسی، سید نعمت الله جزایری، قاضی سعید قمی، ملا محمد صادق خضری، شمس الدین محمد قمی، شیخ محمد محسن عرفان شیرازی و بسیاری از علمای دیگر.
اخلاق فیض
ملا محسن همواره دارای منشی بلند بود و از عناوین و القاب گریزان، از به دست آوردن شهرت و قدرت با وجود امکانات خودداری می‌کرد. جناب استاد انسانی گوشه‌گیر بود تا  بیشتر به علوم باطنی و دانش و تفکر برسد.
ایشان از رفتن به مهمانی و مجالست با اصحاب و انصار حکومت فاصله می‌گرفت و در جستجوی اهل کمال و کاوشهای علمی مسافرتهای زیاد می‏کرد.
ملامحسن فیض کاشانی، در بیان آراء و نظریات خود صریح بوده و از ریاء و تظاهر و تملق پرهیز می‌کرد و نارضایتی خود را از هرگونه بی‌بندباری، تظاهرات صوفیانه، تقدس خشک، ابراز می‌نمود.
در راه اعتلای کلمه حق و عقاید راستین شیعه هیچ ترسی و هراسی به خود راه نداده و آرزوی او این بوده است که مسلمانان همه سرزمینها بدور از تفرقه و پراکندگی همزیستی داشته باشند.
کلام فیض در سلوک
محافظت بر نمازهای یومیه: گزاردن آن در اول وقت به جماعت و سنن و آداب؛ پس اگر بی‏علتی و عذری از اول وقت تأخیر کند، یا به جماعت حاضر نشود، یا سنتی از سُنن، یا ادبی از آداب آن را فرو گذارد از سلوک راه بیرون رفته و با سایر عوام که در بیابان جهالت و ضلالت سرگردان می‏چرند و از راه و مقصد بی‏خبرند و ایشان را هرگز ترّقی نیست، مساوی است.
محافظت بر نماز جمعه، عید فطر، عید قربان و آیات: با اجتماع شرایط و اگر سه جمعه متوالی ترک نماز کند بی‏علّتی، دل او زنگ گیرد به حیثیتی که قابل اصلاح نباشد.
محافظت بر نمازهای مستحبی: که 34 رکعت است که ترک آن را معصیت شمرده‏اند الا چهار رکعت از نافله‏ عصر و دو رکعت از نافله مغرب و نافله عشا که ترک آن بی‏عذری نیز جایز است.
محافظت بر روزه ماه رمضان: چنانچه زبان را از لغو و غیبت و دروغ و دشنام و نحو آن و سایر اعضا را از ظلم و خیانت و چیزهایی که روزه را باطل می‏کند و از حرام و شبهه بیشتر حفظ و نگهداری کند که در سایر ایام می‏کرد.
وفات
سرانجام ملا محسن فیض کاشانی در سن 84 سالگی، در بیست و دوم ربیع‏الثانی سال 1091 هجری قمری در شهر کاشان از دنیا رفت و در قبرستانی که در زمان حیاتش زمین آن را خریداری و وقف نموده بود، به خاک سپرده شد.
منابع
گنجینه، شماره ششم.
ریحانة الادب، محمدعلی مدرس تبریزی، تهران، چاپخانه شفق.
ده رساله فیض کاشانی، اصفهان، مرکز تحقیقات علمی و دینی امیرالمؤمنین

خاطره مقام معظم رهبرى از روز بازگشت امام خمينى (ره) به ایران

خاطره مقام معظم رهبرى از روز بازگشت امام خمينى (ره) به ایران

یکى از خاطرات خیلى جالب من، آن شب اوّلى است که امام وارد تهران شدند؛ یعنى روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیده‌اید که امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى کردند، بعد با هلى‌کوپتر بلند شدند و رفتند.

تا چند ساعت کسى خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلى‌کوپتر، امام را در جایى که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى‌خواسشت جایى بنشیند که جمعیت باشد، مردم مى‌ریختند و اصلاً اجازه نمى‌دادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. مى‌خواستند دور امام را بگیرند.

هلى‌کوپتر در نقطه‌اى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبیلى امام را سوار کرد. همین آقاى «ناطق نورى» اتومبیلى داشتند، امام را سوار مى‌کنند - مرحوم حاج احمد آقا هم بود - امام مى‌گویند: مرا به خیابان ولى‌عصر ببرید؛ آن‌جا منزل یکى از خویشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مى‌روند و سراغ به سراغ، آدرس مى‌گیرند، بالاخره پیدا مى‌کنند - منزل یکى از خویشاوندان امام - بى‌خبر، امام وارد منزل آنها مى‌شوند!

امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح که ایشان آمدند - ساعت حدود نه و خرده‌اى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندکى استراحت کرده بودند! آن‌جا مى‌روند که نمازى بخوانند و استراحتى بکنند. دیگر تماس با کسى نمى‌گیرند؛ یعنى آن‌جا که مى‌روند، با کسى تماس نمى‌گیرند. حالا کسانى که در این ستادهاى عملیاتى نشسته بودند - ماها بودیم که نشسته بودیم - چقدر نگران مى‌شوند! این دیگر بماند. چند ساعت، هیچ کس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند که بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مى‌آیند، کسى دنبالشان نرود!

من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آن‌جا در یک قسمت، کارهایى را که من عهده‌دار بودم، انجام مى‌گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر مى‌کردیم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّه‌اى آن‌جا بودیم که کارهاى مربوط به خودمان را انجام مى‌دادیم.

آخر شب - حدود ساعت نه‌ونیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى که کار مى‌کردم، نشسته بودم و مشغول کارى بودم؛ ناگهان دیدم مثل این که صدایى از داخل حیاط مى‌آید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صداى گفتگویى مى‌آید؛ مثل این‌که کسى آمد، کسى رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان مى‌آیند! براى من خیلى جالب و هیجان‌انگیز بود که بعد از سالها ایشان را مى‌بینم - پانزده سال بود، از وقتى که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شاید حدود بیست، سى نفر آدم، آن‌جا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خسته‌اند.

براى ایشان در طبقه بالا اتاقى معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته‌اند و ایام دوازده بهمن، گرامى مى‌دارند - به نحوى طرف پله‌ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پاى پله‌ها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه مى‌کردیم. روى پله‌ها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمى‌آید که این بیست، سى نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روى پله‌ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. به‌هرحال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.

البته فرداى آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوى شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آن‌جا بود. این خاطره به یادم مانده است.

منبع : سایت خامنه ای .ای ار

سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری

سیر مطالعاتی چیست و مراحل آن چگونه است؟

 

سیر مطالعاتی چیست ؟ چگونه می توانم یک برنامه مطالعاتی موفق ، برای مطالعه آثار شهید مطهری داشته باشم ؟ پاسخ این سوال همان هدفی است که تمام طرح نسیم مطهر به دنبال تحقق بخشیدن به آن است . مهمترين چيزى كه در يك برنامه مطالعاتى وجود دارد انگيزه و اشتياق درونى است...هدف در مرحله اوّل، يك دوره مطالعه سريع است ...توصيه مى‏شود هميشه با يك مداد، زير جملات ناب و نكات جالب خط بكشيم ..

http://www.ilamcustoms.gov.ir/uploads/1335599968_shhed-mthre.jpg

معرفی سیر مطالعاتی و 12 نکته بسیار مهم در مطالعه آثار شهید مطهری(ره):

 

1) تشكيل گروه:

يكى از اركان مهمّ در يك برنامه مطالعاتى «گروه همراه» است. اهمّيت دوستى و رفاقت بر كسى پوشيده نيست و رقابت سالم و مشاركت فعّال و تشويق متقابلى كه ميان اعضاى يك گروه مطالعاتى ايجاد مى‏شود، به اندازه‏اى پرفايده است كه حتّى در مواردى كه انگيزه درونى فرد رو به سردى گرايد، اطرافيان خيرخواه نخواهند گذاشت كه او از ادامه مسير باز ماند. بهتر است اعضاي گروه، داراي جهات مشتركي باشند از قبيل: سن، تحصيلات، محل سكونت، محل كار يا استراحت و غيره تا تشكيل جلسات گروه با سهولت و فايده بيشتري همراه باشد.

يكي از بهترين نكات كار جمعي، ايجاد يك ضمانت اجرا براي استمرار برنامه و التزام افراد به مطالعه و حضور در جلسات است. بهتر است دوستاني كه با تنبلي و بي ميلي در برنامه شركت مي كنند، ابتدا مورد توجّه، جذب و تشويق ساير اعضا قرار گرفته، افقهاي روشن و فوائد فراوان طرح به آنان گوشزد شود و اگر اين رفتار مؤثر نبود به صورتي محترمانه از آنان عذر خواهي شود تا يكدستي و نشاط ديگر اعضا لطمه نبيند.

مناسب است مسئول گروه، علاوه بر حضور فعال در برنامه مطالعاتي، به فكر عوامل افزايش انگيزه اعضا و كيفيت طرح نیز باشد و راههاي متفاوت را به مشورت و اجرا بگذارد تا بهترين و مؤثرترين برنامه هاي جنبي را براي گروه خود پيدا كند. البته هميشه بايد درصد قابل توجهي را به احتمالات پيش بيني نشده و شكستهاي غير منتظره اختصاص دهيم تا در مواجهه با ناملايمات دلسرد و مأيوس نشويم.


2) مطالعه:

الف) انگيزه و اراده:

مهمترين چيزى كه در يك برنامه مطالعاتى وجود دارد انگيزه و اشتياق درونى است؛ انگيزه‏اى كه با بودنش همه مشكلات و كاستى‏ها ناچيز مى‏نمايد و با نبودش كوچكترين بهانه و دست‏انداز موجب توقّف برنامه و عدم پيشرفت مى‏گردد. بنابراين ابتدا بايد با توجّه به نكات مطرح شده به ضرورت مطالعه آثار شهيد مطهرى‏قدس سره ايمان داشته باشيم و اوّلين هدف ما به پايان رساندن دور اوّل مطالعه اين كتب باشد.

ب) روش مطالعه:

در مورد روش مطالعه كتب و منابع فراواني موجود است. بنابراين فقط به يك جهت ويژه در مطالعه آثار شهيد مطهري (ره) اشاره می كنيم و آن «عمق مطالعه» است. لازم است اعضاي طرح، با در نظر گرفتن سطح علمي، فرصت و هدف خود، عمق مطالعه را نيز تنظيم كنند. مقام معظم رهبري (دام ظله) مي فرمايند: « اگر كسي فقط همین آثار ايشان را یک دور با دقت بخواند این کافی است که او را به يك سطح راقي (عالي و بلند) از معارف اسلامي برساند.»

اما ممكن است برخي افراد شركت كننده در طرح، نتوانند يا نخواهند آشنايي عميقي پيدا كنند؛ پيشنهاد مي‌شود اين دوستان، هدف خود را اتمام يك دور مطالعة عبوري و روزنامه وار قرار دهند تا حداقل دريافت نسبتاً صحيحي از ساختار كلي معارف اسلامي پيدا كنند و به ياري خدا و با علاقه اي كه پيدا مي‌كنند، دور دوم مطالعات خود را از نظر كيفيت و كميت گسترش دهند.

ج) مطالعه روزنامه‏اى:

از آن جا كه هدف در مرحله اوّل، يك دوره مطالعه سريع است نبايد از فراموشى برخى از مطالب يا حلّ نشدن همه نكات كتاب هراس داشته باشيم. روال كتابهاى شهيد مطهرى‏قدس سره به گونه‏اى است كه كتابهاى بعدى، بسيارى از نكات مهمّ و كليدى كتابهاى قبل را تكرار و تكميل كرده، اكثر شبهات و نكات مبهم آنها را حل مى‏نمايند.

د) بهترين استفاده از كمترين فرصتها:

با توجه به حجم مناسب كتابهاى استاد مطهرى‏قدس سره، بهتر است هميشه كتابى را همراه خود داشته باشيم تا در صورت امكان از فرصتهاى كوتاه بيشترين استفاده را ببريم. توصيه مى‏شود هميشه با يك مداد، زير جملات ناب و نكات جالب خط بكشيم و همچنین سؤالات و اشكالاتى را كه به نظرمان مى‏رسد علامت زده، در فرصت مناسب دنبال جواب باشيم.


3) سيرمطالعاتي

الف) استمرار و پايدارى:

يكى از آفتهايى كه در بعضى افراد به چشم مى‏خورد آن است كه احساس مى‏كنند از همان ابتدا بايد تمام جزئيات مسير آينده برايشان مشخص شده باشد و الاّ، پاى در راه نمى‏گذارند. چنين افرادى مانند قطارى هستند كه براى حركت، منتظر مى‏ماند تا تمام چراغهايى كه در راه طولانى پيش رويش قرار دارند سبز شوند تا او آهسته حركت كند. اين قطار نه تنها به منزل نمى‏رسد بلكه محال است از جاى خود تكان بخورد. شخص موفّق آن است كه وقتى به اصل اين برنامه و ضرورت يك دوره مرور آثار شهيد مطهرى‏قدس سره ايمان داشت با اميد به خداى متعال، مطالعه را از بخشهاى پايه و مقدّماتى مثل سيره معصومين و گفتارها آغاز كند و با جديت ادامه دهد؛ مسلّماً پس از مطالعه چند كتاب نخست، هم شوق و علاقه او افزايش مى‏يابد و هم مى‏تواند با شناختى كه از خود و گروه همراهش دارد و مشورتى كه با صاحب‏نظران مى‏كند، ادامه مسير را طىّ كند.

ب) ترتيب مناسب:

اگر مطالعه آثار شهيد مطهرى‏قدس سره با روال مناسبى اجرا نشود ممكن است عدم آشنايى با مطالب مقدّماتى و پرداختن به بحثهاى سنگين‏تر نه تنها فايده مورد نظر را نبخشد بلكه شبهات فكرى ايجاد شده و سنگينى ناگهانىِ مطالب، موجبِ زدگى از كتب اسلامى و ايجاد تصوّر منفى شود. بنابراين لازم است با توجّه به ويژگيهاى خود و گروه مطالعاتى‏مان برنامه و سير مناسبى را با نظر كارشناسان انتخاب كرده با اميد به خدا تا آخر مسير را طىّ كنيم.

سيرهاى مطالعاتى مختلفى از سوى مراكز متعدّد ارائه شده است؛ ولى بايد در نظر داشته باشيم كه هيچ يك درصدد نفى كردن و بى‏فايده دانستن برنامه‏هاى ديگر نيستند. هدف همه كسانى كه در اين مسير تلاش مى‏كنند آن است كه عدّه‏اى از علاقمندان را به سوى كمال راهنمايى نمايند و همان گونه كه اشاره شد انگيزه و احساس نياز درونى مهمترين عامل پيشرفت شما خواهد بود.

يكى از بهترين شيوه‏هاى اين برنامه كه امروزه مورد توجّه قرار گرفته، سير مطالعاتى «آسان به مشكل» است. ما سعى نموده‏ايم ضمن دسته‏بندى آثار شهيد مطهرى ‏قدس سره به چند بخش، شيوه فوق را نيز رعايت نموده باشيم:

الف) بخش سيره معصومين و بزرگان ( شامل كتابهاى: 1- داستان راستان 1 و 2،  2- سيرى در سيره نبوى(ص)، 3- سيرى در سيره ائمّه اطهار علیهم السلام، 4- جاذبه و دافعه على‏عليه السلام، 5- حماسه حسينى، 6- امامت و رهبری)

ب) بخش گفتارها ( شامل كتابهاى 7- حکمتها و اندرزها 1 و2 ،  8- ده گفتار، 9- پانزده گفتار، 10- بيست گفتار، 11- سیری در نهج البلاغه)

پ) دین جاویدان ( شامل كتابهاى 12- ختم نبوت، 13- خاتمیت، 14- اسلام و نیازهای زمان 1 و 2،  15- جهاد)

ت) بخش اخلاقى تربيتى ( شامل كتابهاى 16- آزادى معنوى، 17- امدادهای غیبی در زندگی بشر،18- ولاءها و ولایتها، 19- انسان کامل، 20- تعليم و تربيت در اسلام، 21- فطرت)

ث) بخش اجتماعی(شامل كتابهاى 22- آینده انقلاب اسلامی ایران، 23- نهضتهای اسلامی در صدساله اخیر، 24- خدمات متقابل اسلام و ایران)

ج) بخش زن(شامل كتابهاى 25- مسأله حجاب، 26- پاسخهای استاد، 27- اخلاق جنسی، 28- نظام حقوق زن در اسلام)

چ) بخش تفسیر(شامل كتابهاى 29- پیامبر امّی،  30 الی 37 - آشنایی با قرآن1 الی 8)

ح) بخش عقائد1(شامل کتابهای 38- انسان و ایمان، 39- جهان بینی توحیدی، 40- توحید، 41- عرفان حافظ، 42- وحی و نبوت، 43- نبوت)

خ) بخش عقايد2 (شامل كتابهاى 44- انسان در قرآن، 45- انسان و سرنوشت، 46- عدل الهی، 47- زندگی جاوید، 48- معاد)

د) بخش پایانی(شامل کتابهای 49- نبرد حق و باطل، 50- قیام و انقلاب مهدی(عج)، 51- جامعه و تاریخ، 52- علل گرایش به مادیگری، 53- مسأله ربا و بانک، 54- فلسفه تاریخ)

ذ) بخش کتب تخصصی(شامل كتابهاى 55- کلیّات علوم اسلامی، 56- نظام اقتصادی اسلام، 57- فلسفۀ اخلاق، 58- مسأله شناخت، 59- اصول فلسفه، 60- شرح منظومه، 61- شرح مبسوط منظومه، 62- مقالات فلسفی، 63- درسهای اسفار)


4) مباحثه:

مباحثه يكى از روشهاى اختصاصى حوزه‏هاى علميّه است که فوائد مهمی دارد از جمله:

فهم دقیق نکات درس، تمرین فنّ بیان و تقویت سخنوری، افزایش روابط صمیمانه بین اعضا و غیره. برای بهتر انجام شدن مباحثه بهتر است این موارد رعایت شود:

1) تعداد افراد حداقل 2 و حداکثر 4 نفر باشد.

2) همه افراد گروه مباحثه، موظّف و مقیّد به آماده کردن کامل مطالب و بیان درس باشند.

3) بهتر است مباحثه خود را با ذکر آیه یا حدیثی کوتاه مزیّن کنیم.

4) هر جلسه یک نفر به قید قرعه جهت بیان مطالب انتخاب می شود؛ اما سایر افراد با دقت کامل، گفته های او را کنترل و شبهات او را برطرف می کنند.

5) بهتر است شخص بیان کننده، کتاب را بسته، ازحافظه یا خلاصه نویسی های خود استفاده کند.

6) در مواردی که متن درسی، پیچیدگی و اهمیت خاصی داشته باشد، لازم است در پایان مباحثه، عبارت کتاب نیز با دقّت خوانده و توضیح داده شود. البته در اکثر آثار شهید مطهری این مطلب پیش نمی آید.

تذكر اين نكته نيز ضروري است كه مباحثه معمول در حوزه هاي علمیه، عمق و كيفيت زيادي دارد و يكي از اهداف آن، موشكافي و دقت در ريزترين نكات متن مورد نظر است. اما در طرح مطالعاتي آثار شهيد مطهري نمي توانيم چنين دقتي را به كار بگيريم زيرا در اين صورت، مباحثه هر كتاب ممكن است چندين ماه به طول بينجامد.

البته چنانکه گذشت، حلّ سؤالات و شبهاتي كه براي افراد پيش مي‌آيد نيز از مهمترين فوائد مباحثه است و در صورت باقي ماندن سؤالات، ضمن استمرار مطالعه و مباحثه، در فرصتهاي مقتضي از افراد آگاه كمك گرفته مي شود.


5) تحليل:

ممكن است در شرايطي خاص، و با در نظر گرفتن نكات سابق، برخي از افراد توانايي و تمايل به بحث و تحليل مفصل در مورد مطالب مطرح شده در كتب شهيد مطهري را داشته باشند. اين روش براي همه اعضا توصيه نمي‌شود اما در صورت فراهم بودن شرائط لازم، و از دست نرفتن هدف كلي (يعني اتمام يك دور مطالعه كتب عمومي سير) در نوع خود مفيد و پر بركت است. البته اين برنامه براي دور دوم طرح ضروري و لازم است؛ چرا كه با آشنايي نسبتاً خوبي كه اعضا با مجموعه معارف اسلامي پيدا كرده اند، مي توانند به صورت مستند و مستدل در اطراف هر موضوعي بحث و تحليل قابل قبولي انجام دهند.


6) خلاصه نويسي:

مقام معظم رهبري دام ظله العالي مي فرمايند: «اگر بنده مي خواستم برنامه حوزه علميه را تدوين كنم يكي از برنامه‌ها را اين قرار مي‌دادم كه طلاب ، كتب شهيد مطهري را بخوانند ، خلاصه نويسي كنندو امتحان دهند».

به تجربه ثابت شده است كه خلاصه نويسي تأثیر زيادي در عمق و دقت مطالعه دارد و بسياري از نكات مهمي كه در حال مطاله از نظر دور مي‌ماند و همچنين ساختار كلي مباحث مطرح شده را براي ما روشن مي‌سازد . البته دانستن اين نكته نيز ضروري است كه در مورد آثار شهيد مطهري كه بسياري از آنها در قالب سخنراني بوده، ممكن است بتوانيم مطالب يك فصل را در نيم صفحه خلاصه كنيم، اما حجم قابل توجهي از مقدمه چيني ها، مثالها، شواهد، داستانها و توضيحاتي كه براي فهم دقيق مطالب ضروري است از دست مي رود. به بيان ديگر با اطمينان مي توان گفت كه شخص خلاصه كننده علاوه بر مطالعة اصل كتاب از فوائد خلاصه نويسي نيز بهره‌مند مي شود اما اگر ديگري بخواهد به جاي مطالعة كتاب، از اين خلاصه ها استفاده كند، از اصل مطالب محروم مانده، به مفهوم و هدف قابل اعتمادي نيز دست پيدا نمي‌كند.

بنابراين با يادآوري مجدد فرمايش مقام معظم رهبري (دام ظله) تاكيد مي كنيم: خلاصه نويسي تأثير مهمي بر كيفيت مطالعات دارد (البته نبايد از سرعت طرح بكاهد) ولي استفاده از خلاصه نويسي ديگران به هيچ وجه توصيه نمي‌شود.


7) جلسه:

 تشكيل جلسات دوستانه و صميمي در محيط منزل، خوابگاه و غيره علاوه بر ايجاد تنوع و افزايش صميميت بين اعضا، همان فوائد مباحثه را نيز در بر دارد؛ مشروط بر آن كه: وقت دقيق و مناسبي به بحث علمي و جدّي اختصاص داده شده، از مباحث متفرقه و غيرضروري خودداري و رضايت صاحبخانه، اطرافيان و تبعات احتمالي اين جلسات کاملاً رعایت شود.


8) كلاس:

 بسياري از ما ساختار ذهني و موضع‌گيري‌هاي مختلف خود را از دوران تحصيل و ناشي از برخورد اساتيد خود مي‌دانيم. معلّم وقت و ذهن شاگردان خود را در اختيار دارد و در صورت تسلّط بر فنون تدريس، مؤثرترين فرد در شخصيت آنان خواهد بود.

بنابراين اولاً به مسئولان طرح يادآوري مي شود كه در محيطهاي آموزشي – با هماهنگي مسئولان مربوط – مي‌توانيم بهترين تأثير در آغاز و پيشرفت طرح مطالعه آثار شهيد مطهري را از طريق معلمان و اساتيد آن مجموعه شاهد باشيم. ثانياً در صورت هماهنگي و تمايل شخصي اساتيد محترم، مي‌توان بخشي از برنامه‌هاي آموزشي را از طريق ارجاع به آثار پربار شهيد مطهري و حتي استفاده مستقيم از آنها در كلاس درس، غنا و تنوّع بخشيد.

يادآوري مي‌كنيم كه مقام معظم رهبري دام ظله به مسئولان حوزه علميه سفارش فرمودند آثار شهيد مطهري در برنامه درسي حوزه گنجانده شود (سخنراني در جمع طلاب و فضلاي همدان)


9) كنفرانس:

 بيان خلاصة آثار شهيد مطهري در يك جمع عمومي – كه ممكن است همة آنها متن مورد نظر را مطالعه نكرده باشند – شباهتها و تفاوتهايي با مباحثه دارد.

از طرفي فنّ بيان و اعتماد به نفس گوينده و تسلّط او بر مطالب را تقويت مي‌كند و از طرف ديگر به طور غيرمستقيم و فشرده، عدّه زيادي را در جريان معارف ناب اسلامي قرار مي‌دهد.

 

یک روز با رهبری

يك روز رهبر انقلاب چگونه مي‌گذرد؟

چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوري كه مقام معظم رهبری می‌فرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید. در اصل ایشان 1- ورزش، 2- تعلیم و تربیت 3- تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم إنشاء‌الله انجام بدهیم.

یک روز آقا بیشتر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خواند ...

اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست‌. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خوانند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خوانند، یک روز بیشتر دعا می‌خوانند، یک روز بیشتر ذکر می‌گویند ...

بعدش نماز صبح را می‌خوانند، ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترین‌شان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، می‌آید. ایشان توی دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتری‌هایی که آنجا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا می‌خوانند.

ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند

بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند و حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند.

بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای اینكه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است.

عمامه‌ آقا در كوه، عمامه همیشگی‌شان نیست 

وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم، کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین. با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟

آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست؛ عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است.

بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده‌اید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند.

آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند

آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است.

پس از ورزش‌شان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر.

از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند؛ از بی‌بی‌ شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم.

اذان که بگويند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع می‌کنند و می‌گویند اول نماز را بخوانیم

حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند و بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود.

اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت.

بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.

هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر می‌گویند یا قرآن می‌خوانند

هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طور نمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ به‌خاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد.

آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندند

این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم.»

الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم؛ کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم.

 
تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکي به‌تنهايي خطرناک است


اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد، خطرناک است.

فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است.

اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.


نویسنده:ماهنامه امتداد/خاطراتی از غلام شاه‌پسندی، یكی از محافظان مقام معظم رهبری (مدّظلّه)

دعایی‌ برای ‌رفع گرفتاری‌ به نقل از امام‌زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)   


حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دعایی را به مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری یاد دادند تا در ایام گرفتاری‌های زندگی خوانده شود.

به گزارش خبر حوزه، امام جمعه موقت تهران،با اشاره به نقش مهم توکل بر خدا در حل مشکلات زندگی انسان اظهار داشت: مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان:

«يا مَن إذا تضايقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب اليه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموريَ المتضايقةِ باباً لم يَذهَب اليه وَهمٌ يا ارحم الراحمین»

حجت الاسلام صدیقی اضافه کرد: در این دعا بر خداوند عرضه می‌داریم: « ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد».

امام خامنه‌ای حتی در ایران هم مظلوم و ناشناخته اند

 

 

دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به آینده‌نگری رهبر انقلاب اعلام کرد پیش‌بینی درست ایشان از شکست رژیم صهیونیستی و عقب‌نشینی آن از لبنان، در زمانی که کوچکترین نشانه‌ای هم از آن دیده نمی‌شد، برای خود ما هم غیرقابل باور بود اما پیش‌بینی ایشان درست بود.



 



 


به گزارش فرهنگ نیوز  به نقل ازفارس، سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان روز دوشنبه (6 ژوئن) در سخنان خود در همایش «نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای» که سخنانش به طور مستقیم از شبکه خبری العالم و المنار پخش شد، اعلام کرد: برای من افتخاری است که افتتاح کننده کنفرانس شما باشم، کنفرانسی که در نوع خود اقدامی بسیار بااهمیت تلقی می‌شود، چرا که این اولین بار است که کنفرانسی فکری‌ - ‌علمی خارج از ایران برگزار می‌شود تا به بررسی اندیشه‌ها ، افکار و شخصیت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای مدّ ظله از تمام ابعاد بپردازد؛ همان‎گونه که باید از تمام برگزار کنندگان این کنفرانس و تمام حاضران و شرکت‌کنندگان در این جلسه و جلسات بعدی تشکر کنم.

 

 
* آشنایی با رهبر انقلاب

سیدحسن نصرالله افزود: آشنایی نزدیک من با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به سال 1986 بازمی‌گردد که در آن سال فرصت دیدارهای بسیاری با ایشان به من دست داد تا بیش از پیش با افکار، اندیشه‌ها، اصول، مبادی فکری و شیوه‌های تحلیل و بررسی حوادث و جریانات امور توسط ایشان جهت راهبری امور و رهبری جامعه و اتخاذ تصمیمات در شرایط حساس آشنا شوم و این جدای از خصوصیات و ویژگی‌های اخلاقی متمایزی است که ایشان از آن بهره می‌برند.

* تمجید از شخصیت رهبری

دبیرکل حزب‎الله لبنان تصریح کرد: با توجه به شناختی که از آیت‎الله العظمی خامنه‌ای در دست دارم و پس از مطالعه و بررسی بسیاری از مدارک و شواهد می‌توان گفت، ما در خدمت امام بزرگواری قرار داریم که در رهبری، تقوا، پرهیزکاری و اجتهاد بی‌نظیری است ما در خدمت امامی هستیم که دارای دیدگاهی جامع، عمیق و مستحکم و استوار بر اصول و مبادی‎ای از قبیل "اصول و مبانی فکری "؛ "شناخت نیازها و مشکلات "؛ "شناخت امکانات موجود " و "آشنایی با راهبردهای مناسب و همخوان با آن اصول و مبادی " است و به همین دلیل است که ملاحظه می‌کنیم به راحتی ایشان بر روند جاری در امور آگاهی و اطلاع دارند و با عمق و بینش عمیق آنها را به راحتی ارزیابی می‌کنند و بی‌شک این ارزیابی دقیق و عمیق نشأت یافته از همین دیدگاه جامع و شامل است و به خاطر همین دیدگاه است که با وجود حوادث و جریان‌های مختلف و متفاوت، درباره هریک دیدگاه کارشناسانه خود را همچون یک صاحب‎نظر نکته‎سنج و دقیق بیان می‌کنند.

* امام خامنه‌ای حتی در ایران هم مظلوم و ناشناخته هستند

وی اظهار داشت: ما خود را در برابر شخصیت بزرگ و استثنایی از این حیث ملاحظه می‌کنیم و می‌بینیم که بسیاری در این امت هستند که از این شخصیت والا آگاهی و شناختی جز اندک ندارند و به همین دلیل است که به‎جرأت می‌توانیم بگوییم که ایشان میان امت اسلام و حتی در ایران چقدر مظلوم هستند؛ حتی ایشان در مهمترین بعد شخصیتی‌شان که همان بعد سیاسی و رهبری است هنوز شناخته شده نیستند، چون شخصیتی است که دشمنان از یک سو آن را محاصره کرده‌اند و از سوی دیگر دوستان آن‎گونه که باید حق این شخصیت را ادا نمی‌کنند و این مسئولیت ماست که این امت را با این شخصیت بزرگ و عظیم آشنا کنیم تا از آن بهره‌های لازم و شایسته را ببرند و از برکات وجودی چنین رهبری و چنین ولی فقیه و اندیشمند و متفکری برای حال و آینده و دنیا و آخرت خود مستفیض شوند، به‎ویژه آن‎که جهان اسلام از قرن‌ها پیش با چالش‌های بزرگ و مهمی مواجه است و این وظیفه و مسئولیت این کنفرانس است که ابعاد ناشناخته آن امام فرزانه را بر مسلمانان تبیین و آشکار کنند.

* پیش‌بینی‌های درست امام خامنه‌ای

نصرالله گفت: آیت الله خامنه‌ای همواره از اصل پیروزی مقاومت سخن می‌گفتند و همیشه می‌گفتند که‌ بر اساس ایمان و اعتقادتشان از این اصل سخن می‌گویند. ایشان پس از سال 1996 نیز می‌گفتند که رژیم صهیونیستی در وضعیت مناسبی نیست و توان پیشروی و ادامه اشغال لبنان را مجددا ندارد.

به گفته نصرالله، رهبری انقلاب «تاکید می‌کردند که اسرائیل در وضعیت سردرگمی در لبنان به سرمی‌برد، نه توان عقب نشینی دارد نه توان ماندن نه توان پیشروی؛ باید اندکی صبر پیشه کنید و منتظر گذشت امور باشید و بدانید تصمیم‌گیری‌های رژیم صهیونیستی وابسته و مرهون اقدامات مقاومت است. اواخر سال 1999 انتخابات نخست وزیری در رژیم صهیونیستی برگزار شد و دیدیم که باراک چگونه با شکست دادن نتانیاهو در انتخابات به نخست وزیری این رژیم رسید و تصمیم گرفت در ژوئیه از لبنان عقب نشینی کند. فضای حاکم بر لبنان و سوریه به گونه‌ای بود که کسی تصور نمی‌کرد، این گفته باراک حقیقت داشته باشد، بعد از مدتی دیدیم که باراک تلاش کرد، در برابر عقب نشینی از لبنان بر امتیازات یا ضمانت‌هایی امنیتی از دولت لبنان یا سوریه دست یابد. باور همه ما در این خصوص بر این بود که اگر این ضمانت‌ها به رژیم صهیونیستی داده نشود، این رژیم از جنوب لبنان عقب نشینی نخواهد کرد و مقاومت باید در اندیشه راهبردهای دیگر باشد، اما در دیداری که با آیت الله خامنه‌ای داشتیم و دیدگاه‌های خود را به ایشان عرضه کردیم، ایشان نظر دیگری داشتند و به ما تاکید کردند که پیروزی شما در لبنان بسیار نزدیک است آنقدر نزدیک که خودتان هم تصورش را نمی‌توانید بکنید. این سخنان آیت الله خامنه‌ای بر خلاف تمام تحلیل‌ها و اطلاعات ارائه شده از فضای حاکم بر جنوب لبنان بود و هیچ‌ نشانه‌ای دال بر عقب نشینی رژیم صهیونیستی یا آمادگی این رژیم برای این عقب نشینی وجود نداشت؛ اما ایشان به برادران حزب الله تاکید کردند که خود را برای موفقیتی بزرگ آماده کنند و بهتر است موضع‌گیری و سخنرانی‌ها و اظهار نظرهای سیاسی‌تان این گونه و آن گونه باشد، پس از آن عقب نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان روی داد و این برای ما غافلگیر کننده نبود، چون خود را برای چنین عقب نشینی و پیروزی آماده کرده بودیم.

دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه اظهارات خود گفت: در جنگ تموز [33 روزه] که از حیث همراهی جهانی و بین المللی جنگی جهانی و از حیث حمایت و پشتیبانی تمام کشورهای عربی حامی رژیم صهیونیستی بودند و هدف آن از بین بردن مقاومت در لبنان بود و همه میزان سنگدلی و خشونت بکار رفته توسط رژیم صهیونیستی علیه حزب الله را مشاهده کردند و دیدند چگونه یک رژیم سرتاپا مسلح یک مقاومت بی‌دفاع را به شدیدترین وجه سرکوب کرد و آماج حملات وحشیانه خود قرار داد، بگونه‌ای که سخن گفتن از پیروزی مقاومت در این شرایط موضوع بسیار سخت و غیر ممکنی می‌نمود.

* پیام شفاهی رهبری برای نصرالله درباره جنگ 33 روزه

نصرالله افزود: در این شرایط یکی از دوستان پیامی شفاهی از آیت الله خامنه‌ای برای من آورد که ایشان در آن گفته بودند، جنگ شما با رژیم صهیونیستی بی‌شباهت به جنگ احزاب نیست که طی آن تمام قبایل علیه پیامبر به جنگ برخاسته بودند اما سرانجامشان ناکامی و شکست بود، شما نیز بر خدا توکل کنید و بدانید بی‌شک شما پیروز این میدان خواهید بود و پس از این پیروزی بزرگی و قدرت بسیار خواهید یافت و هیچ کس در آن زمان باور نمی‌کرد، این گفته آیت الله خامنه‌ای به حقیقت بپیوندد، اما دیدیم که چگونه حزب الله در این جنگ پیروز شد.

* 11 سپتامبر و پیش‌بینی امام خامنه‌ای

دبیر کل حزب‌الله لبنان گفت: پس از حوادث 11سپتامبر همه دیدند که آمریکا چگونه به خصومت به جهان اسلام پرداخت به سوی منطقه خاورمیانه لشگرکشی کرد.

نصرالله گفت: آمریکا به گونه‌ای لشکر کشید که همه بر این باور بودند که منطقه وارد عصر آمریکایی خود شده است و از این پس، ملتهای منطقه باید شاهد سیطره و حاکمیت آمریکا بر خاورمیانه باشند و خود را برای یکصد یا دویست سال حاکمیت آمریکا در منطقه و جنگ‌های جدیدش که آن را به جنگ‌های صلیبی تشبیه کرده بودند، آماده می‌کردند.

سید حسن نصرالله گفت: در آن زمان من سفری به ایران داشتم و طی این سفر به دیدار آیت الله خامنه‌ای رفتم و نظر ایشان را درباره حوادث منطقه‌ای و ورود آمریکا به آن جویا شدم، در آن زمان اوضاع به قدری بحرانی بود که برخی از مسئولان و مقامات ایرانی نزد آن حضرت می‌آمدند و با ایشان درباره برقراری رابطه با آمریکا مشورت می‌کردند و می‌گفتند، باید به دنبال سازش و آشتی با آمریکا باشیم؛ در حالی که ایشان با توجه به دیدگاه استراتژیک‌شان این خواسته‌ها را رد و تاکید می‌کردند،‌ اوضاع آنگونه که ملاحظه می‌کنید بر وفق مراد آمریکایی‌ها نیست؛ نگران نباشید آمریکا هم اکنون به اوج خود رسیده و از هم اکنون به بعد باید در انتظار فرود و افول این کشور و بویژه ناکامی طرح‌هایش در منطقه باشیم و باید بر این پایه و دیدگاه با موضع‌گیری‌ها و سیاست‌های آمریکا در منطقه برخورد کنید و تعامل داشته باشید.

دبیرکل حزب الله لبنان افزود: امام خامنه‌ای تاکید کردند که این سخنانشان بر پایه‌ داده‌های صحیح و درست است و بدانید آمریکا پس از این که نتوانست از منافع خود در منطقه حمایت کند،‌ اقدام به اشغال عراق و افغانستان خواهد کرد و با تمام نیروی نظامی خود به منطقه لشگر کشی خواهد کرد که این دلیل بر ضعف و ناتوانی این کشور است نه اقتدار و توانمندیش و نتیجه‌گیری‌های این گونه‌ای که صورت می‌گیرد، ناشی از جهل و نادانی ملل منطقه از یک سو و حاکمان آنها از سوی دیگر است.

سیدحسن نصرالله افزود: من می‌توانم به جرات به شما بگویم طی سال گذشته جهان اسلام و عرب سال بسیار سختی را سپری کرد، چرا که جهان غرب به سرکردگی آمریکا از تمام توان خود برای سرکوب ملل منطقه استفاده کرد و با تمام سلاح‌هایش به آن لشگر کشی کرد، تا رژیم‌های مورد نظر خود را حمایت و مخالفان را سرکوب کنند‌ اما آیت‌الله‌خامنه‌ای با درایت و شجاعت و دور اندیشی و حکمت خود در سخت‌ترین لحظات راهبر این مبارزه بودند و با فرمایشات خود هدایتگر ملل منطقه بودند و این درحالی است که هنوز بسیاری از ابعاد این جنگ برملا نشده و کسی از آن آگاه نیست.

* پیش‌بینی امام خامنه‌ای درباره رژیم صهیونیستی

دبیرکل حزب الله لبنان گفت: آیت الله خامنه‌ای اعتقاد دارند که رژیم صهیونیستی رو به زوال و فروپاشی است و معتقدند، این سقوط چندان به طول نخواهد انجامید و بزودی شاهد فروپاشی رژیم صهیونیستی خواهیم بود و معتقد است، سازش و صلح با رژیم صهیونیستی به جایی نخواهد رسید و آنچه در فلسطین و مناطق اطراف ما روی می‌دهد، بر این نکته تاکید دارد که ملت مقاوم فلسطین همچنان خط مشی مقاومت و ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی و عدم سازش با این رژیم را ادامه می‌دهد و نسل کنونی و جوانان امروز ثابت می‌کنند که همچنان به بازگشت به سرزمین خود امیدوارند و خواستار بازگشت به میهن خود هستند و هنگامی که سخنان آیت الله خامنه‌ای درباره اسرائیل را با شرایط حاکم بر منطقه مقایسه می‌کنیم و آن را با موفقیت‌های مقاومت در جنگ تموز [33 روزه] و جنگ غزه ارزیابی می‌کنیم ملاحظه می‌کنیم که فروپاشی و سقوط رژیم صهیونیستی امر دور از دسترسی نیست و ان شاء الله بزودی محقق خواهد شد.

* تظاهرات آوارگان فلسطینی در مرزهای فلسطین اشغالی ادامه راه امام خمینی است

دبیرکل حزب الله لبنان در پایان سخنانش تاکید کرد، امروز درحالی این کنفرانس را افتتاح می‌کنیم که باید در برابر فلسطینیانی که در مرزهای جولان دست به تظاهرات زدند و آشکارا پیام خود را مبنی بر ادامه مقاومت و مبارزه با رژیم صهیونیستی و عزم موجود در میان امت اسلام در این باره به گوش صهیونیست‌ها رساندند، سر احترام و تعظیم فرود بیاوریم و از آنها تقدیر و تشکر کنیم که بار دیگر اهداف آمریکا در منطقه را برملا نمودند که مهمترین آن در مصادره انقلاب‌های عربی نمود پیدا می‌کند.

سیدحسن نصرالله با اشاره به حمله دیروز رژیم صهیونیستی به تظاهرات‌کنندگان فلسطینی در جولان اشغالی و کرانه باختری گفت: بی‌شک بر زمین ریخته شدن خون جوانان فلسطینی بار دیگر بر این امر تاکید کرد که آمریکا کشوری که خود را مدافع حقوق بشر و آزادی معرفی می‌کند، حامی و پشتیبان مطلق رژیم صهیونیستی است و این خون‌های پاک بر زمین ریخته شدند تا ادامه دهنده بیداری و آگاهی سیاسی و تاریخی باشند که امام خمینی (ره) آغازگر آن بود و توسط جانشین بر حقش آیت الله خامنه‌ای ادامه می‌یابد.

* مـذاکـرات سـازش؛

طرفداران مذاکرات سازش پس از 20 سال به دیدگاه امام خامنه‌ای رسیدند

نصرالله با اشاره به مذاکرات سازش گفت: هنگام کنفرانس مادرید در سال 1990 و در آن مرحله که رهآورد آن تغییر بسیاری از معادلات بین المللی و منطقه‌ای بود، دولت آمریکا اعلام کرد که گفت‌وگوهای سازش را به مرحله موفقی سوق داده و موفق شده با امضای موافقتنامه "اسلو " گام بسیار مهمی در راه حل اختلافات فلسطینی‌-‌صهیونیستی بردارد و همه تقریبا بر این باور بودند که راه حلی نهایی برای این اختلافات یافته شده و اعراب در آستانه سازش و صلحی نهایی هستند.

نصرالله افزود: آیت‌الله خامنه‌ای در آن آن زمان دیدگاه کاملا متفاوتی به این موافقتنامه داشته و تاکید کردند، این کنفرانس و موافقتنامه راه به جایی نخواهد برد و آمریکا نمی‌تواند نظرات و دیدگاه‌های خود را بر رژیم صهیونیستی تحمیل کنند و اکنون پس از گذشت 20 سال مشاهده می‌کنیم که طرف‌های شرکت کننده در مذاکرات و برخی شخصیت‌های حاضر در کنفرانس مادرید در به بن بست رسیدن این توافقنامه به دیدگاه و نظر آیت‌الله خامنه‌ای در بیست سال پیش رسیده‌اند و پس از 20 سال از ناکامی و سرگردانی و گمراهی خود در این مذاکرات سخن می‌گویند.

دبیرکل حزب الله لبنان افزود: در سال 1996 همه آنچه در مذاکرات میان سوریه و رژیم صهیونیستی روی داد را به یاد می‌آورند و آنچه از به اصطلاح ودیعه و سپرده "اسحاق رابین " و آمادگی‌اش برای عقب نشینی از خط چهارم ژوئن 1967 یا از بلندی‌های جولان تا خط 4 ژوئن را به یاد می‌آوردند و همه به یاد می‌آورند که پس از این وعده‌ها همه از پایان یافتن مشکلات و درگیری‌های موجود با اسرائیل سخن می‌گفتند و کسانی بودند که نزد ما آمدند و گفتند، دیگر نیازی به از خودگذشتگی، فداکاری و تکیه بر مقاومت نیست و دیگر مقاومت و ایستادگی را به حال خود رها کنید، چون تمام مسائل در حال حل شدن است و از این پس باید تمام توجه خود را بر سازش و صلح متمرکز کنیم و از ما خواستند، از این پس مسائل و امور خود را بر پایه سازش و صلح حل و فصل کنیم اما ملاحظه کردیم، امام خامنه‌ای در آن زمان گفتند، آنگونه که می‌گویند، امور بر این روند پیش نخواهد رفت و اطمینان دارم، پیمان صلحی میان سوریه و اسرائیل و سرانجام لبنان و اسرائیل منعقد نخواهد شد و من به شما توصیه می‌کنم مقاومت به همان راه و خط مشی سابق خود ادامه دهد تا به پیروزی برسد و خود را به این سخنان، فرضیه‌ها و احتمالات مشغول نکنید مطمئن باشید رابین نخواهد توانست به گفته‌های خود عمل کند، که ملاحظه کردیم، پس از بازگشت به رژیم صهیونیستی و در یک سخنرانی چگونه بدست یک صهیونیست افراطی ترور شد و به قتل رسید و تمام آن وعده و وعیدها به فراموشی سپرده شد.

سیدحسن نصرالله تصریح کرد، در شرایطی که دو جنبش حماس و جهاد اسلامی در معرض حملات شدید و کوبنده‌ای قرار داشتند بگونه‌ای که برخی می‌گفتند که این دو جنبش و مقاومت فلسطینی دیگر نخواهد توانست دیگر به پای خود بایستند و به مقاومت ادامه دهند، دیدیم که چگونه عملیات‌های شهادت طلبانه‌ در قدس و تل‌آویو انجام دادند و با این عملیات‌ها چگونه لرزه برجان رژیم صهیونیستی انداخت، پس از آن شاهد بروز بحران جنوب لبنان و پس از آن برگزاری کنفرانس شرم الشیخ بودیم که در آن تمام رهبران جهان حضور یافتند تا به دفاع از رژیم صهیونیستی و آن چیزی بپردازند که تروریسم نامیده شد و در اقدامات شهادت طلبانه حماس و جهاد اسلامی و حزب الله خلاصه گردید و تهدیدات بسیاری به سوی این جنبش‌ها صورت گرفت و تصمیماتی برای محاصره این جنبش‌های به اصطلاح آنها تروریستی اتخاذ شد، سپس شاهد جنگ خوشه‌های خشم در آوریل 1996 بودیم که پس از آن موجب روی کار آمدن بینامین نتانیاهو بودیم و دیدیم که همه چیز به نقطه اول بازگشت.

 

خوشه هاي معرفت از خرمن بهجت دلها

خوشه هاي معرفت از خرمن بهجت دلها



آنچه در پي مي آيد گلچيني از رهنمودها و توصيه هاي اخلاقي حضرت آيت الله بهجت است كه از منابع مختلف انتخاب شده و توسط دفتر معظم له به روزنامه کیهان ارسال شده است. با همه آن را از نظر مي گذرانيم.


1) هم جنسي و هم شكلي و اختلاط با كفار، تسلط و حكومت آنها را بر مسلمانان آسانتر مي سازد. [در محضر بهجت: 1/32]


2) اگر بي تفاوت باشيم و براي رفع گرفتاريها و بلاهايي كه اهل ايمان بدان مبتلا هستند دعا نكنيم، آن بلاها به ما هم نزديك خواهد بود.[همان: 1/97]


3) ائمه ما (عليهم السلام) دعاها را در اختيار ما گذاشته اند تا ما را غرق در نور ببينند. [همان: 1/189]


4-اگر بخواهيم محيط خانه گرم و باصفا و صميمي باشد، فقط بايد صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشي و رأفت را پيشه خود كنيم تا محيط خانه گرم و نوراني باشد. [همان 1/300]


5-ما بايد باب توجيه خطا و اشتباه را به روي خود ببنديم و براي هر خطا، زبان به استغفار بگشاييم و اگر قابل جبران باشد، جبران كنيم. [همان]


6-خدا نكند حرام در نزد انسان زينت داده شود! اين يك بيماري قلبي است كه انسان به آن مبتلا مي شود، و با وجود راههاي حلال كه نيازش را برآورده مي كند، خود را به حرام گرفتار مي نمايد! [همان: 1/298]


7-واي بر ما اگر در خصوص خوردنيها و نوشيدنيها از حرام اجتناب نكنيم! زيرا همين غذاها است كه منشأ علم و ايمان و يا كفر ما مي شود! [همان: 1/337]


8-اگر مي خواهيد از ناحيه دعا به جايي برسيد، زبان حالتان اين باشد: تسليم خدا هستيم، هر چه بخواهد بكند، بنا داريم عمل به وظيفه بندگي كنيم. [همان: 1/341]


9-در اين مطلب جاي شك نيست كه اگر انسان بدان موفق باشد، براي او كافي است و تمام مطالب و نتايج رياضات شاقه و دشوار را دارد! و آن مطلب اين است كه: انسان خود را در محضر خدا ببيند و خدا را در همه احوال، مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه كارها و احوال خود، ناظر بداند. [همان: 1/354]


10-براي اداره تمام جهان كافي است كه انسان، عاقل و مؤمن و متدين باشد. ديانت و عقل، براي اداره كره زمين كفايت مي كند [همان:2/43]


11-عبارت: (واجعل قلبي بحبك متيماً: و دل مرا سرگشته و ديوانه عشق و محبت خود قرار ده.) نفي موضوع خودبيني است و اين كه پروانه بشود و به نور رسد و نور شود. از خدا بخواهيم با جذبات او از خود فارغ شويم و بي خود گرديم تا نفهميم و خود را در برابر عظمتش گم كنيم. [همان: 2/121]


12-راستگويي، در ديدن رؤياي صادقه و صفاي روح خيلي مؤثر است. [همان: 2/158]


13-باب رسيدن به كمالات و لقاءالله مفتوح است. حيف نيست اين مراحل را كه از راه بندگي حاصل مي شود، نداشته و از آنها محروم باشيم؟![همان: 2/190]


14) خوردن غذاي شبهه ناك و نيز غذاي كسي كه از حرام پرهيز ندارد، هر چند جايز است؛ ولي انسان را مريض و از عبادات محروم مي كند و يا سبب سلب توفيق مي شود. [همان: 2/246]


15) موجبات خواطر و غفلت و نسيان از ياد و ذكر حضرت حق را خود ما فراهم مي كنيم... در اثر محاسبه و مراقبه، عيب كار آشكار مي گردد. [همان: 2/364]


16) كسي كه از معنويات و معرفت خدا بهره مند است، چه حاجت به كيميا دارد؟! چه كيميايي بالاتر از خداشناسي؟![همان: 2/359]


17) انسان هر راهي را بدون تقيد و پايبندي به قرآن و سنت برود، روز به روز تنزل مي كند. [همان: 2/361]


18) انسان بايد هر روز موضع خود را مشخص كند كه آيا اهل حق است و يا باطل و پيرو آن. [همان: 2/362]


19) خدا كند شغل نافع به حال خود را تشخيص دهيم و تثبيت در آن پيدا كنيم و در آن ثابت قدم باشيم، و هر روز فكر تازه اي در سر نداشته باشيم و هر لحظه به رنگي نباشيم! [همان: 2/395]


20) به فكر خود باشيم، خود را اصلاح كنيم. اگر به خود نرسيديم و خود را اصلاح نكرديم، نمي توانيم ديگران را اصلاح كنيم. [همان: 2/427]


21) بايد هر كسي در شبانه روز، مقداري از وقت خود را صرف تحصيل علوم دينيه كند، ولو به فرض، يك ساعت در شبانه روز. [فيضي از وراي سكوت: 156]


22) ابتلائات براي اين است كه يقين پيدا كنيم. [نكته هاي ناب: 75]


23) كسي كه بداند در مرآي و مسمع خدا است، نمي تواند گناه كند. تمام انحرافات ما از اين است كه خدا را ناظر و شاهد نمي بينيم.[همان]


24) ما بايد با احاديث سر و كار داشته و آنها را مطالعه كنيم؛ چرا كه شفا در اينها است. [همان: 91]


25) هر روز، يك روايت از كتاب (جهاد النفس) وسائل الشيعه را مطالعه كنيد. در واضحاتش بيشتر فكر كنيد. بعد اين را در خودتان مي بينيد كه سر يك سال، عوض شده ايد! [همان: 143]


26) بعضي گمان مي كنند كه ما از ترك معصيت عبور كرده ايم؛ غافلند از اين كه معصيت، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم، كبيره است. [به سوي محبوب: 34]


27) هيچ ذكري بالاتر از ذكر عملي نيست. هيچ ذكر عملي، بالاتر از ترك معصيت در اعتقاديات و عمليات نيست. [همان: 40]


28) بايد بدانيم علاج ما، اصلاح نفس است در همه مراحل، و از اين مستغني نخواهيم بود و بدون اين، كار ما تمام نخواهد شد. [همان: 104]


29) خدا مي داند يك صلواتي را كه انسان بفرستد و براي ميتي هديه كند، چه معنويتي، چه صورتي، چه واقعيتي براي همين يك صلوات است! [همان: 114]


30) انسان بايد دائم الذكر باشد! زيرا كسي كه دائم الذكر باشد، همواره خود را در محضر خدا مي بيند و پيوسته با خدا سخن مي گويد. [برگي از دفتر آفتاب: 144]


31) اگر جلوي خود را در ارتكاب معاصي نگيريم، حالمان به انكار و تكذيب و استهزا به آيات الهي، و يا به جايي مي رسد كه از رحمت خدا نااميد مي شويم! [در محضر بهجت:1/193]


32) التزام به سنخ دعاهاي اهل بيت (عليهم السلام) اولين مرتبه اش، مجالست و مؤانست با آنها است. [همان: 1/246]


33) در تعبديات، كوه كندن از ما نخواسته اند، سخت ترينش نماز شب خواندن است كه در حقيقت، تغيير وقت خواب است نه اصل بي خوابي، بلكه نيم ساعت زودتر بخواب، تا نيم ساعت زودتر بيدار شوي! [همان: 2/170]


34) در قضيه حضرت يوسف (عليه السلام) آمده است: (اخرج عليهن: بر آنان بيرون آي.) فقط يك ديدار بود، و پس از ديدن جمال حضرت يوسف... دستها را قطع كردند و بي اختيار شدند!... پس اهل شهود كه كشف آنها به مراتب قوي تر است، چگونه با مشاهده جمال و كمال مطلق، به هر چه غير او است پشت پا نزنند؟! [همان: 2/176]


35) بوده اند كساني كه اگر معصيت يا خلافي از آنها صادر مي شد يا غذاي ناپاكي مي خوردند، متوجه مي شدند و مي گفتند: تاريك شديم، حجابي حاصل شد. [همان:2/426]


36)ترك معصيت، حاصل نمي شود به طوري كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت. [به سوي محبوب:23]


37) مواعظ عمليه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قوليه است! [همان: 33]


38) از خدا مي خواهيم كه عيدي ما را در اعياد شريفه اسلام و ايمان، موفقيت به عزم راسخ ثابت دايم بر ترك معصيت قرار بدهد، كه مفتاح سعادت دنيويه و اخرويه است! [همان: 35]


39) هر كه عمل كرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم مي فرمايد! [همان:46]


40) نماز شب، مفتاح توفيقات است [كليد موفقيتها است]. [ همان: 79]


41) وقتي كه روح انسان به عالم ديگر رفت، مي فهمد اين همه تشريفات در دنيا لازم نبود. [در محضر بهجت: 2/405]


42) ما بايد در اعتقادات و اعمال، چه عمل شخصي مان و يا عمل نوعي و اجتماعي مان و در عبادتمان، از تحصيل رضايت خدا، لحظه اي غافل نشويم و مسامحه نكنيم كه اگر مسامحه بكنيم، در همان آن، خاسر و زيانكار شده ايم! [فيضي از وراي سكوت:53]


43) مدام به قرآن نگاه كردن، دواي درد چشم است. [در محضر بهجت: 2/280]


44) اگر از قرآن استفاده نمي كنيم، براي آن است كه يقين ما ضعيف است. [همان: 2/280]


45) ملائكه، صداي ما را ضبط مي كنند، هم از گفتار ما، هم از اصل و نيت گفتار ما كه به داعي الهي صادر شده است، يا نفساني و شيطاني، عكسبرداري مي كنند. [همان: 2/100]


46) نسبت اين دنيا و عالم آخرت، مثل شكم مادر و عالم رحم با اين عالم است (والموت ولاده الروح: مرگ، تولد روح است.) [همان: 2/235]

پیش بینی جالب یک عالم  از آینده ایران

به گزارش شیعه آنلاین، در دیدار با حضرت آیت الله شیخ "محمد شاه آبادی" از ایشان درباره اوضاع ایران و جهان پرسیده شد؛ که معظم له اینگونه پاسخ فرمودند: واقعیت این است که در مقابل توطئه های خارجی و داخلی ایران شکست نخواهد خورد و دلیل آن طبق روایات و ادله این است که در ایران نفوسی عالی زندگی می کنند که وجودشان سرشار از معرفت و محبت و اطاعت از خداوند و ولایت پیامبر و خاندان او صلوات الله علیهم است و محبت و ولایت این خاندان همان چیزی است که سبب مصونیت در مقابل توطئه ها می گردد.

حضرت آیت الله "شاه آبادی" در ادامه افزودند: هر چند در داخل و خارج هستند کسانی که بخاطر عدم محبت و اطاعت از ایشان مورد غضب پیامبر و خاندان ایشان علیهم السلام می باشند ولی وجود حتی یک نفر که واقعا عارف و محب و مطیع باشد می تواند مانع شکست کشور گردد.

این عالم ربانی همچنین گفت: در روایات داریم که زکریا ابن آدم به خدمت امام رضا علیه السلام از بدی بعضی مردم قم شکایت کرد و درخواست کناره گیری از مردم را داشت ولی امام به ایشان فرمودند: در قم بمان که ما اهل قم را به واسطه تو می پذیریم، یعنی تو سبب امان شهر و مردم آن و همچنین سبب پذیرفتن آنها هستی.

ایشان افزودند: خداوند در قرآن می فرمایند: «وَمَا کانَ اللهُ لِيُعَذّبَهُمْ وَأَنتَ فيهمْ وَمَا کانَ اللهُ مُعَذّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتغْفرُونَ». دو چیز سبب امان مردم و مسؤولان است هر چند گنهکار باشند. یکی بودن ولایتِ حقه مهدویه و توجهِ امام زمان علیه السلام به ایران و دیگری استغفار کردن انسان ها، و بدانید که ایران مورد توجه و نظر ولی الله الاعظم امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف است و می رسد روزی که تمام غرب و شرق به واسطه رشد و تکاملی که ایران پیدا می کند محتاج مردم ایران می گردند.

حضرت آیت الله "شاه آبادی" در پایان افزودند: حضرت رسول صل الله علیه و آله و سلم فرمودند: «اگر علم در ثریا باشد گروهی از مردم فارس به آن دست پیدا می کنند». این تحولات علمی در ایران منشأ توجه همه کشورها به ما گردیده و نهضت اسلامی پیروز خواهد شد انشالله.